موضوعات سایت

آرشیو سایت


successrisk

ریسک کردن بیشتر از آنکه ترسناک باشد هیجان انگیز است که البته نتیجه ریسک در صورت شکست می‌تواند باعث ایجاد ترس و پشیمانی شود. اما ریسک کردن با برنامه آیا میتواند همیشه به موفقیت منجر شود؟

برای بیشتر ما ریسک کردن کار ترسناکی است زیرا همیشه احتمال شکست وجود دارد. به ما یاد داده شده که احتیاط کرده و از ریسک‌های غیرلازم خودداری کنیم. و محافظه‌کارانه و قدم‌قدم تا رسیدن به هدفمان پیش رویم.

بااینکه این رویکرد ایمن‌تر به نظر می‌رسد اما معایبی هم دارد. هیچوقت نمی‌توانید با عقب نگه داشتن خودتان نیروی محرکه و جنبشی ایجاد کنید. درواقع، هرچه زمان بیشتر عقب بمانیم، جلو رفتن برایمان سخت‌تر می‌شود. بدون نیروی جنبشی به سمت جلو، اینرسی ایجاد می‌شود و پیشرفت برایتان فقط در حد یک آرزو می‌ماند.

عامل خطرزا

آیا تابحال متوجه شده‌اید که موفق‌ترین آدمها یک وجه اشتراک دارند؟ نه نفر از هر ده نفر، درجه‌هایی از ریسک کردن در موفقیتشان دخیل بوده است. این افراد موفق به طریقی احساس می‌کردند که برای موفق شدن باید خطر کنند.

باور کنید یا نه، ریسک، اگر از رویکردی درست به آن نگاه شود، آنقدرها هم چیز وحشتناکی نیست. بیشتر افراد از دریچه شکست آن و چیزهایی که از دست خواهند داد، به آن نگاه می‌کنند. اما لازم است از خودمان سوال کنیم، «اگر موفق شد چه چیزهایی به دست می‌آوریم؟»

آیا ارزش ریسک کردن دارد؟

اینجا فرایند ساده‌ای را عنوان می‌کنیم که بفهمید چه ریسک‌هایی ارزشش را دارند. از شش معیار زیر برای تحلیل و ارزیابی موقعیت قبل از ریسک کردن و گرفتن تصمیم نهایی استفاده کنید.

  1. قرار است چه به دست بیاورید؟

در هر ریسکی باید اول به چیزهایی که قرار است به دست آورید و درواقع فواید احتمالی آن فکر کنید. لیستی از این فواید تهیه کنید و تا می‌توانید جزئیات هرکدام را یادداشت کنید. هر فایده ممکن که قرار است به دست بیاورید را در نظر بگیرید. این می‌تواند شامل فواید مالی، احساسی و فیزیکی باشد. بهترین اتفاق ممکن چه خواهد بود؟

  1. چه عواقب منفی احتمالی خواهد داشت؟

درکنار فواید مثبت این ریسک، ممکن است نتایج منفی هم به دنبال داشته باشد. به همین دلیل است که به آن ریسک می‌گویند. لیست دیگری از این نتایج منفی تهیه کنید و باز به همه اتفاقات منفی که ممکن است با آن ریسک بیفتد فکر کنید. آیا می‌توانید با آنها کنار بیایید؟ بدترین اتفاق ممکن چه خواهد بود؟

  1. تعادل، تعادل، تعادل.

حالا، این دو لیست را با هم مقایسه کنید و ببینید کدام احتمال بیشتری برای اتفاق افتادن دارد. آیا فواید آن به قدری هست که ارزش داشته باشد وارد ریسک شوید؟ آیا می‌توانید با عواقب منفی آن اگر اتفاق بیفتند کنار بیایید؟ آیا احتمال موقعیت بینابینی که بدون کُند کردن انرژی محرکه شما، احتمال خطر را کمتر کند؟ آیا باید آن را به مراحل مختلف تقسیم کنید تا استراتژی خارج شدن داشته باشید یا باید با هر آنچه که دارید پیش بروید؟

  1. ترس‌هایتان تا چه اندازه واقعی هستند؟

نگاه دیگری به لیست عواقب منفی ریسکتان بیندازید و از خودتان سوال کنید چقدر احتمال دارد به وقوع بپیوندند. اکثر اوقات متوجه می‌شوید که ترس‌هایتان آنقدرها واقعی نیستند–فقط ترس هستند. هر احتمال را به دقت بررسی کنید و ببینید واقعاً تهدیدی جدی است یا فقط ترسی بی‌مورد.

  1. جرات به خرج دهید.

بعد از اینکه به دقت مزایا و معایب ریسکتان را بررسی کردید، باید به این نتیجه برسید که این ریسک را انجام بدهید یا نه کمی بیشتر صبر کنید. اگر به این نتیجه برسید که نمی‌توانید با عواقب منفی آن کنار بیایید واقعاً جای خجالت دارد اگر عقب بکشید. یادتان باشد، همیشه می‌توانید همان ریسک را دوباره ارزیابی کنید تا بعدها ببینید موقعیت برای انجام آن بهتر است یا نه.

  1. حالا از خودتان بپرسید، چرا؟

انگیزه‌تان برای انجام این ریسک چیست؟ آیا با آنچه درست می‌دانید تطابق دارد یا حرص و خودخواهی شما را به انجام آن ترغیب می‌کند؟ درک انگیزه‌هایتان به شما کمک می‌کند بهتر بفهمید که چه باید بکنید. همیشه باید به سمت «بهتر» حرکت کنید.

  1. خودتان را برای عمل آماده کنید.

با عادت کردن به ارزیابی ریسک‌ها به این ترتیب، به خودتان اعتمادبه‌نفس لازم برای جلو رفتن و مقابله با تردیدها را خواهید داد و قاطعانه‌تر به سمت جلو حرکت خواهید کرد. در طولانی‌مدت، اعتمادبه‌نفس و قاطعیت عامل بسیار مهمی خواهد شد. اگر می‌خواهید ریسک کنید، اول باید ذهنتان را برای آن آماده کنید تا احتمال موفقیتتان بیشتر شود.

  1. عقب نکشید!

اگر تصمیم گرفتید آن ریسک را انجام دهید، اقدام کنید و پشیمان نشوید. هفت مورد اول مرحله ابتدایی بودند. وقتی وارد عمل شدید، از وسوسه دوباره فکر کردن به ریسکتان و احیاناً پشیمانی دوری کنید. این کار فقط پیشرفتتان را زیر سوال می‌برد. شما وارد بازی شده‌اید و دیگر وقت تمرکز کردن و جلو رفتن است.

  • لینک
  • ۱۳ آذر
  • بدون نظر
  • 4 views


change

چگونه تغییرات زندگی را بپذیریم و به سمت موفقیت حرکت کنیم؟ آیا تغییر خطرناک است؟

«زندگی تغییر است و پیشرفت، اختیاری. هوشمندانه انتخاب کنید.» –کارن کایزر کلارک

زندگی می‌تواند یک معلم همیشگی برای ما باشد.

وقتی اولین بار درس‌های زندگی را یاد نمی‌گیریم، زندگی به طریقی آنها را برایمان تکرار می‌کند تا بهتر بفهمیم.

زندگی من طی چند سال گذشته با اتفاقات وحشتناک تغییر کرده است. من درمقابل تغییر این اتفاقات مقاومت کردم و سعی کردم با آن بجنگم. وقتی دربرابر درس‌هایی که این تغییرات به من می‌آموختند مقاومت کردم، چرخ‌وفلکی از تغییرات به دنبال آن ادامه یافت.

وقتی هفده سالم بود. والدینم که مهاجرت کرده بودند، در تجارت کوچکی که داشتند شکست خوردند. از یک زندگی راحت و بی‌دغدغه در کالیفرنیای شمالی، کوچ کرده و به آسیا برگشتند.

این جابجایی ناگهانی و غیرقابل‌انتظار بود و همه ما شگفت‌زده بودیم. من در سال‌های آخر دبیرستان بودم و به همین دلیل پیش یکی از دوستان خانوادگی در کالیفرنیا ماندم تا درسم را تمام کنم.

تابستان را در کنار خانواده‌ام در خارج گذراندم و بعد برای شروع دانشگاه به کالیفرنیای جنوبی برگشتم. در آن محیط جدید کاملاً تنها بودم و هیچ دوست یا آشنایی در اطرافم نبود.

زندگی خیلی سریعتر از آنکه بتوانم با آن وفق پیدا کنم در حرکت بود و در شوک جابجایی ناگهانی خانواده‌ام، محیط جدید و دانشگاه بودم. اینها تغییرات شگرفی همراه با ترس، تنهایی و اضطراب برایم به وجود آورده بود.

بسیار تحت تاثیر محیط جدید دانشگاه و بزرگی آن بودم؛ باوجوداینکه در کلاس‌های ۳۰۰ نفری می‌نشتم، تنها بودم و می‌بایست با مسئولیت‌های استقلال و بزرگ شدن دست و پنجه نرم می‌کردم.

هر چیزی که می‌شناختم در مدت زمانی بسیار کوتاه تغییر کرده بود. سعی کردم تا جاییکه در توان دارم خوب با موقعیت کنار بیایم اما با منزوی کردن خودم حتی از دانشگاه و محیط آن سعی کردم دربرابر این تغییرات مقاومت کنم. آن اولین و تنها زمانی در طول زندگی‌ام بود که دست به خودکشی زدم.

سال‌ها بعد از اتمام دانشگاه که به اهداف کاری و شغلیم دست پیدا کردم، وارد حرفه وکالت شدم. به مهاجران، پناهندگان و افرادیکه از آزار و اذیت و شکنجه فرار کرده و به امریکا برای اقامت آمده بودند، کمک می‌کردم.

همه وقت، پول و زندگیم را در دفتر کارم گذاشته بودم. نه تنها سخت درگیر زندگی حقوقی موکلینم شده بودم، بلکه با پستی و بلندی‌های داشتن یک کار و حرفه هم سروکار پیدا کردم.

شروع و اداره کردن یک حرفه کار آسانی نیست و در مورد حرفه من هر ماه پول بیشتری از دست می‌دادم. بااینحال باید تصمیم می‌گرفتم و تصمیم بسیار سختی بود، سودم کم بود اما بخاطر زندگی‌هایی که می‌توانستم نجات دهم احساس می‌کردم راه شغلیم را پیدا کرده‌ام.

اما وقتی تصمیم گرفتم در دفترکارم را ببندم، پرونده‌های موکلینم را ببندم، قرض‌هایم را بدهم و باز به دنبال کار باشم، زندگیم دوباره سراسر تغییر شده بود.

در فاصله دانشگاه و کسب‌وکار، با یک دختر زیبا ازدواج کردم. ده سال با هم زندگی کردیم و بسیاری از پستی و بلندی‌های شخصی و کاری زندگی را با هم گذراندیم. باوجود مشکلاتمان، هر دوی ما همه تلاشمان را برای نگه داشتن ازدواجمان به کار گرفتیم.

وقتی اشک‌ها خشک شد، ضرر جلسات مشاوره بیشتر از فایده آن بود، به همین دلیل دیگر دست از حرف زدن کشیدیم، از هم جدا شده و سال گذشته طلاق گرفتیم. پایان ازدواج ما مثل شکسته شدن یک گلدان چینی به میلیون‌ها تکه بود.

من ابتدا با مقاومت شدید و بعد با ناراحتی و اندوه عمیق با پایان ازدواجمان برخورد کردم. چطور چیزی که اینقدر برایم ارزش داشت و احساس می‌کردم همیشگی است باید تمام می‌شد؟

هرچه بیشتر می‌جنگیدم و دربرابر هرکدام از این اتفاقات زندگیم بیشتر مقاومت می‌کردم، یاد گرفتم که باید تغییرات زندگی را در آغوش بگیرم و بدانم که همیشه تغییراتی بر سر راهم خواهد بود.

در زیر ۶ درسی که درمورد استقبال از تغییرات زندگی یاد گرفتم برایتان عنوان می‌کنم:

  1. انتظاراتتان را کم کنید.

در هرکدام از موقعیت‌های زندگیم، انتظارات و توقعات بسیار بالایی برای خانواده‌ام، کارم و ازدواجم داشتم. توقع داشتم که هرکدام از آنها ثابت بمانند و برای همیشه ادامه پیدا کنند. اما یاد گرفتم که هیچ چیز همیشگی نیست. هیچ چیز.

می‌توانید انتظارات معقولی از اتفاقاتی که دوست دارید بیفتد داشته باشید اما هیچ تضمینی برای آن نتیجه وجود ندارد. کم کردن انتظاراتتان با نداشتن توقع در روابط، کار یا موقعیت‌های زندگی به شما کمک می‌کند هر چه برایتان پیش می‌آید را بپذیرید.

وقتی توقعاتتان معقول باشد و یک نتیجه خاص و مشخص را انتظار نداشته باشید، بهتر می‌توانید با تغییراتی که بر سر راهتان قرار می‌گیرد کنار بیایید. اما انتظارات غیرمعقول از زندگی اکثر اوقات با فقدان، ناامیدی و درد خاتمه می‌یابد.

  1. تغییر را دریابید.

برای مدتی طولانی من باور نمی‌کردم که موقعیتم تغییر کرده است. خیلی دیر فهمیدم که تغییر خیلی سریع اتفاق می‌افتد و می‌تواند در هر نقطه‌ای از زندگی پیش آید.

آگاه باشید که تغییر می‌تواند در زندگیتان اتفاق بیفتد. این یعنی بفهمید که اوضاع از آنچه که الان هست متفاوت خواهد شد. درک و دریافت تغییر به آن اجازه رخ دادن بعد از آشکار شدن می‌دهد به جای اینکه با دید انکار و مقاومت با آن برخورد کنید.

  1. تغییر را بپذیرید.

من نومیدانه سعی کردم جلوی آن را بگیرم و اجازه ندهم آن تغییرات اتفاق بیفتد.

به جای مقاومت، به تغییر اجازه بدهید آشکار شود و سعی کنید بفهمید چه چیز در حال تغییر است و چرا.

موقعیت‌های زندگی ممکن است آنطور که شما دوست دارید تغییر نکنند و این هیچ اشکالی ندارد. استقبال از این موقعیت‌ها به شما کمک می‌کند به طور موثر با این تغییرات کنار بیایید، اصلاحات لازم را در زندگیتان به وجود آورید و کمکتان می‌کند به جلو بروید.

  1. از تجربیات درس بگیرید.

اگر تغییر را قبول کرده و در آغوش بکشید، به دنبال درس‌هایی در آن خواهید گشت.

وقتی تغییرات شگرفی در زندگی من به وجود می‌آمد، من ابتدا نمی‌خواستم آن را دریابم و به همین دلیل آنها برای من بدون معنا و مفهوم بودند. وقتی به گذشته نگاه می‌کردم و بالاخره تغییر را قبول می‌کردم، درس‌هایی که کم‌کم از آن می‌گرفتم فوق‌العاده بودند.

تغییر بهترین معلم شما می‌شود اما فقط به شرط آنکه به خودتان برای درس گرفتن از آن اجازه دهید.

همچنین بخوانید: شکست چیست؟
  1. بفهمید که قوی‌تر می‌شوید.

وقتی تغییر را پذیرفته، آن را در آغوش بکشید و از آن درس بگیرید، ناخودآگاه قوی‌تر خواهید شد، توانایی پذیرش هوشیارانه تغییر به شما امکان می‌دهد در جریان طوفان‌ها اطرافتان، مثل صخره سنگ شوید–حتی اگر بترسید.

  1. خِرَد را در آغوش بگیرید.

هر چه بیشتر به تغییر در زندگیتان میدان می‌دادم، بیشتر بعنوان یک انسان رشد می‌کردم. در آغوش گرفتن تغییر قدرت تازه‌ای به زندگی‌ام وارد کرد و آرامش درونی بیشتری به من داد.

وقتی هوشیارانه تغییر را در آغوش بکشید و یاد بگیرید آن را بعنوان بخشی از زندگیتان قبول کنید، آرامش و شجاعت بیشتری پیدا می‌کنید. وقتی زندگی نتواند با پستی و بلندی‌های خود شما را بلرزاند، می‌فهمید که تغییر قادر به شکستن شما نیست.

به درجه‌ای از درک از زندگی می‌رسید که ممکن است برخی آن را خرد بنامند.

وقتی تغییر را بپذیریم، از آن درس بگیریم و برای تجربه آن بهتر شویم، تغییر دیگر دشمن ما نخواهد بود. معلم ما می‌شود.

  • لینک
  • ۱۳ آذر
  • بدون نظر
  • 26 views


فال روزانه ۱۲ آذر

فال روزانه

امروز شما چگونه خواهد گذشت ؟

فال های پیشنهادی امروز آلامتو: فال شمع امروزفال حافظ شب یلدا

فروردین: ممكن است شما از كارهای تكراری كه اخیرا مجبور به انجام آنها هستید خسته شده باشید و كمتر مایل باشید كه روی وظایفی كه شما را از لحاظ روحی ارضا می‌كند تمركز كنید. امروز دائم در حال خیالبافی درباره یك زندگی عالی و ایده‌آل در آینده كه به نظرتان می‌رسد دور از دسترس شماست، هستید. درباره اینكه چگونه باید به آنجا برسید نگران نباشید. زمانی كه خیالبافی‌تان را پایان دادید سعی كنید از تمرین‌های ذهنی لذت ببرید. به لحظه حال برگردید و كاری را انجام دهید كه بتوانید یك تغییر واقعی در زندگی‌تان ایجاد كنید.

اردیبهشت:شما آماده یك تغییر هستید و فقط می‌خواهید كه این تغییر به روش شما باشد. نیازها و احتیاجاتی كه اخیرا داشته‌اید همه تحت  كنترل هستند اما ممكن است دیگران نگران باشند كه چگونه می‌خواهید از پس‌آنها برآیید زیرا نمی‌دانند كه شما همه آنها را تحت كنترل خود دارید. علاوه بر این، شما طرحی در ذهن دارید كه فقط باید فرصت لازم را بدست بیاورید تا استارت كار را بزنید و تلاش‌تان را شروع كنید. اگرتلاش نكنید هیچ وقت نخواهید فهمید كه چه چیزی انتظار شما را می‌كشد.

خرداد: با وجود اینكه شما الان خیالباف به نظر می‌رسید، اما هیچ چیز نمی‌تواند شما را از  طراحی یك ماجراجویی كوچك باز دارد. شما بزرگ فكر می‌كنید و به راحتی می‌توانید سفری طولانی با كوله پشتی‌تان به ناهموارترین نقاط جهان یعنی ارتفاعات تبت داشته باشید. ممكن است دیگران به شما بخندند زیرا فكر می‌كنند كه این افكار شما بسیار عجیب و غریب است. اما خنده آخر را شما به آنها می‌كنید در حالیكه دارید از بلندترین نقطه كره زمین برایشان كارت پستال می‌فرستید.

تیر: معمولا ‌شما كسی هستید كه می‌خواهد به كسی كه مهر می‌ورزد و دوستش دارد نزدیك شود و شریك كردن احساسات‌تان با او بهترین راهی است كه می‌توانید به وسیله آن به آن صمیمت و نزدیكی كه مورد نظرتان است برسید. اما باز كردن دریچه قلب‌تان برای شما آسان نیست. مخصوصا اگر اخیرا توانایی‌تان برای اطمینان كردن به دیگران را محك زده باشید. در مقابل ترس‌هایتان بایستید كه باعث می‌شود قوی تر از آن ‌چیزی شوید كه همیشه فكرش را می‌كردید.

مرداد:ورود ماه به دومین خانه از روابط شما می‌تواند یك شراكت فعال از شما یا دیگران را امتحان كند، دیگرانی كه فكر می‌كنند آزادی بیشتر بسیار مهمتر از وابستگی است. نیازی به گفتن نیست. این یك مسیر عادی برای رسیدن به درصد بالایی از صمیمت نیست. فط به یاد داشته باشید كه شما می‌توانید فضای اضافی برای تنفس ایجاد كنید اگر با خودتان رو راست باشید.

شهریور:ممكن است امروز احساس كنید كه آن شخص همیشگی نیستید و دوست ندارید همان وظایف تكراری روزانه را – چه در خانه و چه در محل كار – انجام دهید. همان طور كه تا الان بوده؛ شاید مشتاق باشید كه به طور كلی رویكرد جدیدی در زندگی داشته باشید و اگر كسی چیزی بداند كه شما ندانید، مشتاق هستید كه شاگرد ممتاز آن كلاس باشید. یادتان باشد آموزش و تحصیل ضروری ترین جزء نیست اما می‌تواند یكی ا ز مهم ترین بخش‌های كار باشد.

مهر: امروز آماده پذیرفتن یك ریسك هستید مخصوصا اگر بدانید كه شادی و نشاط را در زندگی شما افزایش می‌دهد. این برای شما می‌تواند زمانی بسیار خلاقانه و مفید باشد و بسیارمهم است كه به شما خوش بگذرد و بتوانید همزمان شخصیت درونی و هنرمند خود را به نمایش بگذارید. شما می‌توانید این كار را هم در محل كار انجام دهید، ‌هم در زمان بازی، چون این دو به طرز ظریفی به هم مربوط هستند.

آبان:‌حتی اگر تاریچه زندگی شما عجیب‌تر از داستان و رمان است، ‌ممكن است مایل باشید امروز نقش محوری داشته باشید و داستان‌تان را با دیگری درمیان بگذارید. به علاوه، ممكن است بخواهید بخش‌های خاصی از زندگی شخصی‌تان را برای خودتان نگه دارید. البته این حق شماست اما فكر كنید كه چه چیزی را از قلم انداخته‌اید كه می‌تواند دیدگاه شخصی را درباه شما عوض كند طوری كه شما متوجه نشوید. صادق باشید و تمام واقعیت را بگویید.

آذر: امروز برایتان سخت است كه تمركز داشته باشید،  به خاطر اینكه خیلی چیزها توجه شما را به خود جلب كرده‌اند و كنجكاوی شما سخت تحریك شده است. ممكن است برایتان امكان آن نباشد كه از كنارآنها بی‌توجه بگذرید. هوز هم بهتراست كه به آموختن چیزهای جدید علاقه نشان دهید به جای اینكه همواره در یك مكان ثابت بمانید و كارهای ثابتی بكنید كه شما را ارضا می‌كند. عطش خود را به دانستن یا بررسی‌های عقلانی فرو بنشانید.

دی: امرزو ممكن است بسیار عصبانی باشید. به خاطر اینكه در مخمصه جدید گیر افتاده‌اید و ترجیح می‌دادید كه وضعیت را به عقب بازگردانید. اما ماندن در گذشته سودی ندارد زمانیكه آینده به سرعت در حال جلو آمدن است. قبول این واقعیت كه زندگی شما در بسیاری از موارد تغییر خواهد كرد می‌تواند اولین گام به سمت بازیافتن امنیت و اطمینان شما باشد.

بهمن: عجیب اینكه، حالا كه ماه درخشان ثابت شما برای امروز واقع شده است،‌ شما احساس می‌كنید نوسانات روحی شما قوی‌تر و بیشتر شده است. ممكن است فاصله‌ای كه معمولا بین افكار و احساسات‌تان می‌گذارید دوست داشته باشید. اما حالا به نظر می‌رسد این دو به طور عجیبی بهم آمیخته‌اند. نیازی نیست كه رشته‌های عاطفی و ذهنی‌تان را از هم جدا كنید. فقط مشاهده كنید كه این دو جهت مخالف چگونه با یكدیگر بسیار یكدست كار می‌كنند.

اسفند: ورود ماه به دوازدهین خانه از تصورات شما می‌تواند نقطه شروع یك خیال باشد. اما شما نیاز دارید كه ناباوری‌تان را درباره رویا و خیال كنار بگذارید. انرژی‌تان را برای اینكه مشخص كنید داستان چیست هدر ندهید و حقایق را از دست ندهید. فقط ارزش تمام یك داستان كه به طور شاهكاری خلاقانه و راجع به زندگی است عبارت است از اینكه: شما همیشه وقت برای برگشتن به گذشته دارید و می‌توانید آن را در روز دیگری تجزیه و تحلیل كنید.

  • لینک
  • ۱۳ آذر
  • بدون نظر
  • 8 views


not-regret

به گزارش آلامتو و به نقل از مردمان؛ وقتی می‌خواهید به نزدیک‌های قله این زندگی پر فراز و نشیب برسید، دلتان می‌خواهد با شور و اشتیاق برسید یا با زانوهایی خسته از پشیمانی؟ در طول مسیر با کمک دوستان و خانواده از طوفان‌ها، چاله‌های عمیق و خطرات زیادی عبور کرده‌اید و الان تقریباً نزدیک به انتهای مسیر هستید.

همه زندگی‌تان شما را به سمت این لحظه کشانیده است و یک چیز مشخص است: این صعود نهایی را همه باید به تنهایی انجام دهیم.

چه فکرهایی از ذهنتان خواهد گذشت؟ شما با سوالات سختی روبه‌رو خواهید شد: سوالاتی مثل: آیا به اندازه کافی فعالیت کردم؟ به اندازه کافی عاشق شدم؟ به اندازه کافی خوشحال بودم؟

ممکن است این سوالات را پشت گوش بیندازید و تصور کنید فرداهای دیگر به آنها پاسخ می‌دهید ولی یادتان باشد، فردا ممکن است هیچوقت نرسد!

کاری که امروز می‌توانید بکنید این است. بگذارید به آن بیمه‌نامه‌ای برای شادی فردا بگوییم.

  1. سلامت و تندرستی‌تان را اولویت همه مسائل قرار دهید.

از قدیم گفته‌اند اگر سلامتی نباشد، انگار هیچ چیز نیست. بدن شما خانه روحتان است. ورزش کنید، سالم غذا بخورید و به اندازه کافی استراحت کنید. از بدنتان مراقبت کنید تا فرصت یک زندگی طولانی و کامل را داشته باشید.

  1. برای انجام کارهایی که دوست دارید وقت بگذارید.

شاید به نظرتان کلیشه بیاید، ولی کمتر کار کنید و بیشتر تفریح کنید. هیچوقت از رفتن به یک مسافرت، انجام یک سرگرمی جدید یا گذراندن یک روز کنار کسانی که دوستشان دارید پشیمان نخواهید شد. ولی ممکن است از نرفتن به یک کلاس هنری، نخواندن یک کتاب یا نخریدن یک چیز پشیمان شوید. شرکت‌کننده زندگی خود باشید.

  1. دست از جدی گرفتن زندگی بردارید.

چرا زندگی را اینقدر جدی می‌گیرید؟ واقعاً چرا؟ سعی کنید در همه مسائل زندگی جایی برای شوخ طبعی و خندیدن پیدا کنید و زیاد بخندید.

  1. همیشه حرفی که باید بزنید را به زبان آورید.

اگر کسی را دوست دارید، به او بگویید. اگر کسی ناراحتتان کرده است، به او بگویید. اگر برای ابراز احساساتتان مشکل دارید، نامه بنویسید. مطمئن شوید که اطرافیانتان از احساستان باخبر باشند.

  1. ذهنتان را به سوی فرصت‌ها باز کنید.

اگر وقتی داخل انباری خانه را نگاه می‌کنید، یک سایه تیره شبیه به مار ببینید، واکنشتان احتمالاً پریدن از روی ترس خواهد بود ولی بعداً وقتی دقیق‌تر نگاه کنید و ببینید که آن سایه فقط یک شلنگ بوده است، از اینکه گول بازی‌های ذهنتان را خورید احساس احمق بودن خواهد کرد. سعی نکنید با تجسم‌های فریبکارانه کنترل شوید.

نگرشتان را تغییر دهید و ذهنتان را به سوی دنیای جدیدی از فرصت‌های هیجان‌انگیز و رضایت‌بخش باز کنید. با چشمانی تازه به زندگی‌تان نگاه کنید و خواهید دید که روابطتان چقدر بهتر شده، چقدر هیجان بیشتر و ناراحتی و تلخی و عصبانیت‌های کمتری خواهید داشت.

  1. راه خودتان را دنبال کنید – زندگی حقیقی خودتان را داشته باشید.

خودتان را با دیگران مقایسه نکنید و به دنبال کمال هم نباشید. زندگی میهمانی بالماسکه نیست. نقابتان را بردارید و خودتان باشید. اگر دیگران از آن خوششان نمی‌آید، شاید وقتش رسیده که میهمانی جدیدی را پیدا کنید.

هر طور دیگری بودن به جز خودتان بودن شما را تنها، افسرده و ناامید خواهد کرد. طبق انتظارات دیگران زندگی نکنید.

  1. دست از زندگی کردن در گذشته بردارید.

همین الان پشیمانی‌ها و حسرت‌های گذشته را دور بریزید. گذشته رفته است، فکر کردن به آن و اتفاقاتی که می‌توانست در آن بیفتد فقط لذت زمان حال را از شما می‌گیرد.

گذشته چیزی جز یک خاطره نیست، فقط یک داستان ذهنی است و می‌تواند تغییر کند. چرا داستان زندگی گذشته‌تان را طوری که زمان حالتان را تقویت کند تعریف نکنید؟

  1. چیزهایی که قدرت تغییر آنها را ندارید بپذیرید.

«اگر مشکلی قابل حل است، اگر موقعیتی طوری است که می‌توانید کاری برای آن انجام دهید، پس نیازی به نگرانی نیست. ولی اگر قابل‌حل نیست، نگران بودن کمکی نمی‌کند.» – دالای لاما (Dalai lama)

وقتی با واقعیت می‌جنگید، در جنگ اگرها و انکارها خودتان را زخمی می‌کنید. اگر واقعیتتان این بوده که باید با فرد دیگری ازدواج می‌کرده‌اید، چیزی را می‌گفتید که باید می‌گفتید، یا با بیماری‌ای دست و پنجه نرم می‌کنید، واقعیت این است که هیچکدام از اینها را نمی‌توانید تغییر دهید. فکر کردن یا نگران بودن نسبت به آن فقط زمان حال و لذت‌های آن را از شما می‌دزدد.

کاری که می‌توانید بکنید این است که زندگی‌تان را دوباره ارزیابی کرده و قدم‌های لازم برای تغییرات درست و مناسب را بردارید. از غریزه‌تان پیروی کنید، دلتان به شما خواهد گفت از کدام راه باید بروید. چه درمورد رابطه‌تان باشد یا کارتان یا هر چیز دیگر.

«اگر اینطور می‌شد»، «باید اینطور می‌شد» و «چرا من»‌ها را از داستان‌ زندگی‌تان بیرون بیاورید و پیش روید.

  1. زندگی کردن هوشمندانه را تمرین کنید.

زندگی کردن هوشمندانه زمان را برایتان کند خواهد کرد. زمان حال را برایتان تقویت کرده و روزهای کسل‌کننده‌تان را سرشار از لذت خواهد کرد.

ده سال دیگر ممکن است فکر کنید، زندگی‌ام به کجا رسیده است؟ وقتی هوشمندانه زندگی می‌کنیم، خودمان را در لحظه غرق می‌کنیم. اگر این سبک زندگی کردن را تمرین نکنید، این لحظه‌های گران‌قیمت را با فکر کردن‌های مداوم از بین خواهید برد. بین اتفاقات مهم زندگی استراحت کنید و وقفه بیندازید. این وقفه زندگی واقعی شما هستند.

«هوشمندانه زندگی کردن یعنی با هدف، در زمان حال و بی‌قضاوت زندگی کنید.» – جون کابات-زین (Jon Kabat-Zinn)

  1. دست از تعقیب پول، شهرت و دارایی‌ها بردارید.

همه ما تشنه ثروت، پرستیژ، شهرت و محبوبیت هستیم. ما به دنبالی چیزهای مادی و آدم‌های زیبا هستیم. به اشتباه تصور می‌کنیم که شادی و خوشبختی زمانی که به این اهداف برسیم به سراغمان خواهند آمد. به جای لذت بردن از زندگی‌هایمان در جستجوی مداوم چیزی به جز آنچه که الان داریم هستیم.

در پایان زندگی، اتومبیل گران‌قیمتتان چیزی نخواهد بود که در ذهنتان می‌درخشد. احتمالاً برای خاطره دوستان وفاداری که داشته‌اید لبخند می‌زنید. از جستجوی دارایی‌های مادی دست بردارید، هیچ خوشبختی واقعی در آنها وجود ندارد، فقط جستجویی بی‌پایان است.

همچنین بخوانید: کارهایی که در طول روز باید انجام داد
  1. قدرشناسی را تمرین کنید.

«قدرشناسی قفل کمال در زندگی را برایتان باز می‌کند. آنچه که داریم را به کافی و بیشتر از‌ آن تبدیل می‌کند. انکار را به پذیرش، هرج‌ومرج را به نظم، سردرگمی را به وضوح تبدیل می‌کند. یک غذا را به جشن، یک خانه را به آشیانه امن و یک غریبه را به دوست تبدیل می‌کند.» – ملودی بیتی (Melody Beattie)

قدرشناسی سلامت، شادی، معنویت، روابط و اعتمادبه‌نفس شما را تقویت کرده و به زندگی‌تان معنی می‌دهد.

حتی اگر زندگی‌تان عالی نباشد، باز هم چیزهایی برای قدردانی و شکرگزاری وجود دارد. پس هر روز برای لبخند زدن، خندیدن و تشکر کردن از لذت‌های بزرگ و کوچکی که در زندگی‌تان هست وقت بگذارید.

قطعه‌ای از مارتا بک (Martha Beck) وجود دارد که تاثیر شگرفی بر زندگی من داشته است. او پشیمانی را به زیبایی توصیف می‌کند:

«مهمترین درس پشیمانی، درسی که کمکتان می‌کند آینده‌ای رضایت‌بخش و غنی داشته باشید، این است: هربار که زندگی شما را به یک چهارراه می‌رساند، از کوچکترین آنها تا بزرگترینشان، به سمت عشق بروید که از ترس دور نیست. درمورد هر انتخاب اینطور فکر کنید، «چه چیز من را به هیجان می‌آورد و خوشحالم می‌کند؟» نه اینطور، «چه چیز ترس من را از اتفاقات، آدمها و چیزها دور می‌کند؟»»

به همه منابع عشق در زندگی‌تان توجه کنید و خواهید دید که چقدر زیبایی‌های اطرافتان بیشتر و بیشتر خواهد شد.

خوب بگذارید خلاصه کنیم: لیستی کوتاه از کارهایی که باید انجام دهیم تا بعداً پشیمان نشویم:

– مراقبت کردن از سلامتی‌مان

– وقت گذاشتن برای انجام کارهایی که دوست داریم، کمتر کار کنیم، بیشتر بخندیم و بیشتر بازی کنیم.

– چیزی که باید بگوییم را بگوییم

– تمرکز حواس را تمرین کنیم.

– دیدگاهمان را عوض کنیم.

– گذشته را فراموش کنیم.

– چیزهایی که نمی‌توانیم تغییرشان دهیم را قبول کنیم.

– فکر نکنیم خوشحالی چیزی متعلق به فرداست.

– بیش از حد به دنبال پول و ثروت مادی نباشیم.

– حقیقی زندگی کنیم.

– ماسک روی صورتمان را برداریم.

– از غریزه‌مان پیروی کنیم.

– تصمیماتمان را براساس ترس نگیریم.

– عشق بورزیم، دوست داشته باشیم، عشق بورزیم.

هیچ ضمانتی وجود ندارد که تصمیم بدی در زندگی‌تان نگیرید ولی وقتی با این ابزارها در ذهنتان زندگی کنید، روزهایتان طبیعتاً معنادارتر خواهند شد. چشمان هوشمندتان سرشار از ماجرا و داستان خواهند شد: ماجراجویی‌هایی که ممکن است کامل نباشند ولی حداقل توام با پشیمانی نخواهند بود.

  • لینک
  • ۱۲ آذر
  • بدون نظر
  • 6 views


success

چگونه مشکلات زندگی را پشت سر بگذاریم؟

مطمئناً زندگی همه فرازهای فوق‌العاده عالی و نشیب‌هایی ناراحت‌کننده دارد اما اینکه چطور با آنها برخورد کنید از اهمیت بسیاری برخوردار است. قصد داریم بهترین راه‌های کنار آمدن با زمان‌های خوب و بد زندگی را به شما معرفی کنیم.

زندگی تجربیات مختلفی را برای شما به ارمغان می‌آورد. گاهی‌اوقات این تجربیات کاملاً مثبت هستند و گاهی نیز آنقدر دشوارند که ما را حسابی در خودمان فرو برده و باعث می‌شوند چیزی پیدا کنیم که هیچ‌وقت وجود نداشت. اینکه از این تجربیات چه چیزهایی یاد بگیریم شخصیت ما را شکل می‌دهد.

در زیر به ۱۰ نکته‌ای که در فراز و نشیب‌های زندگی باید استفاده کنید اشاره می‌کنیم.

  1. خودتان تغییر باشید:

بارها و بارها جملات جاودان و الهام‌بخش گاندی را شنیده‌ایم و دلیل آن این است که این جملات کاملاً حقیقت دارند و همین باعث شده مردم مرتباً آنها را تکرار کنند. یعنی با اصولی زندگی کنید که دوست دارید در دیگران هم مشاهده کنید.

  1. به استقبال معجزه بروید:

همیشه برای شما اتفاق نمی‌افتند؛ بخاطر شما اتفاق می‌افتند. امیدها، آرزوها، باورها و ذهن باز شما نیروی جنبشی ایجاد می‌کند و آنجاست که معجزه وارد عمل می‌شود.

  1. ذهن می‌تواند جسم را التیام بخشد:

افراد زیادی هستند که از ذهنشان برای درمان جسمشان استفاده می‌کنند. رمز این کار این است که یک تصویر داخلی از بیماری را در ذهنتان به صورت تصویری سالم تجسم کنید و این کار را مرتباً–هر روز– انجام دهید. ذهن و جسم به هم مرتبط هستند. هر وضعیتی در ذهن شما عواقبی به دنبال خواهد داشت.

  1. نعمت‌هایی که به شما داده شده را بشمارید:

خیلی وقت‌ها آنقدر درگیر زندگی می‌شویم که متوجه آدم‌های فوق‌العاده‌ای که دور و برمان هستند نمی‌شویم. اما اگر متوجه‌شان شویم، جادو در زندگی‌مان اتفاق می‌افتد. و وقتی زیبایی درونی آنها را ببینیم و حس کنیم، لذتی درونی را تجربه می‌کنیم.

  1. عشق ایجاد تغییر می‌کند:

هرچقدر که زندگی سخت پیش رود، عشق می‌تواند همه چیز را آسان کند. یک آغوش یا بوسه باعث می‌شود در بسیاری از موقعیت‌های استرس‌زا احساس آرامش کنیم. عشق نیروی معنوی ایجاد می‌کند.

  1. همه مردم ذاتاً خوب هستند:

همه ما ذاتاً همدل و مهربان هستیم. عشق روح انسان هر چقدر هم که پنهان شده باشد، همیشه وجود دارد. وظیفه ما این است که آن را آشکار کنیم، حتی برای دشمنانمان.

  1. برای خودتان وقت بگذارید:

یک ذهن آرام و متعادل کنار آمدن با فراز و نشیب‌های زندگی را آسان‌تر می‌کند.

  1. درمقابل وسوسه کوچک شمردن خودتان مقاومت کنید:

همه ما در یک سفر معنوی برای شناخت عمیق‌تر خودمان هستیم.

  1. به این فکر کنید که چه می‌خواهید نه اینکه چه نمی‌خواهید:

شما مهندس زندگی خود هستید و آگاهانه و ناآگاهانه آنچه به آن توجه می‌کنید را برایتان میسازد.

  1. مثبت بودن فقط به این معنی نیست که باور داشته باشید به هدف‌هایتان می‌رسید:

می‌تواند به این معنی هم باشد که با وجود همه سختی‌ها و مشکلات، می‌دانید که می‌توانید از پس آنها برآیید. همیشه راهی وجود دارد.

  • لینک
  • ۱۲ آذر
  • بدون نظر
  • 8 views


فال روزانه ۱۱ آذر

فال روزانه

امروز شما چگونه خواهد گذشت ؟

فال های پیشنهادی امروز آلامتو: فال مخصص شب یلدافال ابجد

فروردین: امروز قدرت پیش‌بینی تان قوی شده است، چراکه شما به حوادث عجیبی که رخ می‌دهد مشکوک هستید. حتی اگر چنین نباشد، به خصوص اگر بتوانید در شغلتان خلاقیت داشته باشید، شما در هرصورت قادر هستید اوقات خوش و لذت بخشی داشته باشید. اگر در طول روز خستگی تان به نارضایتی مبدل گشت، به یاد داشته باشید که فردا می‌تواند یک روز کاملاً جدید و جذاب باشد.

اردیبهشت: شما امروز حتی اگر تلاش کنید که جدی نشان داده شوید، باز هم نمی‌توانید از لبخند زدن اجتناب کنید. شما نمی‌خواهید خوشحالی خود را پنهان کنید، بلکه فقط قصد ندارید بدین وسیله خود نمایی کنید. به یاد داشته باشید این فقط طرز فکر خود شماست. تا موقعی که برای دیگران هم آرزوهای خوب و زیبا داشته باشید، هیچ کس به خاطر اینکه احساس خوبی دارید بهتان ایراد نمی‌گیرد.

خرداد: شما امروز با تجربه‌های جالب و شگفت انگیزی احاطه می‌شوید، اما چیزی سبب عقب گرد شما شده و اجازه نمی‌دهد از این تجربیات استفاده لازم را ببرید. شاید از وقتی که تصمیم گرفته‌اید نظرات خود را ابراز کنید، از گرفتار شدن می‌ترسید. متاسفانه ترس‌های بی‌اساس و بی دلیل شما مانع از به دست آوردن خوشبختی واقعی می‌شوند. اجازه ندهید افکار منفی روز خوب و خوش شما را خراب کند.

تیر: شما امروز نمی‌توانید به راحتی به دیگران اعتماد کنید، چراکه آنها خیلی اغراق می‌کنند. شما می‌دانید بیشتر گفته‌های آنها حقیقت دارد، اما حس ششم‌تان بهتان می‌گوید هنوز مشکلی وجود دارد. همه چیز ظاهرا خوب است، باوجود این سستی‌ها و تزلزل‌های شما تحریک‌تان می‌کنند که قضاوت‌های تند و تیز داشته باشید. سعی کنید توقعات خود را کنار گذاشته و حواستان فقط به اتفاقاتی که پیرامونتان رخ می‌دهد باشد. در این صورت واقعاً از نتایج کارتان شگفت زده خواهید شد!!

مرداد: تا موقعی که در تمام روز کاملاً فعال و سازنده باشید، نسبت به خود و اطرافیان‌تان حس خوبی خواهید داشت. اما اگر کار خیلی زیادی هم انجام ندهید، باز هم می‌توانید به سرزنش‌های دیگران به خاطر عدم توجه تان پایان دهید. به یاد داشته باشید که راه‌های متفاوتی برای رسیدن به موفقیت وجود دارد. شما بدون اینکه مورد عینی و ملموسی برای ارائه دادن به دیگران داشته باشید باز هم می‌توانید به بالاترین موفقیت‌ها برسید.

شهریور: شما امروز بالاترین میزان خلاقیت خود را دارید، اما قصد دارید مثل همیشه به جای اینکه خودتان اثری هنری خلق کنید برای دیدن آثار هنری به تماشای موزه بروید. از سخت تر کار کردن و ساختن بعضی از چیزها به تنهایی طفره نروید! شما می‌توانید با چشم عقل آن را ببینید. ولی زمانی که این موهبت را با اطرافیان‌تان در میان می‌گذارید احساس می‌کنید مسئولیت سنگینی بر روی دوشتان سنگینی می‌کند، مگر اینکه این منبع الهام از دل شما باشد.

مهر: شما امروز نسبت به خانواده خود خیلی خوش بین هستید، برای اینکه ظاهراً ونوس یعنی سیاره بخت شما و ژوپیتر مطمئن یک چرخه را کامل می‌کنند. اما اعتماد به نفس بیش از اندازه می‌تواند مشکل ساز باشد، چرا که در این صورت شما تحریک می‌شوید بدون اینکه بدانید چه کار دارید می‌کنید به احساسات و علائق مردم دیگر بی‌توجهی و بی‌اعتنایی کنید. در حالیکه همیشه عاقلانه ترین راه این است که به جای اینکه با عجله به مرحله بعدی بروید، در جستجوی حفظ کردن تعادل و میانه روی باشید. فراموش نکنید که از دیگران در مورد احساسشان سئوال کنید.

آبان: هم اکنون بهترین زمان برای بر عهده گفتن پروژه‌ای جدید است، برای اینکه هر کاری شما انجام دهید، هم اکنون به وسیله نظام هستی تقدیس می‌شود. حالا که ارتباط ونوس و ژوپیتر پربار و غنی می‌تواند این جهان را اینقدر وسوسه برانگیز بسازد، ملزومات خوشبختی و ثروت نیز نیز می‌توانند جریان یابند! قدرت اراده شما قبلا مورد امتحان قرار گرفته است، پس به دنبال این باشید زندگی‌ای که دوست دارید را برای خود فراهم کنید. اما اجازه ندهید افراط‌ها و زیاده روی‌ها شما را از پا بیندازد.

آذر:امروز تغییرات زیادی در زندگی تان رخ می‌دهد که شما را عصبی می‌کند. شما فکر می‌کنید باید زندگی خود را تثبیت کنید و با توجه به مشکلات فراوانی که تحت کنترل‌تان نیستند، این کار غیر ممکن است. به جای اینکه سعی کنید کاری غیر ممکن انجام دهید، به واکنش خود نسبت به این اتفاقات دقت کنید. اگر یک بار در برابر این تغییرات تسلیم شوید زندگی‌تان ساده تر خواهد شد.

دی: شما حس می كنید اتفاقی افتاده است كه كاملاً قادر نیستید آن را درك كنید و به خاطر همین مطمئن نیستید كه چه كاری از دستتان بر می‌آید. ظاهراً ریسك كردن غیر ممكن است؛ شما ترجیح می‌دهید در خانه استراحت كرده و بگذارید دیگران این كار را برایتان انجام دهند. ولی شما حداقل باید به سر كار برگشته و قبل از اینكه كار جدیدی را شروع كرده كارهای ناتمام‌تان را به اتمام برسانید.

بهمن:امروز در عین حال كه نقش یك انسان اجتماعی را بازی می‌كنید، خیلی اهمیت دارد پاهایتان را روی زمین ثابت نگه دارید! شما امروز افسون زیبایی‌ها و جذابیت‌ها شده‌اید، اما نمی توانید از زیر بار مسئولیت‌های واجب و ضروری كه روی دوشتان سنگینی می‌كند فرار كنید. زمانی را به فعالیت‌های جدی تر اختصاص دادن كار خوبی است، اما نباید زیاد به خودتان سخت بگیرید. برای اینكه زندگی آنقدرها هم كه شما فكر می‌كنید سخت نیست.

اسفند:  شما اگر بخواهید تفاوت‌های وسیع بین احترام به گذشته و نیازتان برای تغییر را با هم تطبیق دهید، به چالش خواهید خورد. موقعیت قوی و محکم شما در هر دو بخش ممکن است افراد دیگر را گیج و یا آشفته کند، برای اینکه شما قادر هستید هر دو روی سکه را ببینید! بلند پروازی‌های شما کمک‌تان می‌کند یک شغل تمام وقت و عالی داشته باشید و این کاملا ً ارزشش را دارد.

  • لینک
  • ۱۲ آذر
  • بدون نظر
  • 7 views


زوج شاد happy-couple

برای اینکه مردتان را همچنانیک درجه مشخص از رمزآلودی و اسرارآمیزی باعث می‌شود مردتان بیشتر و بیشتر از شما طلب کند. غیرمنتظره بودن ابزاری بسیار قدرتمند برای مجذوب نگه داشتن شوهرتان است.

هیچوقت همه خودتان را به او نشان ندهید. گاهی سرکش و دست‌نیافتنی و گاهی قابل‌انعطاف و تسلیم باشید، درعین حال معصوم و در عین حال شریر باشید. و با اینکار اشارات گیج‌گننده برای او بفرستید.

ترکیبی از خصوصیات متضاد موجب جذاب شدن شخصیت شما می‌شود و این باعث می‌شود شوهرتان علاقه بیشتری به کشف شما پیدا کند.

همیشه خوب و مهربان نباشید

وقتی بیش از حد مهربان و مطیع باشید، شاید آخر روز از خودتان احساس رضایت کنید اما واقعیت این است که وقتی خوبی و مهربانی بیش از اندازه شود، ممکن است قدرت فریبندگی خود را از دست بدهید و دل او را بزنید.

ممکن هم هست فکر کند تظاهر می‌کنید. علاوه‌براین، ندرتاً پیش می‌آید که خوبی محض کسی را جذب کند. گاهی باید اجازه دهید سایه‌هایی تیره در شخصیت شما ببیند. گاهی خشن و بیرحم شوید.

جاذبه جنسی خود را تا بالاترین حد به نمایش بگذارید

جذابیت ظاهری برای مردها بی اندازه مهم است. بااینکه زن‌ها از مغزشان عاشق می‌شوند، مردها با چشمشان عاشق می‌شوند. باید تا می‌توانید جذابیت جنسی خود را بالا نگه دارید.

نباید به هیچ عنوان بعد از ازدواج از خودتان غافل شوید. به خودتان برسید، آرایش کنید و خودتان را از نظر جسمی و فکری متناسب و پرانرژی نگه دارید.

برای تشدید شخصیتتان از عطر استفاده کنید

عطر زنان یکی از مهمترین عوامل تحریک مردان است. از لباس‌ها، کفش‌ها و آرایشی استفاده کنید که هم با سلیقه و شخصیت شما جور باشد هم همسرتان. اما، دقت کنید که نباید بیش از اندازه آرایش کنید.

مردها صورت‌های طبیعی را دوست دارند. تلاش‌هایی که در چند ماه اول رابطه برای جلب نظر او به کار می‌گرفتید را یادتان هست؟ باید به همان منوال پیش بروید.

همه این تلاش‌ها باعث بالا رفتن اعتمادبه‌نفستان هم می‌شود. علاوه‌براین، همه ما موجوداتی اجتماعی هستیم و شدیداً تحت‌تاثیر سلیقه‌ها و خواسته‌های هم‌نوعان خود قرار می‌گیریم.

زنانی که از نظر ظاهری جذاب، بااعتمادبه‌نفس و مطبوع هستند، برای مردان اطراف خود جذابیت زیادی دارند. این تلاش‌ها، جدا از اینکه اعتماد به نفس شما را بالا می‌برد، باعث می‌شود شوهرتان قبل از اینکه بخواهد از زیبایی زنی دیگر تعریف کند، به شما فکر کند. دقت کنید که باید طوری لباس بپوشید و ظاهر شوید که فقط توجه او را به خودتان جلب کنید نه مردان دیگر را.

نیازهای احساسی و عقلانی او را فراموش نکنید

در تلاش برای جلب نظر و توجه ظاهری او، توجه به نیازهای احساسی و منطقی او را فراموش نکنید. رنگ‌ها، فیلم‌ها، کتاب‌ها و غذاهای موردعلاقه‌اش باید همیشه در دسترس او باشند.

با هدیه دادن چیزهایی که دوست دارد او را غافلگیر کنید. دستورالعمل غذای موردعلاقه‌اش را پیدا کرده و برایش درست کنید و وقتی از سر کار برگشت او را مبهوت کنید. فکرش را بخوانید و خودتان را وارد روح و روانش کنید. خودتان را با علایق و روحیات او تطبیق دهید.

ما بعنوان انسان بااینکه تظاهر به فروتنی می‌کنیم اما همه ما موجوداتی خودخواه هستیم. تا می‌توانید او را ناز و نوازش کنید و کاری کنید که به شما وابسته شود. وقتی توانستید وارد روح و روانش شوید، می‌توانید خلع‌سلاحش کنید طوریکه دیگر هیچوقت نتواند از شما روی برگرداند.

به او احترام بگذارید

بااینکه به اشتباه بنظر می‌‌رسد مردان در رابطه فقط به رابطه‌جنسی اهمیت می‌دهند اما یکی از مهمترین مسائل برای آنها حفظ احترام است. کاری کنید که نه فقط از کلام شما بلکه از اعمالتان هم حس احترام شما به خود را درک کند.

love_life2

اعتمادبه‌نفس او را تقویت کنید

مردان برخلاف ظاهرشان مثل کودکانی می‌مانند که نیازمند تحسین ومحبت هستند. با ارزش دادن به تصویری که از خود دارند، اعتمادبه‌نفسشان را تقویت کنید.

این باعث می شود رازهای دلش را با شما بگوید. مستقیم یا غیرمستقیم چیزهایی که در او دوست دارید را به زبان بیاورید. اگر روزی یک بار به او بگویید که دوستش دارید احساسی فوق‌العاده به او خواهید داد.

او را تشویق و تحسین کنید

او را در همه تلاش‌هایش تشویق کنید و بگویید که به او ایمان دارید. حتی اگر مرتکب اشتباهی شد، به جای اینکه آن را به رویش بیاورید، برایش آرزو کنید که دفعه بعدی موفق شود. برای اینکه تلاش می‌کند تحسینش کنید.

اگر خواست عصبانیتش را سر شما خالی کند، بگذارید اینکار را بکند. به او نشان دهید که روی شما سلطه و قدرت دارد، این باعث می‌شود احساس امنیت و آرامش کند. کاری کنید که احساس کند همیشه پشتش هستید.

حتی اگر اختلاف عمده‌ای با هم داشتید، هیچوقت از کلمات خشونت‌آمیز استفاده نکنید زیرا رابطه‌تان را تخریب خواهد کرد.

حساس باشید

در رختخواب نسبت به او حساس باشید. مردها درمورد رابطه‌جنسی حساسیت فوق‌العاده‌ای دارند. اینکه احساس کنند که نمی‌توانند شریک‌جنسیشان را ارضا کنند واقعاً برایشان ناامیدکننده است. عملکرد او را تحسین کنید و به او بگویید در رابطه‌جنسیتان احساس فوق‌العاده‌ای به شما می‌دهد. این روحیه او را تقویت کرده و باعث می‌شود هربار بهتر باشد.

بگذارید آزمایش کند

برای اغوا کردن او لباس‌ های تحریک‌آمیز بخرید و خواهید دید که توان مقاومت دربرابر شما را نخواهد داشت. اگر خواست چیزی را آزمایش کند، بگذارید بکند. اگر از چیزی خوشتان نیامد، با اشاراتی ظریف آن را به او بفهمانید و ضمن تحسین سایر عملکردهای او، به او بگویید که چطور می‌تواند آن حرکتش را بهتر کند.

داوطلب باشید

نباید انتظار داشته باشید که همیشه او برای نزدیکی داوطلب باشد. هیچ اشکالی ندارد که گاهی شما پا پیش بگذارید. این باعث می شود تصور کند او را می‌خواهید. اما به خاطر داشته باشید که در اشتیاق خود در رختخواب اغراق نکنید. شور و اشتیاق بیش از اندازه هم برای آنها جذاب نیست. طبیعی رفتار کنید.

مردها با گذشت زمان در رابطه تکامل می‌یابند. با درک و صبر با آنها رفتار کنید و در همه جهات با آنها همکاری کنید و مطمئن باشید که پاداش آن را دریافت خواهید کرد.

  • لینک
  • ۱۲ آذر
  • بدون نظر
  • 7 views


women

چگونه ذهن خود را آرام کنیم؟ روشهای زیادی برای آرام سازی ذهن وجود دارد که در این مقاله سعی میکنیم به آنها بپردازیم:

به گزارش آلامتو به نقل از سایت مردمان؛ آیا معمولاً احساس راحتی و آرامش می‌کنید؟ آیا هر روز سرشار از لذت هستید، طوریکه انگار هیچ مشکل یا درد احساسی ندارید؟ اگر اینطور است، مستقیماً به سراغ قسمت نظرات بروید و رمز کارتان را با ما در میان بگذارید.

اگر هنوز مشغول خواندن هستید، پس جزء اکثریت مردم هستید که برای رسیدن به زندگی بهتر، آرام‌تر و لذت‌بخش‌تر تلاش می‌کنند. بااینحال به نظر چالشی غیرممکن می‌آید و در آخر بخاطر شکست در این راستا خودمان را از نظر ذهنی تنبیه می‌کنیم و به این نتیجه می‌رسیم که، «اصلاً من برای با آرامش زندگی کردن آفریده نشده‌ام.»

هدف ما در این مقاله این است که تکنیکی ساده برای وارد کردن آرامش، لذت و نظم بیشتر به زندگی‌تان معرفی کنیم.

چرا یافتن آرامش و لذت دشوار است؟

اگر به مشکلاتمان نگاه کنید می‌بینید که بیشتر این مشکلات ریشه در ذهن ما دارند. فرض ابتدایی همه آنها یکسان است: یک اتفاق خارجی روی می‌دهد، ما انتخاب می‌کنیم که فقط یک طرف جریان را ببینیم و بعد طوری آن را تفسیر کنیم که دچار تعارضات ذهنی شویم که نتیجه آن نوعی رنج احساسی است.

بااینکه گفتن «مشکلاتت را رها کن» آسان است، همه ما می‌دانیم که عمل به آن، به این سادگی‌ها هم نیست. همه ما سالها در جذب مشکلات و تعارضات شرطی‌سازی کرده‌ایم. به همین دلیل فقط گفتن «دیگر به مشکلاتت فکر نکن» چندان تاثیری روی ما نخواهد داشت. ما به ابزارهایی نیاز داریم که ریشه‌ای با مشکل برخورد کند.

اجازه بدهید چیزی را امتحان کنیم. یک دقیقه (یا ۵ دقیقه) چشم‌هایتان را ببندید و طی این مدت تصمیم بگیرید که سکوت و سکون کنید و نگذارید با افکارتان از این سکوت بیرون بیایید (حالا دست از خواندن بردارید و این کار را بکنید).

خوب، حالا چه اتفاقی افتاد؟ احتمالاً متوجه شدید که لحظه‌ای که ساکت شدید، افکار دیگر به سراغتان نیامدند–منظور افکار نامربوط است. این افکار نوعی مایه پرت کردن حواس است و ما را از سکوت درونی‌مان دور می‌کند.

این فقط آزمایشی بود که در آن آگاهانه ذهنمان را مشاهده کرده و سعی کردیم ساکن بمانیم اما نتوانستیم. وضعیت فضای درونی‌تان را وقتی روزتان را می‌گذرانید و از افکار آلوده‌کننده غافلید، تجسم کنید.

درنتیجه، فضای درونی ما با اطلاعات بی‌فایده، افکاری که برای سلامتی‌مان مفید نیستند، به هم خواهد ریخت. ازآنجاکه فضای درونی‌مان به هم ریخته است، وضوح و روشنی درونی‌مان و خرد ذاتی‌مان دور و تار می‌شود. و در نتیجه تماسمان با بخشی از خود درونی‌مان که مقدس، منطقی، آرام و جاودان است را از دست می‌دهیم.

حواس‌پرتی‌هایی که فوری و مهم می‌دانستیم، مثل تماشای تلویزیون، به‌روز کردن صفحه فیسبوکمان، چک کردن ایمیلمان، غیبت کردن پشت تلفن، ریختن موزیک‌های جدید روی گوشی‌تان و از این قبیل، همگی شما را عقب می‌برند.

همه آنها توجه شما را عقب کشیده و حواس شما را از مسائلی که واقعاً برایتان اهمیت دارند–چیزهایی که خوشبختی و شادی بادوام به زندگی‌ خودتان و دیگرانی که قرار است بشناسید، می‌آورند– پرت می‌کند.

چه آن را تشخیص دهید و چه ندهید، اطلاعاتی که خودتان را در معرض آن قرار می‌دهید، فضای درونی شما را تا حدی پر می‌کند و بر احساسات و خواسته‌هایتان اثر می‌گذارد.

و اگر دقت نکنیم، ممکن است خیلی راحت زمانی که وقت باارزشمان را صرف چیزهای بی‌ارزش می‌کنیم، زندگی‌مان را از دست دهیم و بعد با خود فکر کنیم که زندگی‌ام چه شد؟ چرا احساس بی‌ثباتی می‌کنم و اینقدر زود آسیب می‌بینم؟ چرا احساس خوشبختی و موفقیت نمی‌کنم؟ و بعد با همین فکرها از دنیا می‌رویم.

اگر هنوز اینجا هستید. نفس می‌کشید و اینجا را می‌خوانید، امروز نعمتی از سوی خداوند برای شماست که بیدار شوید! بیدار شوید و کنترل سرنوشتتان را به دست گیرید، و با چیزهایی که بر آن تمرکز می‌کنید و اجازه می‌دهید وارد زندگیتان شوند شروع کنید.

راهنمای ساده برای پاکسازی درونی

یک راه برای پاکسازی به‌هم ریختگی فضای درونی‌مان حفاظ گذاشتن برای حیاط ذهنمان است؛ اینکه از چیزهایی که وارد ذهنمان می‌شود آگاه باشیم، با کلمات، افکار و توجه‌مان شروع کنیم.

ممکن است از این آگاه نباشیم اما انرژی زیادی را صرف غیبت کردن، بدگویی درمورد دیگران، قضاوت کردن مردم، پیدا کردن اشتباهات آنها و غرق شدن در افکار منفی مثل حسادت، گناه یا ترس و بهانه آوردن برای پوشاندن احساس واقعی‌مان می‌کنیم.

شاید همه اینها به نظرتان کمی اغراق‌آمیز بیاید اما اگر واقعاً مراقب خودمان، افکار و کلماتمان باشیم، متوجه خواهیم شد که هر روز در نقطه‌ای، حتی ناآگاهانه، خیلی از این احساسات را داریم.

خیلی‌وقت‌ها این تخطی بسیار ظریف است مثل یک قضاوت منفی درمورد گارسن یک رستوران یا خسته‌شدن از یک مشتری تلفنی و بدگویی درمورد او و یا گفتن یک دروغ کوچک برای بهانه آوردن به جای نه گفتن.

این نیست که با داشتن این احساسات یا گفتن این کلمات به آدم‌های بدی تبدیل می‌شویم. یعنی این چیزها زباله هایی بی‌فایده هستند که فضای درونی ما را اشغال می‌کنند و به درد سلامت درونی‌مان نمی‌خورند.

برای پاکسازی درونی خود این چهار قانون را رعایت کنید:

  1. چیزی که واقعاً منظورتان است بگویید. به چیزی که می‌گویید واقعاً اعتقاد داشته باشید.
  2. چیزی را به کسی نگویید مگراینکه بتوانید آن را به همه بگویید.
  3. چیزی را که نمی‌توانید بیرون بگویید، درون نگویید.
  4. چیزی نگویید مگر اینکه درست، مفید و بامحبت باشد.

اینجا هر کدام از این موارد را با جزییات بیشتر بررسی می‌کنیم

۴ قانون برای آرام کردن ذهن

  1. چیزی که واقعاً منظورتان است را بگویید. به چیزی که می‌گویید واقعاً اعتقاد داشته باشید.

قسمت اول: چیزی که واقعاً منظورتان است را بگویید.

آیا برای جلوگیری از برخورد کامل با یک موقعیت ناراحت‌کننده می‌فهمید که مشغول بهانه‌آوردن هستید؟

بعنوان مثال، دوستتان از شما می‌خواهد که در یک مهمانی شرکت کنید. واقعاً دوست ندارید به آنجا بروید اما بهانه می‌آورید که، «نمی‌توانم جور کنم بیام» یا «خیلی سرم شلوغه»، تا بتوانید به آرامی از چیزی یا کسی یا فعالیتی جلوگیری کنید.

نمونه دیگر می‌تواند این باشد که کسی از شما می‌خواهد کاری برای او انجام دهید که شما خیلی به آن راغب نیستید، اما احساس گناه می‌کنید و نمی‌توانید به او نه بگویید، به همین دلیل از برخورد با آن فرد جلوگیری می‌کنید (تلفن‌ها یا ایمیل‌های او را جواب نمی‌دهید) یا بهانه‌ای می تراشید که حقیقت ندارد.

دلیلش این نیست که نمی‌توانید کاری انجام دهید. واقعیت این است که تصمیم گرفته‌اید آن کار را انجام ندهید اما عمل بهانه آوردن یا اجتناب از آن، جنبشی در فضای درونیتان آغاز می‌کند که برای حفظ آن نیاز به انرژی دارید. به جای سکون و آرامش حالا خود را مشغول فکر کردن به این «دروغ» می‌کنید.

وقتی می‌خواهید چیزی بگویید، تصمیمی آگاهانه بگیرید که حقیقت محض یا آنچه واقعاً منظورتان است را بگویید. حقیقت محض لازم نیست خشن یا ناراحت‌کننده باشد، می‌توانید این کار را با مهربانی اما قاطعانه انجام دهید. وقتی چیزی که می‌گویید حرف خودتان باشد، هیچکس نمی‌تواند آن را رد کند، حتی اگر آنچه می‌شنوند را دوست نداشته باشند؛ چون حقیقت را گفته‌اید و دقیقاً به آن اعتقاد داشته‌اید.

قسمت دوم: به چیزی که می‌گویید واقعاً اعتقاد داشته باشید.

گاهی‌اوقات برای رد کردن مسئولیت از سرمان یا از سر عادت چیزی می‌گوییم که واقعاً به آن اعتقاد نداریم. بعنوان مثال، به والدین یا نزدیکانمان پشت تلفن می‌گوییم «دوستت دارم»، نه به این دلیل که واقعاً منظورمان این است، بلکه از سر عادت. این کلمات به طور خودکار از دهانمان خارج می‌شوند، طوریکه معنای واقعی خود را از دست می‌دهند.

در مثالی دیگر می‌گوییم، «زود بهت زنگ می‌زنم»، یا «فردا بهت زنگ می‌زنم». یا به دوستی پیشنهاد کمک می‌دهیم اما چندان تمایلی برای انجام حرفمان نداریم و فقط به این دلیل به زبانش می‌آوریم که ساده بوده و باعث خوشحال شدن فرد مقابل می‌شود.

ممکن است تصور کنیم که این نظرات عادی بی‌ضرر هستند اما در عمق درونمان می‌دانیم که درست نیستند. اینها شروع دروغهای کوچک ما هستند و به مرور زمان به افکار گناه‌آلود تبدیل می‌شوند که حواس شما را از از این لحظه پرت می‌کنند.

به خودتان متعهد شوید که به هر چه که به زبان می‌آورید واقعاً اعتقاد داشته باشید و وعده توخالی که قدرت یا قصد انجام آن را ندارید به کسی ندهید.

  1. چیزی را به کسی نگویید مگراینکه بتوانید آن را به همه بگویید.

چه قبول کنیم یا نه، بیشتر ما نوعی غیبت کردن را دوست داریم. همچنین خیلی سریع اشکالات دیگران را پیدا می‌کنیم و با دوستانمان درمورد آن حرف می‌زنیم. یا بیچارگی کسی را می‌فهمیم و دوست داریم به دیگران هم اطلاع دهیم.

مطمئناً نمونه‌های زیادی از این را در زندگی خودتان داشته‌اید اما برای برای نمونه به یک مورد اشاره می‌کنیم: نسیم دچار مشکل احساسی شد و امروز در محل کار سر یکی از همکاران داد می‌زند و ما به محض اینکه به خانه می‌آییم موضوع را فوراً به همسرمان می‌گوییم.

نمونه دیگر اینکه علی از کار خود اخراج شده است و وقتی درمورد آن می‌شنویم چون از او خوشمان نمی‌آید حتی درموردش جوک هم درست می‌کنیم.

در دو هر نمونه، نمی‌توانیم همان چیز را برای همه بازگو کنیم، مخصوصاً خود نسیم یا علی. و اگر واقعاً فضای درونیمان را موقع و بعد از گفتن این کلمات مشاهده می‌کردیم، ته دلمان احساس خوشحالی زیادی نمی‌کردیم.

وقتی آگاهانه چنین گفتگویی را مشاهده می‌کنیم، یاد می‌گیریم که هیچ کاری برای غذا دادن به روحمان انجام نداده‌ایم، همه کاری که کردیم ایجاد انرژی منفی و تعارض درونی بوده است که فضای درونی ما را آلوده کرده است.

به خودتان متعهد شوید که هیچ چیزی را به کسی نگویید مگراینکه بتوانید آن را به همه دنیا اعلام کنید. برای پراکنده نکردن انرژی منفی به خودتان متعهد شوید.

  1. چیزی را که نمی‌توانید بیرون بگویید، درون نگویید.

بیشتر ما منتقد خودمان هستیم. چون چیزهایی که به خودمان، در حریم شخصی ذهنمان می‌گوییم را نمی‌توانیم به دنیا اعلام کنیم، باور داریم که تنها کسانی هستیم که از این گفتگو‌های شخصی منفی، اعتمادبه‌نفس کم و اضطراب آسیب می‌بینیم.

وقتی چیزی خوب پیش نمی‌رود، اولین کسی که مقصر می‌دانیم خودمان هستیم و اشتباهاتمان را نقد می‌کنیم.

همه ما با خودمان حرف می‌زنیم اما زمانی مشکل ایجاد می‌شود که به این گفتگو با خود ایمان می‌آوریم، طوریکه باورهای اشتباهی درباره خودمان در ما شکل می‌گیرد. این باورهای اشتباه برای روحمان و سلامت آینده‌مان حیاتی می‌شود مگراینکه برای فراموش کردن این باورها کاری بکنیم.

دفعه بعدی که این صدا را در سرتان شنیدید که «من احمقم» یا «من به اندازه کافی خوب نیستم» یا «من موفق نیستم» یا هر فکر منفی دیگری، بفهمید که این خودتان نیستید. می‌توانید با صدای بلند بگویید، «این من نیست. این درست نیست!» و این فکر را در سرتان پرورش دهید،
«از امروز به بعد، من انتخاب می‌کنم که فراموشت کنم، چون دیگر در خدمت من نیستی. تو واقعی نیستی و از امروز به بعد از دست تو آزاد می‌شوم.»

فرض اصلی در قانون سوم برای پاکسازی درون این است که هر فکری را که نمی‌توانید با صدای بلند برای بقیه (هر کسی) عنوان کنید، اصلاً به درون سرتان راه ندهید. فضای درونیتان را تمیز نگه دارید.

  1. چیزی نگویید مگر اینکه درست، مفید و توام با محبت باشد.

بعضی‌ها اینقدر با خودشان حرف می‌زنند که به صورت حرف‌های پوچ از دهانشان بیرون می‌زند.

به آدمهایی که در اتوبوس حرف می‌زنند یا دوست دارند در محل‌کار با حرف زدن، خودشان را سرگرم کنند، نگاه کنید. اگر تعداد حرف‌های به دردبخور و واقعاً جالب آنها را بشمارید، تعدادشان بسیار کم خواهد بود.

اینها نه تنها موجب حواس‌پرتی اطرافیانشان می‌شود، مقدار بسیار زیادی انرژی برای حرف زدن از آن فرد می‌گیرد. آخرین باری که به مدت طولانی درمورد مسئله‌ای حرف زدید و خستگی که بعد از آن داشتید را به خاطر آورید. علاوه‌براین، هرچه چیزهایی که می‌گوییم بی‌فایده‌تر باشند، چیزهای بی‌فایده‌تری هم به ذهنمان برمی‌گردانیم.

اما نگران نشوید، راه‌هایی برای خاموش کردن آن وجود دارد.

بعضی‌ها روزه سکوت را امتحان می‌کنند، روزهایی که در آن نه حرف می‌زنند، نه چیزی می‌خوانند و نه از کامپیوتر استفاده می‌کنند. و در پایان آن روز، حس آرامش و انرژی بی‌اندازه‌ای می‌کنند.

مراقب چیزهایی که می‌گویید باشید و فقط چیزهایی بگویید که موارد زیر درمورد آن صدق کند:

آیا چیزی که می‌گویم…

  • به نظرم درست است؟ از ته قلبم برمی‌آید؟
  • برای کمک کردن به یک فرد یا موقعیت خاص مفید است؟
  • مهربانانه و بامحبت است؟ مثل تحسین یا پیشنهاد کمک؟

حرف‌های آخر: برای پاک کردن ذهن

این مقاله از ۴ قانون ساده تشکیل شده است. اجرای این قوانین ممکن است در ابتدا برایتان دشوار باشد اما اگر آن را ۳ روز به طور منظم انجام دهید، بسیار ساده‌تر خواهد شد. آن را به ۷ روز گسترش دهید و بعد به ۲۱ روز.

بعد از مدتی ببینید چطور دنیای بیرونتان تغییر می‌کند، چون دنیای درونیتان تغییر کرده است.

یک نکته دیگر: اجازه دهید قلبتان هدایتتان کند. به آن اعتماد کنید و به صدایش گوش دهید.

  • لینک
  • ۱۱ آذر
  • بدون نظر
  • 11 views


مهم ترین مسئله اخذ ویزای هر کشوری، تضمین ویزای آن از سوی کارگزار و یا عامل آن می باشد. ویزای تضمینی کانادا ، از سوی هر عامل و کارگزاری به شیوه و روش خاصی انجام می شود. بازگشت کل هزینه، پرداخت خسارت علاوه بر هزینه پرداختی مسافر، انجام مسافرت های خارجی، اخذ یک و یا چند ویزای شینگن ،چسباندن لیبل ویزای شینگن ، درج مهر ورود و خروج در پاسپورت و مواردی از این قبیل. ما در این مطلب سعی داریم به بررسی راه های مختلف تضمین ویزای کانادا بپردازیم

سودجویی از متقاضیان اخذ ویزا

ویزا لند

در این قسمت قصد داریم شما را با برخی از سود جویی های موجود در زمینه ویزای تضمینی کانادا آشنا کنیم:

  1. اجبار متقاضیان به اخذ ویزا شینگن:

بار ها و بار ها متقاضیان ویزای مولتیپل کانادا به ما مراجعه کرده اند و اظهار داشته اند که کارگزار و یا آژانس ایشان را اجبار به اخذ ویزای شینگن کرده است. توجه داشته باشید که ویزای شینگن در اخذ ویزای مولتیپل کانادا موثر است اما، لزومی به داشتن ویزای شینگن نیست! متقاضی با دارا بودن تاریخچه سفری مناسب از قبیل سفر به کشور های ترکیه، چین، ماکائو، هند و کشور هایی از این قبیل که تاریخچه سفری مناسبی برای اخذ ویزای مولتیپل کانادا می باشد نیازی به دارا بودن ویزای شینگن ندارند. اما کارگزاران ایشان را اجبار به گرفتن ویزای شینگن می کنند.

  1. شینگن ندارید، ما به شما لیبل صوری ویزا می دهیم!

لیبل صوری ویزای شینگن یک جعل سند است و همینطور به تنهایی معتبر نیست بلکه باید مهر ورود و خروج از کشور مربوطه را داشته باشد و همچنین در صورت مطلع شدن سفارت کانادا و سفارت کشوری که لیبل آن را جعل کرده اید، به شدت با شما برخورد خواهد شد.

  1. ویزا تضمینی فوری مولتیپل کانادا

ویزای فوری مولتیپل کانادا وجود ندارد. در ویزای کانادا مدت زمان مشخصی برای تائید مدارک وجود ندارد. متقاضی فقط می تواند زمان انگشت نگاری و عکس برداری را در زمان کمتری انجام دهد و پروسه تائید مدارک توسط سفارت کانادا بین ۲ هفته تا ۳ ماه متغیر است. پس هیچگونه ویزای فوری مولتیپل کانادا وجود ندارد.

  1. در سفارت کانادا آشنا داریم!!!

از بزرگترین مزایای سفارت کانادا، مشخص نبودن افراد و محل تائید مدارک است. پس، هیچگونه رانت، پارتی بازی و مواردی از این قبیل برای تضمین ویزای کانادا وجود ندارد و این ها همه طمع سودجویان است.

  1. گذاشتن دعوتنامه برای تضمینی شدن ویزا کانادا!!!

معمولا دعوت نامه هایی که به صورت جعلی روی مدارک شما گذاشته می شود از طرف اقوام درجه یک نیست و باید بدانید تنها دعوتنامه هایی اعتبار دارند و منجر به افزایش ضمانت ویزای شما می شوند که از طرف بستگان درجه یک شما و یا از طرف میزبانان گردشگران باشد. البته دعوتنامه به تنهایی تضمین کننده ویزای کانادا نمی باشد، هر چند که این دعوت نامه از بستگان درجه اول متقاضی باشد. دعوتنامه را در صورتی می توان تضمین کننده ویزا دانست که در کنار آن تاریخچه سفری مناسب، تمکن مالی و گردش حساب بالا وجود داشته باشد.

ویزا تضمینی کانادا چگونه ممکن است؟

شرایط اخذ انواع ویزای کانادا ، فقط و فقط با آزمون و خطا مشخص می شود. یعنی در هنگام اقدام ویزای مولتیپل کانادا برای مسافران مختلف با شرایط متفاوت، کاملا با شرایط اعطای ویزای مولتیپل کانادا آشنایی پیدا کرده ایم؛ ولی با این وجود همچنان نمی توانیم بگوییم ویزای صد در صد ۱۰۰% تضمینی کانادا ارائه می کنیم.

متاسفانه برخی از متقاضیان دوست دارند دروغ بشنوند و با وجود اینکه بسیاری از همکاران در در مورد اینکه ویزای تضمینی ۱۰۰% وجود ندارد توضیح داده اند باز هم به کسانی که بدون هیچ پشتوانه عقلانی و اعتباری ویزای کانادا را صد در صد تضمین می کنند روی خوش نشان می دهند و بعضا پس از صرف زمان زیادی وقت و پول و انرژی تازه متوجه می شوند که در انتخاب کارگزار خود اشتباه کرده اند. این به این معنی نیست که فقط مجموعه ویزالند ویزای کانادا را به صورت اصولی تضمین می کند بلکه همکاران خوب زیادی داریم که این کار را انجام می دهند. هدف ما فقط آشنا کردن شما با واقعیت ها و مفهوم واقعی ویزای ۱۰۰درصد تضمینی کاناداست

تاثیر داشتن ویزا شینگن در گرفتن ویزا کانادا

اطلاعات موجود و دریافت شده از سفارت کانادا، نشان می دهد که شخص متقاضیان ویزا ، هیچگونه نیازی به ویزای شینگن ندارد! سفارت کانادا در شرایط متقاضیان ویزای مولتیپل کانادا اعلام کرده است:

که تاریخچه سفری شخص متقاضی در اخذ ویزای مولتیپل کانادا، موثر است.

توجه داشته باشید؛ تاریخچه سفری، و نه ویزای شینگن.

در اطلاعیه بعدی سفارت کانادا آمده است که ویزای شینگن تاثیر به سزایی در اخذ ویزای مالتیپل کانادا خواهد داشت.

برداشت تیم آنالیز اطلاعات گروه مسافرتی ویزالند از این اطلاعیه های سفارت کانادا این است که ویزای شینگن در اخذ ویزای کانادا تاثیر به سزایی دارد اما لزومی به داشتن ویزای شینگن نیست.

از آنجایی که مدارک ویزای شینگن با مدارک مورد نیاز برای ویزای مالتیپل کانادا یکی می باشد وکشورهای حوزه شینگن در ارائه ویزا به مسافر سخت گیری های خود را دارند به این دلیل داشتن ویزای شینگن نقش به سزایی در گرفتن ویزای مالتیپل کانادا خواهد داشت ولی این موضوع به این گونه نیست که در صورت نداشتن ویزای شینگن ویزای توریستی مولتیپل کانادا به شخص متقاضی داده شود.

ویزی تضمینی مولتیپل کانادا چیست؟

در واقع ویزای تضمینی مولتیپل کانادا وجود ندارد. این به آن معناست که گروه مسافرتی ویزالند و یا هر کارگزار انجام دهنده ویزای مولتی کانادا، هیچگونه اختیاری در رابطه با ویزا شدن و یا ریجکت شدن مسافر ندارند و تصمیم گیرنده اصلی اعطای ویزای مولتیپل کانادا، سفارت و افسر کنسولی کانادا می باشد. در واقع ما ویزا شدن و یا ریجکت نشدن شما را تضمین نمی کنیم بلکه؛ ما بازگشت پول مسافر در صورت ویزا نشدن را ضمانت می کنیم. به این صورت که در صورت ریجکت شدن درخواست شما برای اخذ ویزای کانادا، ما مبلغ پرداختی شما (منهای هزینه های پرداختی به سفارت کانادا) به شما عودت خواهیم داد. در مورد پرداختی هزینه ویزای کانادا  به گروه مسافرتی ویزالند این را هم بدانید که در شروع کار فقط مبالغ پرداختی ویزای شما به سفارت کانادا را از شما دریافت خواهد و باقی مبالغ ویزای مولتیپل کانادا، پس از دریافت ویزای کانادا توسط مسافر انجام خواهد شد. این بزرگترین تضمین گروه مسافرتی ویزالند در خصوص اخذ ویزای مولتیپل کانادا است.

و اما اگر، آژانسی به شما تضمین ۱۰۰% بدهد که ویزای کانادای شما ok خواهد شد و در نهایت بعد از دریافت مبالغ متفاوت از شما با ریجکتی مواجه شوید چه خواهید کرد؟

به عنوان مهم ترین نکته در مورد ویزای تضمینی مولتیپل کانادا به شما اعلام خواهیم کرد که هیچ تضمینی در خصوص عودت کامل هزینه شما توسط هیچ کارگزار و آژانسی وجود ندارد.

گروه مسافرتی ویزالند – کارگزار مستقیم ویزای کانادا

برای اخذ ویزای کانادا می توانید با شماره های ۰۹۱۲۲۶۳۱۶۳۹ و ۰۲۶۳۴۴۵۸۷۴۵ تماس بگیرید یا به سایت ویزالند مراجعه کنید.

  • لینک
  • ۱۱ آذر
  • بدون نظر
  • 5 views


فال روزانه ۱۰ آذر

فال روزانه

امروز شما چگونه خواهد گذشت ؟

فال های پیشنهادی امروز آلامتو: فال موفقیت شغلیفال عشق واقعی

فروردین: همان شخصی كه دیروز سر راه شما ایستاده و مانع شما بود، ممكن است امروز مانند بهترین حامی‌شما عمل كند. انرژی تان را در سعی برای فهمیدن اینكه ماجرا چیست تلف نكنید. فقط حمایتی را كه در گام‌های پیش رویتان لازم خواهید داشت، از كسی كه به شما می‌رساند قبول كنید. این عمر شماست، سعی كنید جنبه‌های درك و شناخت خود را تقویت كنید.

اردیبهشت: اگرچه ماده اردك‌های معروف شما همه به صف ایستاده‌اند، به نظر می‌رسد دارند آن را در فاصله انجام می‌دهند. این معنی این كه شما باید تا رسیدن به موفقیت صبر داشته باشید،‌ اما بالاخره می‌دانید كه آن در راه است. شما به مقداری كه باور دارید از زندگی جایزه بدست می‌آورید، اما مزایای غیر مادی آن را نیز از نظر نیندازید.

خرداد: آنچه كه شما را اخیرا عقب نگه داشته بود تغییر خواهد كرد به طوری كه زیاد طول نمی‌كشد كه مشكل شما حل خواهد شد. به طرز شگفت انگیزی، موانع از شما نشئت می‌گیرند. حتی اگر از بیرون هم موانعی بر سر راه شما معلوم باشد. ولی سعی نكنید در جست و جوی و كنكاش فیلسوفانه برای درك آنها غرق شوید. كارهای زیادی هست كه باید انجام شوند. افكارتان را به وسیله كنترل اعمال تان زیر نظر بگیرید. محدود كردن فعالیت‌های غیر اصلی می‌تواند به سرعت روزتان را به مسیر خود بیندازد.

تیر: فرشته نگهبان شما امروز ممكن است به صورت یك انسان بر شما ظاهر شود، حتی ممكن است به ظاهر دوست نزدیك‌تان در بیاید. زمانی كه كسی برای شما خبرهای خوبی می‌آورد نیازی نیست كه به چگونگی ماجرا بخواهید پی ببرید، پول غیرقابل انتظار یا یك دعوت برای یك شب خیلی خاص. فقط مطمئن شوید كه آنقدر باهوش هستید كه دعوت را قبول كنید قبل از آنكه این فرصت از دست برود.

مرداد: شما می‌توانید امروز بدترین دشمن خود باشید به خاطر اینكه خیلی سخت است كه عقیده محكمی ‌را درباره كار كه در تمام طول آخرهفته طول كشیده است كنار بگذارید. معمولا، آن باعث می‌شود تا پی در پی تلاش كنید و برای مشكلات پیچیده و دشوار راه حل بیابید. اما حالا، زیركانه‌تر این است كه نیازتان را كنترل نكنید تا به آخرین حقیقت پی ببرید و اگر چه این ممكن است نظریه بسیار ساده‌ای باشد، اما شادی قسمتی از ذهن است كه به وسیله افكار خلق می‌شود، پس می‌توانید بوسیله كنترل بر دنیای ذهن‌تان راه حل وقعی را پیدا كنید.

شهریور: شما ممكن است امروز مانند دیگران تابع امیال‌تان نباشید. این به خاطر این است كه شما به روش آزمون و خطا كه واقع بینانه باشد، اعتقاد دارید. اما از خود انگیختگی نترسید كه این می‌تواند منجر به شادی بیشتر در زندگی شما شود. به خودتان اجازه آرامش بیشتر بدهید.

مهر: موقعیت شما در خانه به نظر می‌رسد هر روز بهتر می‌شود یا، شاید، فرصتی برای شما بوجود می‌آید كه زخمی ‌از خانواده را التیام ببخشید، مخصوصا اگر شما اخیرا درگیر یك درگیری عاطفی شده باشید. شما واقعا نیازی به آوردن توجیه برای كاری كه باید انجام می‌داده‌اید و نداده‌اید، ندارید. درواقع زمانی ندارید كه بتوانید در لحظه حال، كارها را انجام دهید.

آبان: امروز روزی است كه می‌توانید همه آن را در اختیار داشته باشید. اگر شما برنامه ریزی كرده بودید كه با خانواده‌تان در خانه استراحت كنید، می‌توانید این كاررا بكنید. اگر می‌خواستید كه با دوست‌تان كاری انجام دهید،‌ این نیز ممكن است. یا می‌توانید تكالیف تعیین شده‌ای را كه هنوز تمام نكرده‌اید به پایان ببرید. اگر چه ممكن است شما روزتان را در اولویت قرار دهید، خوشبختانه نیازی ندارید كه كه یك چیز را به جای همه چیز انتخاب كنید.

آذر: شما ممكن است اخیرا از یكسری آدم‌ها عقب نشینی كرده باشید، اما مدیریت كردن موقعیت با ظرافت به شما درك دوباره‌ای از اعتماد به نفس می‌دهد. اكنون، بیشتر از همیشه، شما می‌توانید كاملا از خودتان خشنود باشید. اما خودتان را بالای یك ستون نگذارید، شما یك بار از آنجا شروع كرده‌اید، ممكن است خیلی سخت باشد كه دوباره به عقب برگردید.

دی: كار سخت شما تا تسویه حساب كردن ادامه خواهد یافت، اما ممكن است امروز پورسانت خود را بگیرید و فقط اجازه دهید كه حوادث راه خود را ادامه دهند. ممكن است شما فقط نیاز داشته باشید كه از وظایف‌تان فاصله بگیرید تا زمانی را ایجاد كنید تا یك موقعیت جدیدی برای زندگی خود ایجاد كنید. خوشبختانه، لازم نیست خودتان را به خطر كارهایی كه باید انجام دهید و كارهایی كه نباید انجام دهید از پا درآورید. شما خوب هستید اگر فقط راه خودرا بروید.

بهمن:ممكن است امروز در حالی كه نشسته‌اید و برای آینده‌تان برنامه ریزی می‌كنید به نظر برسد كه دچار گوشه گیری و انزوا شده‌اید. كاری را انجام دهید كه كه شما را كمك كند كه به ذات خود برسید، مانند دعا كردن،‌ قدم زدن در طبیعت یا گوش كردن به یك موسیقی الهام بخش. اما برای اینكه به دیگران توضیح دهید كه مشغول چه كاری هستید از راه خود خارج نشوید. این توصیه‌ای برای رسیدن به موفقیت نیست، بلكه درباره پرورش روح است.

اسفند: ممكن است امروز در حالی كه نشسته‌اید و برای آینده‌تان برنامه ریزی می‌كنید به نظر برسد كه دچار گوشه گیری و انزوا شده‌اید. كاری را انجام دهید كه كه شما را كمك كند كه به ذات خود برسید، مانند دعا كردن،‌ قدم زدن در طبیعت یا گوش كردن به یك موسیقی الهام بخش. اما برای اینكه به دیگران توضیح دهید كه مشغول چه كاری هستید از راه خود خارج نشوید. این توصیه‌ای برای رسیدن به موفقیت نیست، بلكه درباره پرورش روح است.

  • لینک
  • ۱۱ آذر
  • بدون نظر
  • 6 views

تبلیغات متنی

برچسب ها

تمامی حقوق مطالب برای محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع می باشد.