موضوعات سایت

آرشیو سایت

این مطلب از وب سایت دانلود آهنگ جدید • دان موزیک. انتشار گردید.

دانلود آهنگ محسن ابراهیم زاده تو بگو

در این پست می توانید آهنگ محسن ابراهیم زاده تو بگو را با دو کیفیت اصلی ۱۲۸ و ۳۲۰ به همراه متن اهنگ دانلود کنید

دانلود آهنگ محسن ابراهیم زاده تو بگو

Download New Song By Mohsen Ebrahimzadeh Called  To Bego

تکس موزیک محسن ابراهیم زاده تو بگو

——-| ♫ 🎵 ♬ |——-

🎵نیستی رفتی کسی نه نیومده🎵

🎵سر نزده اشتباهی از منو این دله🎵

🎵من سر نزده نیستی این دل واسه تو دل دلو🎵

🎵دل دل میکنه آخه حاله تو بده هی میگی🎵

🎵جای من این روزا کی پیشت اومده🎵

——-| ♫ 🎵 ♬ |——-

🎵نه نداره چاره این دله بیچاره نداره🎵

🎵نه نداره آخه جز غصه ی دوریه تو کاری🎵

🎵نداره که نداره نه نداره چاره این دله🎵

🎵بیچاره نداره نه نداره🎵

🎵آخه جز غصه ی دوریه تو کاری🎵

——-| ♫ 🎵 ♬ |——-

🎵نداره که نداره🎵

🎵صبر میکنم واسه تو بگو تا کی🎵

🎵به شرطی که به من نگی تو هی🎵

🎵تو به بازی نگیر دله منو هی🎵

🎵نه نداره چاره این دله بیچاره نداره🎵

🎵نه نداره آخه جز غصه ی دوریه تو🎵

——-| ♫ 🎵 ♬ |——-

🎵کاری نداره که نداره نه نه نه ,🎵

🎵نه نداره چاره این دله بیچاره🎵

🎵نداره نه نداره آخه جز غصه ی🎵

🎵دوریه تو کاری نداره که نداره🎵

——-| ♫ 🎵 ♬ |——-

 

 

دانلود آهنگ محسن ابراهیم زاده تو بگو

  • دسته‌بندی نشده
  • ۱۵ آذر
  • بدون نظر
  • 0 views


men

هر جامعه ای در هر جایگاه و شرایطی که باشد متاثر و برآیند مجموعه ای از قوانین، خصایص، رفتارها، فرهنگها و الگوهای شخصیتی افراد آن جامعه است. میزان رشد و پیشرفت هر کشوری ارتباط مستقیم با سلامت فکری، روحی و جسمانی مردم دارد که گاهی این موضوع کم اهمیت جلوه داده می شود.

به گزارش آلامتو به نقل از سایت مردمان؛ در این مقاله به ۸ خصلت مهمی که برای داشتن دنیایی بهتر باید اصلاح شوند آشنا میشوید.

  1. از خود تعریف کردن

از قدیم گفته اند “درخت هرچقدر بارش بیشتر باشد افتاده تر است.” مثلی که در شرایط فعلی عکس آن مصداق پیدا کرده است. برخی مردم بطور مداوم در حال منم منم کردن، لاف زدن و بالا بردن شأن و شخصیت خود هستند و اینگونه میخواهند وجاهتی، ولو کاذب، در میان دیگران کسب کنند.

مرتب از کلمه “من” استفاده میکنند: “من از همه بیشتر میفهمم”، “من خیلی زیبا هستم”، “من فقط میتوانم”،”من فلان جا آشنا دارم بیچاره ات میکنم!”، “من درست میگویم.” خود شیفتگی و اعتماد بنفس بیش از حد در این افراد توهم خودبرتر بینی را در آنها تقویت میکند و باعث بروز چنین رفتارهایی میگردد.

  1. دو صد گفته چو نیم کردار نیست

موضوع مهم دیگر این است که اغلب مردم عمل گرا نیستند و بیشتر ترجیح میدهند حرف بزنند. حرفهایی که به ظاهر زیبا و دلربا هستند اما عملی کردن آنها قدری مشکل می نماید. اکثر ما عادت کرده ایم دیگران را نصیحت کنیم، نظرات سازنده خود را ابراز کنیم، از دیگران انتقاد کنیم، ولی هیچ گاه حاظر نیستم اصلاح را از خود شروع کنیم و به اعتقاداتمان از جنبه عملی بنگریم.

کوچکترین قدمی برنمی داریم و فقط شعار می دهیم و انتظار داریم دنیا با کلمات ما بهتر شود. آیا تا به حال فکر کرده اید که از این همه حرف بدون عمل چه چیزی نصیبمان شده و یا خواهد شد؟ آیا قدمی هرچند کوچک برای رسیدن به اهدافتان برداشته اید؟ اهدافی که خودتان منتفع شوید و نه حتی دیگران؟

  1. زودباوری

ساده لوحی و سطحی نگری یکی از دلایل اصلی عقب ماندن در زندگی و صدمات فرهنگی، مالی و اعتقادی بشمار میرود. در دنیایی که همگان در پی انتفاع شخصی خود هستند نباید هر چیزی را که شنید، خواند و یا حتی دید، بسادگی باور کرد.

کمی اندیشه و تعقل برای باور هر موضوعی لازم است. در واقع کسانی که کلاه برداری میکنند نه بخاطر زرنگیشان، بلکه بدلیل ساده لوحی افرادی که کلاه سرشان میرود، به اهداف خود میرسند. خرد ورزی در ایجاد باورها و تثبیت آنها یکی از خصایص مهم انسانها است.

  1. شخصیت پرستی

بالا بردن افراد در زمینه های مختلف از قبیل ورزشی، سینمایی، موسیقی و غیره در حد بت و پرستش شخصیت آنها باعث میگردد بسیاری از گرفتاری های جامعه شکل بگیرد و کاستی ها و نواقص افراد در پس این شخصیت کاذب و ساختگی مخفی بماند.

تعصب گرایی در میان افراد شخصیت پرست شکل میگیرد و فردی که بت شده، دیگر لزومی به نقد شدن و جواب پس دادن در خود نمی بیند و همه بی هیچ چون و چرا خود را ملزم به پیروی از او میکنند. باید بدانیم که همه انسانیم نه کمتر و نه بیشتر و با هر انسانی باید در حد اعتدال رفتار شود و احترام کسب کند.

  1. بی تفاوتی

بی توجهی و بی تفاوتی به محیط اطراف و نزدیکان به شدت در حال باب شدن است. اغلب سر در کار خود دارند و توجهی به آنچه که در پیرامونشان می گذرد ندارند و یا اگر اندک التفاتی است با بی تفاوتی از آن رد می شوند: در گوشه ای دو نفر در حال نزاع خونین می باشند ولی افراد حاظر در محل تنها به تماشای ماجرا اکتفا میکنند، شخصی خود را بدون نوبت در جلوی صف جا میکند ولی تنها عده معدودی به این عمل او معترض میشوند، فروشنده ای بابت اجناس خود مبالغ خارج از عرف از مشتریانش دریافت میکند اما کمتر کسی اعتراض میکند، همسایه ای از فرط فقر شبها گرسنه می خوابد ولی همسایه اش با بی تفاوتی از او میگذرد، فرد سالخورده ای در اتوبوس بدون صندلی مانده و هیچکس حاظر نیست جایش را به او بدهد، در نهایت باید دانست: بنی آدم اعضای یک پیکرند… راستی شما همسایه طبقه بالا یا پایین خود را می شناسید؟! در برابر آنچه که در اطرافتان میگذرد هوشمندانه و با چشمانی تیزبین نظاره گر باشید!

  1. بی هویتی

بحران هویت در میان جوانان معضلی است که باید بطور جد مورد بررسی و حل و فصل قرار گیرد. بسیاری از هویت اصلی خود فرسنگها جدا افتاده اند و آنرا در افراد دیگری می جویند تا بلکه از این بحران خود را خلاص کنند.

الگو برداری از شخصیتهای غیر متعارف و غربی و قدم گذاردن در مسیر آنها برای کسب هویت از خطرناکترین اختلالات شخصیتی بشمار میرود. فقر فرهنگی و نداشتن اصول و معیارهای ایجاد و حفظ هویت از جمله مسائلی هستند که باید بیش از بیش برای بهبود آنها اقدام شود.

  1. رفتار احساسی

خداوند جهان آفرینش را بر اساس عقل و خرد بنا کرده است بنابراین انسانها نیز به عنوان وارث می باید امور خود را بر اساس این موهبت الهی سازماندهی کنند. در دنیای کنونی بروز رفتارها و معیارهای احساسی برای تصمیم گیری در امور زندگی و جنبه های مختلف آن مانند ازدواج، و شغل، مشکلات عدیده ای را برای افراد بوجود آورده و سبب ناکامی ها و شکستهای بسیاری گشته است.

مقدم داشتن عقل نسبت به احساس میتواند مقدمه ای برای رسیدن به اهداف و آرزوها باشد و انسان را از پسرفت بازدارد. از جمله نمودهای ناهنجار رفتارهای احساسی در جامعه میتوان به خودکشی، سرخوردگی بعد از شکست عشقی، پشتکار نداشتن در امور شغلی، تعارفات بیش از حد، محبتهای بی جا و مضر، وسواس فکری و مشکلات خانوادگی اشاره کرد.

  1. ندیدن تصویر بزرگ

ندیدن تصویر بزرگ و غرق شدن در امور روزانه زندگی که همیشه در حال تکرار شدن هستند و مشغولیات کم اهمیت، مانعی جدی در برابر افق دید انسان برای مشاهده دوردستها و آرزوهای بزرگ ایجاد میکند. افرادی که در لاک روزمرگی خود فرو میروند و یک زندگی بی حرکت و روتین برای خود ایجاد میکنند همیشه در موقعیت فعلیشان باقی می مانند و هیچ پیشرفتی در زندگی آنها دیده نمی شود.

“”خداوند حال هیچ قومی را تغییر نمی دهد مگر آنکه آن قوم، خود حاشان را تغییر دهند””

  • لینک
  • ۱۵ آذر
  • بدون نظر
  • 11 views


success

رشد اقتصادی چطور اندازه‌گیری می‌شود؟

• رشد اقتصادی یک کشور با تولید ناخالص داخلی آن کشور در یک سال سنجیده می‌شود.
• تولید ناخالص داخلی: مقدار کلی محصولات و خدمات کامل ارائه شده طی یک سال در یک کشور.

تولید ناخالص داخلی

• مقدار محصولات و خدماتی است که در طول یک سال به طور کامل در یک کشور ارائه می‌شود.

— نشاندهنده میزان فقیر یا غنی بودن یک کشور است
— نشان می‌دهد اقتصاد کشوری بهتر یا بدتر شده است

• بالا بردن تولید ناخالص داخلی یک کشور می‌تواند به بالا بردن استاندارد زندگی در آن کشور کمک کند.

استاندارد زندگی

• استاندارد زندگی افرادی که در یک کشور زندگی می‌کنند
— هرچه تولید ناخالص داخلی کشوری بالاتر باشد، کیفیت زندگی در آن کشور بالا  خواهد رفت.
• برای اینکه کشوری تولید ناخالص داخلی بالایی داشته باشد، باید از طریق آموزش و پرورش در سرمایه انسانی سرمایه‌گذاری کند و محصولاتی تولید کند که برای فروش در داخل یا خارج از کشور ارزشمند باشند.

۴ عامل رشد اقتصادی

۴ عامل وجود دارد که تولید ناخالص داخلی یک کشور را در طول یک سال تعیین می‌کند:

  • منابع طبیعی
  • سرمایه انسانی
  • کالاهای سرمایه‌ای
  • کارآفرینی
  1. نقش منابع طبیعی

• «هدیه طبیعت»
• بسیار مهم برای همه کشورها: بدون آن کشورها مجبور خواهند شد منابعی که نیاز دارند را از کشورهای دیگر وارد کنند (که بسیار پرهزینه است).
— کشورهایی که منابع طبیعی زیادی دارند قادرند بسیار ارزان‌تر از کشورهایی که منابع طبیعی ندارند، از آنها برای تولید کالاها و خدمات استفاده کنند.

• اگر کشوری منابع طبیعی زیادی داشته باشد، همچنین می‌تواند با کشورهای دیگر وارد تجارت شود و پول به اقتصاد کشور خود وارد کنند.

  1.  نقش سرمایه انسانی

• ارزشی که انسان‌ها وارد بازار می‌کنند
— ملت‌هایی که در سلامت، تحصیلات و آموزش مردم خود سرمایه‌گذاری می‌کنند، نیروی کار بسیار ارزشمند‌تری دارند.
• سرمایه انسانی شامل آموزش و پرورش، مهارت‌ها و مراقبت‌های سلامتی کارگران و ارزشی که وارد اقتصاد کشور می‌کنند، می‌شود.
— نمونه‌ها: کامپیوتر/خواندن/نوشتن/مهارت‌های ریاضی، استعداد موسیقی/ورزش/بازیگری، توانایی دنبال کردن دستورالعمل‌ها، توانایی رهبری و همکاری با اعضای گروه

• نرخ سواد هر کشور بر سرمایه انسانی آن کشور تاثیر می‌گذارد.
— درصد جمعیت بالای ۱۵ سال که قادر به خواندن و نوشتن باشند

سرمایه انسانی چطور بر رشد اقتصادی تاثیر می‌گذارد؟

• ملت‌هایی که در سلامت، تحصیلات و آموزش مردم خود سرمایه‌گذاری می‌کنند، نیروی کار بسیار ارزشمند‌تری دارند که کالاها و خدمات بیشتری را تولید می‌کند.
• افراد آموزش‌دیده با پیشرفت‌های تکنولوژیکی بیشتر در ارتباط هستند و این موجب استفاده بهتر از منابع طبیعی و تولید کالاهای بیشتر می‌شود.

  1. سرمایه‌گذاری در کالاهای سرمایه‌ای

• برای بالا بردن تولید ناخالص داخلی، کشورها می‌بایست در کالاهای سرمایه ای نیز سرمایه گذاری کنند:
— همه کارخانه‌‌ها، ماشین‌آلات، تکنولوژی‌ها، ساختمان‌ها و دارایی‌هایی که برای فعالیت تجارت‌های مختلف موردنیاز هستند
— نمونه‌ها: ابزارآلات، تجهیزات، کارخانه‌ها و کارگاه‌ها، تکنولوژی، کامپیوترها، چوب، ماشین‌آلات، و از این قبیل
• هرچه کشوری کالاهای سرمایه‌ای بیشتری داشته باشد، می‌تواند کالاها و خدمات بیشتری تولید کند

  1. نقش کارآفرینی

• افرادیکه برای شروع و راه‌اندازی یک تجارت وارد ریسک می‌شوند، کارآفرین نامیده می‌شوند
— این افراد پول و زمان خود را وارد خطر می‌کنند زیرا سودآوری ایده‌های تجاری خود را باور دارند.
• کارآفرینان برای موفقیت تجارتشان می‌بایست آن را خوب مدیریت کنند
— آنها منابع طبیعی، نیروی انسانی و منابع سرمایه‌ای را برای تولید موادغذایی یا ارائه خدمات جمع‌آوری کرده و به کار می‌گیرند.

کارآفرینی چطور بر رشد اقتصادی اثر می‌گذارد؟

  • کارآفرینی ایجاد شغل می‌کند و بیکاری را کاهش می‌دهد.
  • افراد را به ریسک کردن تشویق می‌کند و در این راه مراقبت‌های سلامتی، تحصیلات و برنامه‌های تسهیلاتی آنها را افزایش می‌دهد.
  • هرچه کشوری کارآفرینان بیشتری داشته باشد، تولیدناخالص داخلی آن کشور بیشتر خواهد شد.

  • لینک
  • ۱۵ آذر
  • بدون نظر
  • 13 views


love-god

به گزارش آلامتو و به نقل از مردمان؛ خدا را دوست دارید؟ بعید می‌دانم فرد دین‌داری در جهان باشد که به این سوال پاسخ منفی بدهد. ولی اگر بخواهیم واقعاً صادق باشیم، شاید پاسخمان مثبت هم نباشد.

جوان‌ترها و بچه‌ها چطور؟ آیا آنها هم خدا را از ته قلب و فکرشان دوست دارند؟

حدود یک سال پیش به شناختی دست یافتم: اینکه من واقعاً خدا را دوست ندارم.

بله می‌توانم بگویم که دوستش داشتم، دستوراتش را رعایت می‌کردم، زمان زیادی را به او فکر می‌کردم و کلامش را دوست داشتم. ولی به دلیلی هیچ تلاش واقعی برای دوست داشتن واقعی او انجام نمی‌دادم.

من وقت و انرژی زیادی را برای تلاش به دوست داشتن دیگران گذاشته بودم ولی به دلیلی نمی‌دانستم که این دومین کاری است که باید انجام دهم، نه اولی.
اولی دوست داشتن خدا است.

چطور ممکن بود فراموش کرده باشم؟

از فهمیدن این خجالت‌زده شده بودم که چطور این همه سال خودم را دین‌دار فرض می‌کردم ولی دستور اصلی آن را نفهمیده بودم.

تصمیم گرفتم که همه انرژی‌ام را روی دوست داشتن خدا متمرکز کنم. ولی اولین سوالم این بود که چطور می‌توانم این کار را بکنم؟ چطور باید دوست داشتن خدا را شروع کنم؟

چیزی که متوجه شدم این بود که دوست داشتن خدا سخت نیست چون او خارق‌العاده است. ولی اگر بخواهیم واقعاً خدا را دوست داشته باشیم، باید روی رابطه‌مان با او وقت و انرژی بگذاریم، درست مثل کاری که برای هر رابطه انسانی انجام می‌دهیم.

با کارهایی که در زیر می‌نویسم من توانستم عشق به خدا را درونم تقویت کنم:

  1. به او فکر کنید.

هر چه بیشتر به او فکر می‌کنم، بیشتر دوستش دارم. به این فکر می‌کنم که او بعنوان یک خالق تا چه اندازه بزرگ و فوق‌العاده است و تا چه اندازه به دور از خودخواهی است.

به این فکر می‌کنم که تا چه اندازه با من خوب بوده و من را با وجود همه کارهایی که مخالف او انجام دادم چقدر دوست دارد. به نعمت‌هایی که در اختیارم قرار داده فکر می‌کنم و به این فکر می‌کنم که چقدر فوق‌العاده است که خالق هستی تا این اندازه به من توجه دارد.

وقتی به قدرت و شگفت‌انگیز بودن او فکر می‌کنم، قلبم پر از عشق به او و شکرگزاری می‌شود.

  1. به او بگویید دوستش دارید.

وقتی من به خدا می‌گویم که دوستش دارم، متوجه می‌شوم که این کلمات واقعاً از ته قلبم و حقیقی هستند. وقتی به او می‌گویم که چرا دوستش دارم، این احساس حتی قوی‌تر هم می‌شود.

  1. در حضورش وقت بگذرانید.

هیچ رابطه‌ای بدون وقت گذراندن با هم تقویت نمی‌شود. این مسئله درمورد رابطه ما با خدا هم صدق می‌کند. وقتی تصمیم گرفتم زمانی از روزم را برای نماز و دعا کنار بگذارم، عشقم به او کم‌کم بیشتر شد. همینطور فهمیدم که موسیقی کمکم می‌کند بهتر بتوانم روی فکر او متمرکز شوم و بیشتر دوستش داشته باشم.

  1. هر کاری را بخاطر عشقتان به او انجام دهید.

انگیزه انجام کارها است که در نتیجه آن تفاوت ایجاد می‌کند. وقتی تصمیم می‌گیریم کاری را بخاطر عشق به خدا انجام دهیم، عشقمان به او بیشتر می‌شود.

همه ما می‌توانیم برای دوست داشتن بیشتر خداوند تلاش کنیم. من خودم به تازگی این مسیر را شروع کرده‌ام. و البته نمی‌توانیم برای به کار بردن این درس‌ها در زندگی خودمان دست از کار بکشیم. باید عشق به خدا را به فرزندانمان هم منتقل کنیم.

با الگو شدن به فرزندانتان یاد بدهید که چطور خداوند را دوست داشته باشند. به آنها کمک کنید خوبی و بزرگی خداوند را درک کرده و تحسین کنند. به آنها یادآور شوید که هر کاری که در زندگی می‌کنیم باید بخاطر عشق به خداوند باشد.

  • لینک
  • ۱۴ آذر
  • بدون نظر
  • 12 views


mental-game

بازی ذهنی به رفتارهای عمدی گفته می‌شود که با هدف خاصی صورت بگیرد.

به گزارش آلامتو و به نقل از مردمان؛ بعضی مردها واقعاً عاشق این هستند که با زن‌ها بازی‌های ذهنی انجام دهند. اگر از خودتان می‌پرسید که بازی‌های ذهنی چه هستند، باید بگوییم که این بازی‌ها انواع مختلفی دارند ولی همه آنها یک ویژگی دارند: فرستادن سیگنال‌های مختلط برای بازی کردن با احساسات کسی.

چرا مردها بازی‌های ذهنی انجام می‌دهند؟

اگر شک دارید که طرفتان ممکن است با شما بازی کند، هنوز دیر نیست. این بازی‌ها به دلایل مختلف انجام می‌شوند. اگر درک می‌کنید که چطور و چرا این بازی‌ها را با شما انجام می‌دهد، آنوقت می‌توانید شما هم با او بازی کرده و از او جلو بیفتید. ما در اینجا به دلایلی که ممکن است باعث شود کسی این بازی‌ها را با طرفش انجام دهد اشاره می‌کنیم و بعد متداول‌ترین این بازی‌ها را توضیح می‌دهیم و به شما آموزش می‌دهیم چطور آن بازی‌ها را ببرید. اینها سه دلیل اصلی این بازی‌های ذهنی فریبنده هستند:

  1. اولین دلیل که باعث می‌شود مردی این بازی‌ها را انجام دهد این است که زنی را امتحان کند؛ عشق او، وفاداری‌اش، توانایی احساسی‌اش، درکش و هوشش را.
  2. دلیل دومی که ممکن است مردی دست به این بازی‌ها بزند این است که واقعاً بخواهد چیزی از طرف مقابل خود به دست آورد و می‌داند که تنها راهی که می‌تواند او را متقاعد به انجام آن کند این است که از راه احساسات او وارد شود. این مردها همان بازیکن‌های واقعی هستند. این بازیکن‌های واقعی فهمیده‌اند که احساسات تا چه اندازه می‌تواند افراد را آسیب‌پذیر کند و آنها از این نقطه‌ضعف به سود خود استفاده می‌کنند.
  3. بعضی مردها هم هستند که فقط محض تفریح دست به این بازی‌ها می‌زنند. بعضی وقت‌ها خارج کردن کسی از حالت متعادلش برای ما رضایت‌بخش و جذاب است.

متاسفانه بعضی‌ها نمی‌توانند عمق این بازی‌ها را ببینند. بازی کردن با احساسات کسی می‌تواند منجر به دعوا، فحاشی، جدایی، طلاق و خیلی چیزهای بد دیگر شود. بنابراین توصیه ما به آقایان عزیز این است که بااینکه این کار بسیار مفرح است ولی خیلی مهم است که بدانید کی باید دست از بازی بکشید و قبل از اینکه دیگر راه بازگشتی نباشد، عقب بروید.

دوست دارید بدانید مردها چطور این بازی‌ها را با شما انجام می‌دهند؟

در زیر به چند علامت هشدار اشاره می‌کنیم:

  1. آیا خواسته‌هایی غیرمنطقی یا ناممکن دارد؟

این اتفاق معمولاً بدون هشدار قبلی می‌افتد. طرفتان یکدفعه شروع به درخواست‌های عجیب و غریب و غیرمنطقی از شما می‌کند.

ممکن است یکدفعه پیشنهاد کند که دوتایی به ملاقات کسانی بروید که شما هیچ علاقه‌ای به دیدن آنها ندارید. یا مثلاً اصرار می‌کند که برنامه ورزشی موردعلاقه‌اش که شما اصلاً از آن خوشتان نمی‌آید را همراه با او تماشا کنید.

حتی ممکن است یکدفعه نگذارد کارهایی که به طور معمول انجام می‌دادید را انجام دهید – حتی ممکن است نگذارد از خانه خارج شوید.

دختران عزیز لطفاً مراقب باشید. واکنش بیش از حد نشان ندهید چون ممکن است فقط بخواهد آزمایشتان کند.

اگر اینطور باشد، احتمالاً می‌خواهد قدرت اراده، انعطاف‌پذیری و مهمتر از اینها قدرت شما را امتحان کند.

اگر واقعاً می‌خواهید جایی در قلب او داشته باشید، این زمانی است که باید به او نشان دهید تا چه اندازه درکتان بالا است و سیاست دارید.

باور کنید اگر از این آزمایش موفق بیرون بیایید، اعتماد او به شما صدچندان خواهد شد.

  1. آیا ناگهان دیگر تماس نمی‌گیرد؟

این برای دخترها بسیار کلافه‌کننده است. وقتی دختری به پسری واقعاً علاقه داشته باشد، به طور طبیعی به چنین جنگ روانی‌ای یک واکنش احساسی قوی نشان می‌دهد.

بیشتر دخترها در چنین شرایطی دچار افکار ترسناک می‌شوند. دختر ممکن است نگران شود و از خودش بپرسد که آیا این پسر واقعاً به او علاقه دارد یا نه، اینکه شاید به کس دیگری وارد رابطه شده است، دچار مشکلی جدی شده، مریض است یا هزار فکر دیگر. یک عالم سوال در ذهنش ایجاد می‌شود بدون اینکه پاسخی داشته باشد چون از مردی که باید جواب این سوال‌ها را بدهد هیچ خبری نیست. نه زنگ می‌زند و نه تماس‌هایش را جواب می‌دهد.

وحشت نکنید، اینطوری به آن نگاه کنید: ممکن است بخواهد ببیند که تا چه اندازه به او نیازمند هستید یا اینکه اگر دیگر نباشد چه اندازه دلتان برایش تنگ می‌شود.

اگر موضوع این باشد، رفتار شما ممکن است همه چیز را برایتان بدتر یا بهتر کند. او می‌خواهد ببیند شما تا چه اندازه به او علاقه دارید و تا چه اندازه به او متعهد هستید و اینکه آدم شکاکی هستید یا نه.

توصیه ما این است که به هیچ عنوان وحشت نکنید و واکنش افراطی نشان ندهید. حواستان باشد که هیچ پیغام اشتباهی برایش نفرستید. درعوض، به او پیام دهید که برایتان مهم است و اگر خودش دوست داشته باشد کنارش هستید ولی او را محبور به این کار نمی‌کنید.

  1. آیا سکوت می‌کند یا تلگرافی جوابتان را می‌دهد؟

بیشتر زن‌ها از این رفتار خوششان نمی‌آید. آنها دوست دارند با همسرشان حرف بزنند و وقتی می‌بینند که جواب‌های او کم‌کم تلگرافی می‌شود، بلافاصله می‌فهمند که مشکلی وجود دارد.

اگر این اتفاق برای شما هم افتاده است، بدانید که مردتان کاملاً آگاه است که با این کار اعصاب شما را به هم می‌ریزد.

به حرف ما گوش کنید: ریلکس باشید.

وحشت نکنید یا وسوسه نشوید که حرف بدی به او بزنید که ممکن است بعداً پشیمان شوید. او فقط می‌خواهد توانایی تحمل شما را بسنجد. پس به او اثبات کنید که می‌توانید و خودتان را نیازمند نشان ندهید، البته خیلی مهم است که به او نشان دهید که دوستش دارید.

  1. بی‌دلیل پرخاشگر شده است؟

کم‌کم متوجه می‌شوید که مرد مهربانی که به او عادت داشتید، به غریبه‌ای وحشتناک تبدیل شده است.

این خشونت ممکن است نه فقط به سمت شما بلکه به سمت همه نزدیکانش باشد و فضایی از رعب و وحشت ایجاد کند.

می‌دانم اصلاً موقعیت خنده‌داری نیست ولی هدف این بازی افتضاح نه آسیب رساندن به شما بلکه امتحان کردن شهامت و قدرتتان است. او می‌خواهد ببیند تا چه اندازه شوکه شدن را تاب می‌آورید. هیچکس دوست ندارد با یک ترسو زندگی‌اش را تقسیم کند.

حتی اگر طرفتان قبول نکند، بیشتر مردها لازم دارند بدانند که شما کسی هستید که می‌توانید کنار او بایستید و آنها می‌توانند در مواقع لزوم به شما پناه بیاورند. اگر موفق از این امتحان بیرون بیایید به او نشان خواهید داد که زنی قوی و شجاع هستید.

  1. دیگر تحسینتان نمی‌کند؟

با این راه هر دختری را می‌توان حسابی عصبانی کرد. زن‌ها عاشق این هستند که از آنها تعریف شود، خودشان هم این را انکار نمی‌کنند. آنها دوست دارند که به آنها بگویید چقدر زیبا شده‌اند، چقدر فلان لباس به آنها می‌آید و … اصلاً به همین دلیل نیست که این همه وقت را صرف رسیدن به ظاهر خودشان می‌کنند؟

پس بعد از اینکه زنی حسابی وقت گذاشته و خود را خوشگل کرده است، دوست دارد مردش به او بگوید که از نتیجه کارش راضی است. این مسئله درمورد آشپزی یا حتی مهارت‌های او در رابطه‌جنسی هم صدق می‌کند. زن‌ها عاشق این کلمات شیرین‌اند.

حالا مرد چه می‌کند؟ طوری رفتار می‌کند که انگار متوجه هیچ چیز نیست. انگار اصلاً آن زن وجود ندارد.

اگر این اتفاق برای شما هم می‌افتد، می‌توانید مطمئن باشید که او شاهد عصبانی‌ شدنتان است. ممکن است وسوسه شوید که داد و غال راه بیندازید که بازی را به نفع او تمام می‌کند. او می‌خواهد شما را آزمایش کند تا نقطه شکست شما دستش بیاید. می‌خواهد ببیند که فردی طبیعی هستید یا نه و اینکه می‌توانید وقتی فردی واکنش موردانتظارتان را ندارد، با اوضاع کنار بیایید؟

  1. شما را با دیگران مقایسه می‌کند، با خواهرتان یا دوستتان؟

این بدترین نوع این بازی‌های ذهنی است.

با مقایسه کردن منفی یک زن با زنان دیگر، مرد از مخرب‌ترین روش برای نشان دادن نقص‌ها و اشتباهات آن زن استفاده کرده است. همه ما می‌دانیم که اشتباه کردن جزء انسان بودن ماست ولی وقتی کسی فردی که در زندگی‌اش است را مجبور می‌کند به چنین روش مسخره‌ای نگاهی به خودش بیندازد، به طور کل پیامی کاملاً متفاوت و افتضاح به او می‌فرستد.

چه واقعاً قصدش اصلاح اشتباهات نامزدش باشد چه گفتن اینکه دیگر نمی‌تواند با او باشد، در هر حال او آن زن را با نشان دادن اینکه به نظرش دیگران بهتر از او هستند، ناراحت می‌کند.

اگر این اتفاق برای شما هم افتاده است، خوب گوش کنید. ممکن است بخواهید با گفتن و برملا کردن چیزهایی که به او ثابت کند آن افراد هم آنقدرها که او فکر می‌کند خوب نیستند، تلافی کنید. ولی قبل از اینکه چنین کاری انجام دهید، بیشتر فکر کنید. نباید اجازه دهید وادارتان کند که با زبانی زشت بدی‌های دیگران را برملا کنید. اگر اینکار را بکنید، به او نشان خواهید داد که خیلی زود و راحت کسانی که به شما اعتماد کرده‌اند را زیر پا له می‌کنید.

علاوه بر این، ممکن است واقعاً قصدش این است که شما بهتر شوید و تغییر کنید. بله حقیقت تلخ است ولی بعضی وقت‌ها فقط این نزدیکانتان هستند که می‌توانند چنین حقایقی را به شما بگویند.

  1. با دخترهای دیگر طنازی میکند؟

این مردها می‌دانند که زن‌ها همیشه مراقب اینگونه رفتارهای آنها که خیلی وقت‌ها به صورت ناخودآگاه انجام می‌شود هستند.

خوب حالا این بازیکن‌ها چه می‌کنند؟ البته معلوم است که این سیگنال‌ها را برایتان می‌فرستند. چنین مردی آنقدر طنازی میکند تا مطمئن شود که شما این پیام را دریافت کرده‌اید که او ممکن است به دیگران بیشتر از شما توجه و علاقه نشان دهد.

این کار آنها سه دلیل می‌تواند داشته باشد که واقعیت این است که می‌ترسیم آنها را عنوان کنیم. چون ممکن است اصلاً دلتان نخواهد چنین چیزهایی را درمورد مردها بدانید.

۱) او برای ایجاد حس حسادت در شما و بیشتر کردن علاقه‌تان طنازی میکند.

۲) ممکن است برای تفریح کردن با زن‌های دیگر طنازی کند و بعد بخواهد که واکنش شما را ببیند و بفهمد می‌تواند یک روز که دلش خواست مرزهایش را زیر پا بگذارد و با دختر دیگری رابطه برقرار کند یا نه.

۳) همچنین ممکن است برای فرستادن این پیام که می‌خواهد همین روزها رابطه‌اش را با شما تمام کند، اینکار را بکند و بعد وقتی شما اعتراض کردید بگوید که دیگر نمی‌تواند با این رفتار انحصارطلبانه شما کنار بیاید.

اگر این کار او به دلیل اول بود، باید به او نشان دهید که دوستش دارید. این همان چیزی است که او می‌خواهد – اینکه به او نشان دهید او را واقعاً می‌خواهید.

اگر اینکار او به دلیل دوم باشد، جلو روید و به او بگویید که بااینکه می‌داند برای تفریح اینکار را می‌کند ولی این چیزها حد و مرزی دارد. مطمئناً وقتی ببیند که شما بازی او را خوانده‌اید شوکه خواهد شد. این به او نشان می‌دهد شما زنی باهوش، با درک بالا، مسئول و باتوجه هستید.

بیایید دعا کنیم که این رفتار او به دلیل سوم نباشد. چون اگر اینطور باشد دیگر کار چندانی از دست شما برنمی‌آید. اگر واقعاً خیلی انحصارطلبانه با او رفتار می‌کنید باید کاری برای این عادتتان بکنید چون بیشتر مردها از این رفتار متنفرند.

  1. مرموز شده است؟

یکدفعه متوجه می‌شوید که مردتان روز به روز مرموزتر می‌شود.

اگر مردی وارد چنین جنگ روانی‌ای می‌شود، ممکن است روش‌های مختلفی برای آن داشته باشد.

ممکن است اول با پاسخ ندادن به بعضی از سوالاتتان شروع کند. ممکن است دیگر فکرهایش را با شما در میان نگذارد و ترجیح دهد که خودش تنها باشد. ممکن است تظاهر کند که دور از شماست و یادش رفته‌اید. همه این رفتارها عدم علاقه به شما را نشان می‌دهد.

بازیکن‌های واقعی می‌دانند که این استراتژی مثل جادو عمل می‌کند، البته اگر زن موردنظر به شما علاقه‌ای داشته باشد. چون دور کشیدن شما باعث میشود علاقه او بیشتر شود. شک و تردیدهایی که مرد در ذهن زن ایجاد کرده است، زن را نگران کرده و باعث می‌شود همه تلاشش را برای پیدا کردن دلیل این رفتارها به کار ببندد.

اگر مردتان این بازی را با شما شروع کرده است، احتمالاً می‌خواهد ببیند که می‌تواند به شما اعتماد کند یا نه. می‌خواهد ببیند شما چه واکنشی دربرابر غیبت‌ها و شایعات نشان می‌دهید. او دوست دارد بداند که آیا می‌توانید خودتان مستقل فکر کنید و با جدا کردن واقعیت از شایعات بتوانید حقیقت را درمورد او بفهمید یا نه.

هر زن علاقه‌مندی دوست دارد بداند که چه اتفاقی برای مردش می‌افتد. به همین دلیل سعی خواهد کرد با نشان دادن وفاداری خود به او، به او بفهماند که طاقت دیدن مشکل او را ندارد. در این راستا حتی ممکن است یکی از رازهایش را هم با او در میان بگذارد – که فهمیدن همین راز احتمالاً می‌تواند دلیل اصلی شروع چنین رفتاری از طرف مرد باشد.

آنوقت مرد قانع خواهد شد که واقعا برای آن زن مهم است.

ولی درمقابل اگر هیچ اثری از نگرانی از خود نشان ندهد، مرد این پیام را دریافت خواهد کرد که زن توجهی به او ندارد و به هیچ عنوان فرد وفادار و قابل‌اعتمادی نیست.

بنابراین باید خیلی نسبت به واکنشی که در چنین شرایطی می‌دهید مراقب باشید. حواستان باشد بدون برملا کردن رازهای خودتان، از مردتان حمایت کنید. یک حرکت اشتباه باعث می‌شود برچسب سرد بودن یا غیرقابل‌اعتماد بودن به شما بخورد.

  1. علاقه‌ای به رابطه‌جنسی نشان نمی‌دهد؟

یکی از سلاح‌های خانم‌ها در قبال مردان رابطه‌جنسی است. مردها سیری‌ناپذیرند. گاهی حتی دعوا، مشاجره و کینه هم باعث نمی‌شود که نخواهند با شما رابطه‌جنسی داشته باشند.

برای آنها رابطه‌جنسی مسئله‌ای فقط جسمانی است.

بنابراین وقتی شوهرتان که همیشه مشتاق به برقراری این رابطه با شما بوده است، یکدفعه علاقه‌ای به آن نشان نمی‌دهد، احتمالاً مشکلی وجود دارد.

انتظار او این است که شما نگران می‌شوید و از او در این مورد سوال می‌کنید. اگر اینکار را بکنید، نشان می‌دهد که حواستان هست و دوست دارید برای حل مشکلاتتان با هم گفتگو کنید. این یک علامت مثبت بزرگ برای شما خواهد بود. اگر اینکار را نکنید، ممکن است تصور کند که توجهی به او ندارید و نیازهای او برایتان اهمیتی ندارد.

حرف آخر

بعضی‌ها، درواقع خیلی‌ها، از این فکر که کسی با آنها بازی می‌کند متنفرند. ممکن است احساس کنند که مورد سوءاستفاده قرار گرفته‌اند.

که البته هم ممکن است درست باشد و هم ممکن است درست نباشد.

علاوه بر این، قابل درک است که این بازی‌های ذهنی را دوست نداشته باشید چون بازی‌های بسیار خطرناک و ریسکی هستند. ممکن است هیچوقت نتوانید حدس بزنید که او چه بازی‌ای با شما می‌کند و این یعنی یک حرکت اشتباه رابطه‌تان را به طور کل بر هم می‌زند.

بنابراین باید مراقب علائم و نشانه‌های این بازی‌ها باشید و در واکنش دادن به آنها با تکیه به غریزه زنانه‌تان استاد شوید.

همیشه به خاطر داشته باشید که این بازی‌ها معمولاً بدون هشدار قبلی شروع می‌شوند. بنابراین این یک راه ساده برای تشخیص آنهاست. وقتی یک تغییر ناگهانی در رفتار طرفتان مشاهده می‌کنید، آنجاست که باید کمربندتان را سفت ببندید و برای یک ترن‌هوایی احساس آماده شوید.

رمز موفقیتتان در این است که هیچوقت چیزی نگویید یا کاری نکنید که بعداً پشیمان شوید. همیشه یادتان باشد که بعضی وقت‌ها، بعضی مردها فقط به دنبال بهانه‌های احمقانه برای جدایی هستند. حواستان باشد که بهانه واقعی دست آنها ندهید.

ولی، بااینکه ممکن است به نظرتان غیرقابل‌باور یا مسخره بیاید، این بازی‌ها می‌توانند باعث مستحکم‌تر شدن رابطه هم بشوند. دلیل آن این است که جنگ روانی کمکتان می‌کند بفهمید با چه کسی در رابطه سروکار دارید. وقتی هر دو بازیکن خوب بازی کنند، احترامشان نسبت به قدرت و سیاست هم بیشتر می‌شود.

و تا یادمان نرفته، این بازی‌ها می‌توانند خیلی مفرح باشند چون بعدها موضوعی برای حرف زدن، شوخی کردن و خندیدن در اختیارتان قرار می‌دهند.

  • لینک
  • ۱۴ آذر
  • بدون نظر
  • 11 views

این مطلب از وب سایت دانلود آهنگ جدید • دان موزیک. انتشار گردید.

دانلود آهنگ احسان خواجه امیری به نام وقتی میخندی

در این پست می توانید آهنگ احسان خواجه امیری وقتی میخندی را با دو کیفیت اصلی ۱۲۸ و ۳۲۰ به همراه متن اهنگ دانلود کنید

دانلود آهنگ احسان خواجه امیری وقتی میخندی

Download New Song By Ehsan Khajeh Amiri Called  Vaghti Mikhandi

تکس موزیک احسان خواجه امیری وقتی میخندی

 

——-| ♫ 🎵 ♬ |——-

🎵وقتی میخندی مثل رویایی🎵

🎵کاش خودت میدیدی که چقدر زیبایی🎵

🎵موج موهاتو قایقا میفهمن🎵

🎵حال دریاییتو عاشقا میفهمن🎵

🎵وقتی هستی با تو شادم🎵

——-| ♫ 🎵 ♬ |——-

🎵یادت دادم عشقو تو حرفام🎵

🎵من که با تو این دنیا رو دارم چی میخوام🎵

🎵من یجوری عاشقم که قبل تو🎵

🎵زندگی کردنمو یادم نیست🎵

🎵رگ من اینقدر نزدیکی که🎵

🎵نبض رو گردنمو یادم نیست🎵

——-| ♫ 🎵 ♬ |——-

شاعر: زهرا عاملی , موزیک: فرشید ادهمی , تنظیم: معین راهبر

——-| ♫ 🎵 ♬ |——-

 

🎵من یجوری عاشقم که ممکنه🎵

🎵زیر لبخند تو نابود بشم🎵

🎵من اسیر تو بشم آزادم تو رها نکن که محدود بشم🎵

🎵میدونم دست خودت نیست🎵

🎵نمیتونی این نباشی🎵

🎵نمیتونی وقت خندت🎵

🎵اینقدر شیرین نباشی🎵

🎵تو نگاهم میکنی که غرق دریاشم که هستم🎵

🎵ما رو ساختن واسه اینکه🎵

——-| ♫ 🎵 ♬ |——-

🎵عاشقت باشم که هستم🎵

🎵من یجوری عاشقم که قبل تو🎵

🎵زندگی کردنمو یادم نیست🎵

🎵رگ من اینقدر نزدیکی که🎵

——-| ♫ 🎵 ♬ |——-

🎵نبض رو گردنمو یادم نیست🎵

🎵من یجوری عاشقم که ممکنه🎵

🎵زیر لبخند تو نابود بشم🎵

🎵من اسیر تو بشم آزادم🎵

🎵تو رها نکن که محدود بشم🎵

——-| ♫ 🎵 ♬ |——-

دانلود آهنگ احسان خواجه امیری وقتی میخندی

  • دسته‌بندی نشده
  • ۱۴ آذر
  • بدون نظر
  • 0 views


Unmarried
برخی از سوالات واقعاً آزاردهنده‌اند و نداشتن پاسخی مناسب برای آنها نیز اوضاع را بدتر خواهد کرد، سوالی مثل:

چرا هنوز ازدواج نکرده‌اید؟

به گزارش آلامتو و به نقل از مردمان؛ برای شما هم پیش می‌آید که دیگران با این سوال اذیتتان کنند؟

آیا از اینکه کسانی خودشان را در چیزی که ارتباطی به آنها ندارد دخالت می‌دهند ناراحت می‌شوید؟

آیا همه مدام می‌گویند که تا دیر نشده باید ازدواج کنید و بچه‌دار شوید؟

با خواندن این مطلب پاسخ‌های دندان‌شکنی برای جواب دادن به این سوالات یاد می‌گیرید. فقط یک نکته کوچک: بعضی از این جواب‌ها به نظر بعضی ممکن است غیردوستانه و آزاردهنده می‌رسند، پس دقت کنید که به چه نوع شخصیتی چه جوابی می‌دهید.

سوالات از این قبیل بسیارند، ولی اینها ازجمله متداول‌ترین این سوالات هستند.

  1. «وای عزیزم چرا تا حالا ازدواج نکردی؟»

پاسخ: «چون برخلاف اکثر افراد من به کمتر از چیزی که می‌خواهم قانع نیستم.»

  1. «بچه به زندگی تو معنی و مفهوم جدید می‌ده.»

پاسخ: «این برای اونهایی که تا قبل از بچه‌دار شدن زندگی بی‌معنی و مفهومی داشتن صدق میکنه.»

  1. «دیگه پیر شدی، وقتشه ازدواج کنی.»

پاسخ: «اونهایی که اینطوری که به این مسئله نگاه می‌کنند از اینکه نتونستن تا قبل از اینکه خیلی دیر بشه کسی که دوستشون داشته باشه رو پیدا کنن احساس عدم امنیت میکنن. این یه مشکل اعتماد‌به‌نفسه. من این مشکل رو ندارم.»

  1. «فاصله سنی بین تو و بچه‌ات باید کم باشه.»

پاسخ: «من آدم‌های ۲۰ ساله‌ای رو میشناسم که مثل هفتاد ساله‌ها رفتار می‌کنن و آدم‌های ۶۰ ساله‌ای رو هم میشناسم که مثل زمان ۲۰ سالگیشون فکر می‌کنن و رفتار می‌کنن. اینکه بعضی‌ها زود احساس پیری میکنن معنیش این نیست که منم مثل اونها هستم.»

  1. «بچه بهترین چیز تو زندگیه.»

پاسخ: «برای اونهایی که هیچوقت چیز بهتری نداشتن شاید. تا حالا یه زندگی فوق‌العاده داشتی؟»

  1. «همه دوستات دیگه ازدواج کردن، فقط تو موندی.»

پاسخ: «بخاطر همین باید کورکورانه راهی که بقیه رفتن رو منم برم؟ چون میترسم که خودم برای زندگیم تصمیم بگیرم؟»

  1. «الان وقت خوبی برای ازدواج کردنه.»

پاسخ: «وقت خوب وقتیه که من کسی که میخوام رو پیدا کرده باشم. نه وقتی که چون فقط جامعه فکر میکنه من باید ازدواج کنم یه آدم اشتباه رو انتخاب کنم.»

  1. «حتماً احساس تنهایی میکنی.»

پاسخ: «پس شما بخاطر احساس تنهایی ازدواج کردین؟ این راهیه که آدمی که می‌خواین یک عمر باهاش زندگی کنین رو انتخاب می‌کنین. خوب میتونستین یه حیوان خانگی بخرین.»

  1. «چرا تا حالا ازدواج نکردی؟»

پاسخ: «چون تا این لحظه هیچکس اونقدر خوب نبوده که بخوام زندگیمو باهاش تقسیم کنم.»

  1. «هیچکس کامل نیست، تو نمیتونی کسی رو که صددرصد چیزی باشه که دنبالشی رو پیدا کنی.»

پاسخ: «مگه من گفتم من دنبال یه آدم کاملم؟ من دنبال کسی‌ام که برای من کامل باشه.»

می‌توانید سوالات آنها را با سوال هم جواب بدهید. اینجا چند سوال جالب برایتان آورده‌ایم.

  1. تو واقعاً خوشبختی یا اینکه فقط چون همه ازدواج می‌کنن تو هم ازدواج کردی؟
  2. آیا با کسی که واقعاً دوست داشتی ازدواج کردی یا کسی که سر راهت قرار گرفت؟
  3. واقعاً خوشبختی یا فقط تظاهر به خوشبختی میکنی؟
  4. فکر میکنی ازدواجت تصمیم بزرگی برای آینده و سرنوشتت بوده؟
  5. اگه بعد از اینکه ازدواج کردی تازه اون کسی که به نظرت برات مناسبه رو پیدا کنی چی؟
  6. میدونی آمار طلاق چقدره؟
  7. میدونی اعتیاد عشق یا وابستگی به روابط چی هستند؟

واقعیت‌های دیگر

کسانی که فقط به این دلیل که احساس تنهایی می‌کنند یا نگران این هستند که کسی را که دوستشان داشته باشد پیدا کنند، ازدواج می‌کنند، اعتمادبه‌نفس پایینی دارند.

فردی که اعتماد به نفس داشته باشد می‌داند که می‌تواند در هر زمان از زندگی‌اش فرد مناسبش را به سمت خود جذب کند.

چه کسی گفته است که ازدواج باید در یک سن خاص اتفاق بیفتد؟

چه کسی گفته است که همه زوج‌ها خوشبخت هستند؟

چه کسی گفته است که زمان مناسب برای ازدواج شما زمان ازدواج برای ازدواج منم هست؟

اکثر افراد کورکورانه از هم تبعیت می‌کنند چون آنقدر اعتمادبه‌نفس ندارند که به قلب و فکر خودشان برای انتخاب مسیر زندگی‌شان تکیه کنند.

  • لینک
  • ۱۴ آذر
  • بدون نظر
  • 5 views


فال روزانه ۱۳ آذر

فال روزانه

امروز شما چگونه خواهد گذشت ؟

فال های پیشنهادی امروز آلامتو: فال تاروتفال انبیاء

فروردین: امروز شما حتی اگر ترجیح می‌دهید که جای دیگری باشید، مسئولیت پذیرتر از همیشه می‌شوید. خوشبختانه شما قادر هستید خاطرات تجربه‌های اخیرتان که حس خوبی بهتان می‌دهد را در ذهن نگه دارید و بدین علت می‌توانید تا چند روز سخت کار کنید. باوجود اینکه زندگی کردن در گذشته در نهایت چیزی نیست که شما بهش نیاز داشته باشید، ولی هم اکنون مرور کردن لذت‌های اخیر در ذهنتان می‌تواند در غلبه کردن بر ناامیدی بهتان کمک کند.

اردیبهشت: وقتی که مسائل قدیمی ‌با حوادث زمان حال یکسان و یک شکل می‌شوند، این مسائل کهنه دوباره سر برمی‌آورند، اما اگر در لحظه حال تشدید نشوند و خیلی متفاوت باشند ایجاد ناراحتی و عقده روحی نخواهند کرد. اگر شما نمی‌توانید یک خاطره ناراحت کننده را از ذهنتان پاک کنید، سرکوب کردن آن فقط قدرت بیشتری بهتان می‌دهد. فقط خاطره خود را با هر کسی که بهش رسیدید مطرح نکنید؛ قبل از اینکه سفره دل خود را باز کنید یک فرد قابل اعتماد پیدا کنید.

خرداد: امروز یک نفر سعی می‌کند در شرایطی که شاید خیلی هم مثبت نباشد، مثبت اندیشی و خوشبینی را به شما القا کند. شما می‌توانید بدون اینکه مقاومت خیلی زیادی از خود نشان دهید حرف‌های این شخص را قبول کنید. شناختن حد و حدود خود قدمی ‌حیاتی در روند پیشرفت شما به حساب می‌آید، اما عمل کردن بر اساس آنچه احساس می‌کنید حتی از آن هم مهم تر است.

تیر: شما امروز در مورد یکی از پروژه‌های کاریتان ایده‌های خیلی بزرگی در سر دارید، اما شک و تردیدی که به خود دارید مانع از این می‌شود به افراد دیگر بگویید که در سرتان چه می‌گذرد. شاید شما روزهای دیگری را به یاد آورید که به اندازه کافی به حرف‌هایی که می‌زدید عمل نمی‌کردید. باوجود این عصبانی شدن کاری بی اساس و بی فایده است. اگر شما به میزان حد و حدود خود وفادار باشید، راحت تر می‌توانید افکار خود را با دیگران در میان بگذارید. بهتر است به جای اینکه قول‌هایی بدهید که از عهده انجام دادنشان برنیایید، از افراد دیگر هم کمک بخواهید.

مرداد: امروز وقتی یک نفر به طور غیر عمد مطلبی که شما مدت‌ها آن را به دست فراموشی سپرده بودید را عنوان می‌کند، می‌تواند احساسات شما را جریحه دار کند. حتی اگر مستقیماً شما را وارد موضوع کرد، شما به خودتان نگیرید! شاید درک این موضوع کمی‌ سخت باشد، ولی بیشتر به احساسات دیگران بستگی دارد تا به واکنش شما. رفتن به مسیری عاطفی و عقلانی برای شما امری واجب است، وگرنه شما به جای اینکه درآینده به جلو بروید در زمان گذشته باقی می‌مانید.

شهریور: از وقتی که شما کاملاً مواظب حرف‌هایی که می‌زنید هستید، وقتی که با درخواست‌های افراد دیگر موافقت می‌کنید و بعد زیر قول خود می‌زنید، آنها حسابی متعجب می‌شوند. دلیل اصلی موافقت شما از آنجا نشات می‌گیرد که شما می‌خواهید افرادی که دوستشان دارید را از خود راضی نگه دارید. به محض اینکه به این موضوع فکر می‌کنید، به سرعت می‌توانید قضاوت‌های اشتباه خود را اصلاح کنید. یادتان باشد که همه مردم اشتباه می‌کنند؛ هرچه زودتر اشتباهات خود را جبران کنید برایتان بهتر است.

مهر: شما معمولاً تنها كسی هستید كه به خاطر اینكه افراد دیگر نسبت به اتفاقاتی كه روی می‌دهد حس خوبی داشته باشند، با رضایت احساسات خود را پنهان می‌کنید. اما امروز صبرتان دیگر به انتها رسیده و بدون اینکه به اندازه کافی برای بررسی کردن تاثیرات واکنش خود زمان بگذارید، به طور حسی واکنش نشان می‌دهید. اگر یک نفر را ناراحت نکردید زیاد به خودتان سخت نگیرید. توجه کردن به نیازهای شخصی خود به مراتب مهم‌تر از برقرار کردن یک محیط دوستانه است.

آبان: امروز حواستان باشد احساسات افراد دیگر را نادیده نگیرید، برای اینکه طبیعت جاه طلبانه شما امروز در مسیری قرارتان می‌دهد که به هیچ چیز به جز رسیدن به اهدافتان فکر نمی‌کنید. فعالیت و سازنده بودن خیلی خوب است، اما در زندگی چیزهایی مهم‌تر از کار سخت و روزانه وجود دارد. قدم‌هایتان را آرام تر بردارید تا بتوانید در بین راه گل‌های خوش بویی که وجود دارند را ببویید!

آذر: شما وارد یک مرحله وقفه و سکون سازنده شده‌اید که حتی قادر نیستید پروژه‌تان را یک مرحله به جلو ببرید. اما اجازه ندهید ناامیدی روزتان را خراب کند. فقط برای مدتی کاری متفاوت انجام دهید. یک بار که به طور موثری توجه خود را به سمت موضوعات دیگر منحرف کنید، دوباره قدرت خلاقانه خود را باز خواهید یافت. وقتی که این اتفاق افتاد سعی کنید خودتان را برای این فوران انرژی آماده کنید.

دی: امروز بیش از اندازه رویاپردازی می‌کنید و در این رویاهای برای مشکل اخیر خود راه حل‌های مضاعفی به ذهنتان می‌رسد. ولی متاسفانه نمی‌توانید بگویید کدام یک از راه حل‌های از همه بهتر است. امروز حس شما بهتان می‌گوید اولین فکری که به ذهنتان آمد را قبول کنید، ولی هم اکنون این دیدگاه لزوماً روشی عاقلانه نیست. پس قبل از اینکه تصمیم نهایی بگیرید، برای فکر کردن به هر گزینه‌ای که به ذهنتان می‌رسد وقت بگذارید.

بهمن: امروز برج دلو منطقی و پلوتون رویایی در نشانه شما به یکدیگر ملحق می‌شوند و به وسیله یک سری از ضعف‌های احساس غیر شخصی عکس‌العمل شما در بوته آزمایش قرار داده می‌شود. هم اکنون حجتی اگر جواب صحیح هر سئوالی را بدانید، واقعا دلتان می‌خواهید با گزینه‌های مشابه کمتری مواجه بشوید. حفظ کردن یک سبک منطقی تر به دوستان‌تان اجازه می‌دهد رابطه عمیق‌تری با شما برقرار کنند.

اسفند: امروز با وجود اینکه افراد دیگر فکر می‌کنند که شما خیلی به خودتان اطمینان دارید، اما در حقیقت شما با چهره بی تفاوتی که به خود گرفته‌اید قصد پنهان کردن ضعف‌های خود را دارید. عجیب اینکه عنوان کردن شک‌هایی که به خودتان دارید بیشتر از پنهان کردنشان قدرت شخصیتی شما را بالا می‌برد. حتی اگر دیگران گوش شنوا ندارند، از صحبت کردن در مورد حقیقت نهراسید. در نهایت اگر شما نسبت به احساس خود صادق باشید، نگرش شما نسبت به جهان بیرون قدرتمندتر خواهد شد.

  • لینک
  • ۱۴ آذر
  • بدون نظر
  • 5 views


عشق love

وقتی که پای عشق به میان بیاید لحظه‌ها دیگر مثل قبل نیستند، خواب و خوراک عاشق با فرد معمولی کاملاً متفاوت و است گویا در عالمی دیگر زندگی میکند!

به گزارش آلامتو به نقل از سایت مردمان؛ همه ما دوست داشتن را تجربه کرده ایم. والدین، برادر و خواهر، دوستان و حتی حیوانات خانگیمان را دوست داشته ایم. اما دوست داشتن عاشقانه کمی تفاوت دارد. عشق حسی عمیق و جدید است که با انواع دیگر دوست داشتن فرق دارد.

چرا عاشق میشویم؟

عشق ورزیدن و مورد عشق قرار گرفتن به زندگی ما غنا میبخشد. آدمها وقتی به دیگران احساس نزدیکی کنند، شادتر و حتی سالمتر خواهند بود. عشق کمک میکند احساس کنیم مهم هستیم، درکمان میکنند و احساس امنیت کینم.

اما هر نوع عشق حس خاص خود را دارد. حس عشقی که برای والدینمان احساس میکنیم با آنچه برای برادر کوچکمان یا دوست صمیمیمان داریم فرق میکند. و دوست داشتنی که در روابط عاشقانه تجربه میکنیم خود نوع بسیار خاصی از عشق است.

توانایی ما برای حس کردن عشق از دوران نوجوانی آغاز میشود. نوجوانان همه جهان حس عاشقانه مجذوبیت را احساس میکنند. حتی در فرهنگهایی که به افراد اجازه ابراز اینگونه احساسات داده نمیشود، باز هم این احساسات وجود دارند.

ایجاد احساسات عاشقانه و جذبه جنسی به دیگران بخشی طبیعی از بلوغ است. این احساسات جدید میتوانند بسیار هیجان انگیز یا حتی در ابتدا گیج کننده باشند.

ترکیبات جادویی روابط عاشقانه

عشق آنقدر احساس انسانی قدرتمندی است که دانشمندان مداوماً درحال تحقیق و بررسی روی آن هستند. آنها دریافته اند که عشق سه خصوصیت اصلی دارد:

  1. مجذوبیت بخش شیمی عشق است. درواقع همان علاقه فیزیکی–حتی جنسی–است که دو طرف را به سمت هم میکشاند. مجذوبیت مسئول میل ما به بوسیدن و در آغوش گرفتن فردی است که به او عشق میورزیم. دقیقاً به همان دلیل است که وقتی آن فرد به ما نزدیک است مضطرب میشویم و دست و پایمان را گم میکنیم.
  2. نزدیکی پیوندی است که وقتی ایجاد میشود که افکار و احساساتی که با هیچکس در میان نمیگذاریم را به آن فرد بروز میدهیم. وقتی این حس نزدیکی را داشته باشید، احساس حمایت، امنیت و درک شدن میکنید. اعتماد بخش مهمی از آن است.
  3. تعهد قول و وعدهای است که طبق آن باید در پستی و بلندیهای رابطه به طرف مقابل خود وفادار بمانیم.

این سه ویژگی عشق میتوانند برای شکل گیری انواع مختلف رابطه با هم ترکیب شوند. مثلاً نزدیکی بدون مجذوبیت نوع دوست داشتنی است که با دوست صمیمیمان داریم. مسائل مهم زندگی و رازهایمان را با آنها درمیان میگذاریم، از آنها حمایت میکنیم و آنها هم پشتمان هستند. اما عاشقانه مجذوب آنها نیستیم.

مجذوبیت بدون نزدیکی مثل یک هوس زودگذر است. شما نسبت به یک نفر احساس جذبه جسمی میکنید اما به اندازه کافی او را خوب نمیشناسید تا با او احساس نزدیکی کرده و بتوانید تجربیات شخصی زندگیتان را با او درمیان بگذارید.

دوست داشتن عاشقانه زمانی است که مجذوبیت و نزدیکی با هم باشند. بسیاری از روابط اول با مجذوبیت شروع میشوند (عشق در نگاه اول) و بعد منجر به نزدیکی میشود. در بسیاری از موارد هم نزدیکی در یک رابطه دوستی به مجذوبیت کشیده میشود و دو طرف متوجه میشوند که چیزی که بینشان از بیش از یک دوست داشتن ساده است.

برای کسانیکه برای بار اول عاشق میشوند، تمایز قائل شدن بین این حس قوی جدید از مجذوبیت ظاهری و نزدیکی عمیقتری که در عشق اتفاق میافتد، بسیار سخت است.

همچنین بخوانید: تعبیر دیدن معشوق در خواب

عشقی ماندگار یا هوسی سرگرم کننده؟

سومین مولفه یک رابطه عاشقانه، یعنی تعهد، این است که تصمیم بگیرید — باوجود هر تغییر و مشکل که زندگی پدید می آورد– در آینده بعنوان یک زوج کنار هم بمانید.

گاهی اوقات زوجهایی که در دوران دبیرستان عاشق هم میشوند، روابطی متهد ایجاد میکنند که ماندگار میشود. اما بسیاری از روابط هم دوام نمی آورند. اما به این دلیل نیست که نوجوانان قادر به دوست داشتن عمیق نیستند.

در دوران نوجوانی روابط کوتاهتر هستند و دلیل آن این است که نوجوانان به دنبال تجربیات بیشتر و مختلف هستند. همه اینها بخشی از کشف خودمان، ارزشمان و اینکه از زندگی چه میخواهیم است.

همچنین بخوانید: مردان چگونه ابراز عشق میکنند؟

دلیل دیگری که در نوجوانی روابط کوتاهتر است این است که هرچه بزرگتر میشویم، آنچه از روابط میخواهیم تغییر میکند. در نوجوانی–مخصوصاً برای پسرها–روابط فقط مجذوبیت ظاهری هستند. اما وقتی به ۲۰ سالگی میرسند، خصوصیات درونی فرد هم اهمیت پیدا میکنند. برای دختران نوجوان نزدیکی اهمیت بیشتری دارد–هرچند از جذابیت ظاهری هم بدشان نمیاید!

در نوجوانی، روابط بیشتر برای سرگرمی هستند. دوستیهای دختر و پسر در این سن بیشتر برای بیرون رفتن با همدیگر و تفریح کردن است. یکی دیگر از دلایل آن هم این است که چون بقیه دوستانتان کسی را دارند، شما هم باید دوستی داشته باشید تا بتوانید در جمعهای آنها شرکت کنید.

در اواخر نوجوانی جنبه سرگرمی این روابط کمتر شده و نزدیک شدن با هم و تکیه کردن به هم اهمیت بیشتری پیدا میکند. دخترها و پسرها وقتی به ۲۰ سالگی میرسند، پشتیبانی، نزدیکی و ارتباط و همچنین عشق برایشان ارزشمند میشوند. این زمانی است که افراد شروع به پیدا کردن کسی میکنند که بتوانند همیشه در کنارش بمانند.

یک رابطه خوب چطور ساخته میشود؟

وقتی افراد برای اولین بار عاشق شدن را تجربه میکنند، معمولاً با مجذوبیت شروع میشود. احساسات جنسی هم میتوانند بخشی از این مجذوبیت باشند. افراد در این مرحله درمورد یک عشق جدید رویاپردازی میکنند و موقع گوش دادن به آهنگهای مختلف یاد فرد موردنظر خود میافتند.

مطمئناً حس عشق را دارد اما این عشق نیست. هنوز وقت برای تبدیل شدن به نزدیکی که برای عشق لازم است را نداشته است. چون حس مجذوبیت و علاقه جنسی احساساتی جدید است، جای تعحب نیست که آن را با عشق اشتباه بگیریم. همه آنها بسیار شدید و هیجان انگیز هستند و درک آنها دشوار است.

شدت احمقانه دوران شور و مجذوبیت بعد از مدتی کمرنگتر میشود. مثل این میماند که همه انرژیتان را برای بردن یک مسابقه به کار گیرید، این نوع شور و احساسات تند بسیار هیجان انگیز است اما زیادتر از آن است که بتوان برای همیشه آن را نگه داشت.

اگر دوست دارید رابطهای دوام بیاورد، اینجاست که نزدیکی وارد جریان میشود. شدت پرشور زودهنگام کمرنگ شده و پیوندی محبت آمیز جای آن را میگیرد.

چند راه تزدیک شدن آدمها به همدیگر:

  • یاد بگیرید بدهید و بگیرید. یک رابطه سالم درمورد هر دو نفر است، نه اینکه یک طرف چقدر میتواند از آن دیگری بگیرد (یا به او بدهد).
  • احساسات آشکار. یک رابطه خوب و حمایت کننده به افراد امکان میدهد جزئیات خودشان را با هم در میان بگذارند–چیزهایی که دوست دارند و چیزهایی که دوست ندارند، نگرانیها، آرزوها، لحظاتی که به آن افتخار میکنند، ناامنی ها، ترسها و ضعفهایشان.
  • گوش دادن و حمایت کردن. وقتی دو نفر همدیگر را دوست دارند، وقتی طرفمقابل احساس ترس یا عدم امنیت میکند، از او حمایت و پشتیبانی میکنند. آنها هیچوقت، حتی وقتی با آنها مخالفت میکند، طرفمقابلشان را تحقیر نکرده و اذیت نمیکنند.

دادن، گرفتن، آشکار کردن و حمایت کردن یک روند دوطرفه است: یک نفر جزئیاتی از خود را مطرح میکند، دیگری چیز دیگری را درمیان میگذارد و بعد فرد اول برای بیشتر درمیان گذاشتن جزئیات مربوط به خود احساس امنیت بیشتری میکند. به این ترتیب، اعتماد و حمایت دوطرفه کمکم در رابطه ایجاد میشود و هر طرف میداند که وقتی اوضاع زندگی سخت شود، طرف مقابلش کنارش خواهد بود. هر دو طرف برای آنچه که هستند احساس پذیرفته شدن کرده و حس میکنند کسی دوستشان دارد.

شور و مجذوبیتی که زوج در ابتدای رابطه حس میکنند گم نشده است. فقط کمی فرق کرده است. در روابط بادوام و سالم، زوجها احساس میکنند که آن شور و هیجان هرازگاهی میآید و میرود اما نزدیکی بینشان همیشه برقرار است.

اما گاهی اوقات یک زوج نزدیکی خود را از دست میدهد. برای بزرگسالها رابطه گاهی تبدیل به چیزی میشود که متخصصین آن را «عشق توخالی» مینامند. این یعنی نزدیکی و مجذوبیتی که یک روز احساس میکردند از بین رفته است و دو طرف فقط به خاطر حس تعهد کنار هم مانده اند. اما این مشکل معمولاً برای نوجوانان پیش نمی آید و روابط آنها معمولاً به دلایل دیگر بر هم میخورد.

چرا روابط برهم میخورند؟

عشق چیزی بسیار حساس و ظریف است. برای دوام نیاز به مراقبت و توجه دارد. روابط هم درست مثل دوستیها، اگر وقت و توجه کافی در اختیار آن قرار داده نشود، ممکن است با شکست روبه رو شوند. این یکی از دلایلی است که باعث بر هم خوردن رابطه بعضی زوجها میشود–ممکن است یک طرف شدیداً سرگرم مدرسه، کارهای فوق برنامه یا کار باشد و وقت کمتری برای رابطه بگذارد. یا وقتی دبیرستان تمام میشود و هر کدام از طرفین به یک دانشگاه میروند که از هم فاصله دارد، رابطه آنها بر هم میخورد.

برای بعضی از زوجهای نوجوان هم با تغییر مسائلی که برای هر طرف مهم است، رابطه دستخوش نابودی میشود. یا وقتی هر طرف یک چیز متفاوتی از رابطه انتظار دارد. گاهی وقتها هر دو طرف میفهمند که رابطه شان به آخر رسیده است و گاهی فقط یکی از طرفین به این نتیجه میرسد و دیگری هنوز به ادامه رابطه تمایل دارد.

بگذرید

از دست رفتن عشق برای هر کسی میتواند دردناک باشد. اما اگر اولین عشق واقعیتان است و رابطه قبل از اینکه خودتان بخواهید برهم خورده است، احساس فقدان غیرقابل تحمل خواهد شد. درست مثل حس شور و هیجان اولیه رابطه، تازگی و خامی فقدان و حسرت هم بسیار شدید خواهد بود. به همین دلیل است که میگویند فلانی دلش شکسته است.

وقتی رابطه ای تمام میشود، افراد به حمایت واقعی نیاز دارند. از دست دادن اولین عشق معمولاً چیزی نیست که آمادگی احساسی روبه رو شدن با آن را داشته باشیم. داشتن دوستان نزدیک و اعضای خانواده برای تکیه کردن خیلی خوب است. متاسفانه خیلی ها–معمولاً بزرگسالها–از جوانان توقع دارند که خیلی زود فراموش کرده و به روال عادی زندگی خود برگردند.

اگر قلبتان شکسته است، کسی را پیدا کنید که بتوانید با او حرف بزنید، کسی که دردی که میکشید را بتواند خوب درک کند.

به نظر غیرقابل باور است که وقتی قلبتان شکسته است بتوانید روزی بهتر شوید. اما به تدریج از شدت این احساسات کاسته میشود. و در آخر افراد به سراغ روابط و تجربیات دیگر میروند.

روابط–چه دو هفته طول بکشند، چه دو ماه، چه دو سال و چه تا پایان عمر–همه فرصتهایی برای تجربه عشق در سطحهای متفاوت هستند. ما یاد میگیریم چطور عشق بورزیم و چطور درمقابل آن عشق دریافت کنیم.

عشق فرصتی برای کشف خودمان در اختیارمان قرار میدهد. چیزهایی درمورد خودمان که دوست داریم را یاد میگیریم، چیزهایی که دوست داریم تغییر دهیم و خصوصیات و ارزشهایی که در فرد مقابل به دنبال آن هستیم.

روابط عاشقانه به ما احترام گذاشتن به خود و همچنین به دیگران را یاد میدهد. عشق یکی از کامل کننده ترین چیزهایی است که در زندگی داریم.اگر هنوز برایتان اتفاق نیفتاده، نگران نباشید، وقت زیاد دارید. مطمئن باشید که فرد مناسب شما ارزش صبر کردن را دارد.

  • لینک
  • ۱۳ آذر
  • بدون نظر
  • 2 views


successrisk

ریسک کردن بیشتر از آنکه ترسناک باشد هیجان انگیز است که البته نتیجه ریسک در صورت شکست می‌تواند باعث ایجاد ترس و پشیمانی شود. اما ریسک کردن با برنامه آیا میتواند همیشه به موفقیت منجر شود؟

برای بیشتر ما ریسک کردن کار ترسناکی است زیرا همیشه احتمال شکست وجود دارد. به ما یاد داده شده که احتیاط کرده و از ریسک‌های غیرلازم خودداری کنیم. و محافظه‌کارانه و قدم‌قدم تا رسیدن به هدفمان پیش رویم.

بااینکه این رویکرد ایمن‌تر به نظر می‌رسد اما معایبی هم دارد. هیچوقت نمی‌توانید با عقب نگه داشتن خودتان نیروی محرکه و جنبشی ایجاد کنید. درواقع، هرچه زمان بیشتر عقب بمانیم، جلو رفتن برایمان سخت‌تر می‌شود. بدون نیروی جنبشی به سمت جلو، اینرسی ایجاد می‌شود و پیشرفت برایتان فقط در حد یک آرزو می‌ماند.

عامل خطرزا

آیا تابحال متوجه شده‌اید که موفق‌ترین آدمها یک وجه اشتراک دارند؟ نه نفر از هر ده نفر، درجه‌هایی از ریسک کردن در موفقیتشان دخیل بوده است. این افراد موفق به طریقی احساس می‌کردند که برای موفق شدن باید خطر کنند.

باور کنید یا نه، ریسک، اگر از رویکردی درست به آن نگاه شود، آنقدرها هم چیز وحشتناکی نیست. بیشتر افراد از دریچه شکست آن و چیزهایی که از دست خواهند داد، به آن نگاه می‌کنند. اما لازم است از خودمان سوال کنیم، «اگر موفق شد چه چیزهایی به دست می‌آوریم؟»

آیا ارزش ریسک کردن دارد؟

اینجا فرایند ساده‌ای را عنوان می‌کنیم که بفهمید چه ریسک‌هایی ارزشش را دارند. از شش معیار زیر برای تحلیل و ارزیابی موقعیت قبل از ریسک کردن و گرفتن تصمیم نهایی استفاده کنید.

  1. قرار است چه به دست بیاورید؟

در هر ریسکی باید اول به چیزهایی که قرار است به دست آورید و درواقع فواید احتمالی آن فکر کنید. لیستی از این فواید تهیه کنید و تا می‌توانید جزئیات هرکدام را یادداشت کنید. هر فایده ممکن که قرار است به دست بیاورید را در نظر بگیرید. این می‌تواند شامل فواید مالی، احساسی و فیزیکی باشد. بهترین اتفاق ممکن چه خواهد بود؟

  1. چه عواقب منفی احتمالی خواهد داشت؟

درکنار فواید مثبت این ریسک، ممکن است نتایج منفی هم به دنبال داشته باشد. به همین دلیل است که به آن ریسک می‌گویند. لیست دیگری از این نتایج منفی تهیه کنید و باز به همه اتفاقات منفی که ممکن است با آن ریسک بیفتد فکر کنید. آیا می‌توانید با آنها کنار بیایید؟ بدترین اتفاق ممکن چه خواهد بود؟

  1. تعادل، تعادل، تعادل.

حالا، این دو لیست را با هم مقایسه کنید و ببینید کدام احتمال بیشتری برای اتفاق افتادن دارد. آیا فواید آن به قدری هست که ارزش داشته باشد وارد ریسک شوید؟ آیا می‌توانید با عواقب منفی آن اگر اتفاق بیفتند کنار بیایید؟ آیا احتمال موقعیت بینابینی که بدون کُند کردن انرژی محرکه شما، احتمال خطر را کمتر کند؟ آیا باید آن را به مراحل مختلف تقسیم کنید تا استراتژی خارج شدن داشته باشید یا باید با هر آنچه که دارید پیش بروید؟

  1. ترس‌هایتان تا چه اندازه واقعی هستند؟

نگاه دیگری به لیست عواقب منفی ریسکتان بیندازید و از خودتان سوال کنید چقدر احتمال دارد به وقوع بپیوندند. اکثر اوقات متوجه می‌شوید که ترس‌هایتان آنقدرها واقعی نیستند–فقط ترس هستند. هر احتمال را به دقت بررسی کنید و ببینید واقعاً تهدیدی جدی است یا فقط ترسی بی‌مورد.

  1. جرات به خرج دهید.

بعد از اینکه به دقت مزایا و معایب ریسکتان را بررسی کردید، باید به این نتیجه برسید که این ریسک را انجام بدهید یا نه کمی بیشتر صبر کنید. اگر به این نتیجه برسید که نمی‌توانید با عواقب منفی آن کنار بیایید واقعاً جای خجالت دارد اگر عقب بکشید. یادتان باشد، همیشه می‌توانید همان ریسک را دوباره ارزیابی کنید تا بعدها ببینید موقعیت برای انجام آن بهتر است یا نه.

  1. حالا از خودتان بپرسید، چرا؟

انگیزه‌تان برای انجام این ریسک چیست؟ آیا با آنچه درست می‌دانید تطابق دارد یا حرص و خودخواهی شما را به انجام آن ترغیب می‌کند؟ درک انگیزه‌هایتان به شما کمک می‌کند بهتر بفهمید که چه باید بکنید. همیشه باید به سمت «بهتر» حرکت کنید.

  1. خودتان را برای عمل آماده کنید.

با عادت کردن به ارزیابی ریسک‌ها به این ترتیب، به خودتان اعتمادبه‌نفس لازم برای جلو رفتن و مقابله با تردیدها را خواهید داد و قاطعانه‌تر به سمت جلو حرکت خواهید کرد. در طولانی‌مدت، اعتمادبه‌نفس و قاطعیت عامل بسیار مهمی خواهد شد. اگر می‌خواهید ریسک کنید، اول باید ذهنتان را برای آن آماده کنید تا احتمال موفقیتتان بیشتر شود.

  1. عقب نکشید!

اگر تصمیم گرفتید آن ریسک را انجام دهید، اقدام کنید و پشیمان نشوید. هفت مورد اول مرحله ابتدایی بودند. وقتی وارد عمل شدید، از وسوسه دوباره فکر کردن به ریسکتان و احیاناً پشیمانی دوری کنید. این کار فقط پیشرفتتان را زیر سوال می‌برد. شما وارد بازی شده‌اید و دیگر وقت تمرکز کردن و جلو رفتن است.

  • لینک
  • ۱۳ آذر
  • بدون نظر
  • 4 views

تبلیغات متنی

برچسب ها

تمامی حقوق مطالب برای محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع می باشد.