موضوعات سایت


face

اگر بدنبال راهکارهایی برای از بین بردن پف زیر چشم‌هایتان هستید پس این مقاله را با دقت بخوانید.

آیا بخاطر چشم‌هایتان احساس پیری و خستگی می‌کنید؟ آیا احساس سرزندگی و هوشیاری وقتی چشم‌هایتان بخاطر پف‌های زیر پلکتان، خسته و پژمرده به نظر می‌رسد، برایتان سخت است؟ اینها نشانه‌های استرس و خستگی هستند.

به همین منظور نکاتی برایتان آورده‌ایم که به شما برای برطرف کردن پُف زیر چشم‌هایتان کمک می‌کند تا جوانی و شادابی به صورتتان برگردد.

راههای طبیعی درمان پف زیر چشم:

  1. سیب‌زمینی:

یک سیب زمینی خام را (بعد از اینکه چند دقیقه‌ای آن را در یخچال خنک کردید) دو تکه کنید و بعد چشم‌هایتان را بسته و هر تکه را روی یکی از چشم‌هایتان قرار دهید. طوری سیب‌زمینی‌ها را روی چشم‌هایتان بگذارید که نواحی پف کرده زیر چشمتان را هم در بر بگیرد و بگذارید که ۲۰-۱۵ دقیقه آنجا بمانند. بعد از این مدت خواهید دید که پف زیر چشم‌هایتان کمتر می‌شوند.

  1. شیر:

اگر پف‌کردگی زیر چشم‌هایتان بسیار زیاد است، این راهکار را باید همیشه دنبال کنید. دو تکه پنبه را در شیر خیس کرده و روی پلک‌هایتان بگذارید و بگذارید ۳۰-۲۰ دقیقه آنجا بماند. این به چشم‌هایتان برای حفظ آب کمک می‌کند و همچنین خنکشان می‌کند.

  1. روغن:

در یک کاسه کمی آب خنک ریخته و چند قطره روغن ویتامین E به آن اضافه کرده و خوب مخلوطشان کنید. دو تکه پنبه را در این مخلوط خیس کرده و برای ۲۰ دقیقه روی چشم‌هایتان بگذارید. این کار به برطرف کردن تورم دور چشم‌هایتان کمک می‌کند.

  1. خیار:

خیار داروی طبیعی بسیار عالی برای خلاص شدن از پف زیر چشم است. دو تکه خیار خنک و تازه برداشته و برای ۲۵ دقیقه روی چشم‌هایتان بگذارید. با خنکی فوق‌العاده خیار روی چشم‌هایتان حسابی ریلکس کنید و چُرتی بزنید. این کار به آرام کردن ذهنتان هم کمک می‌کند و خواص ضدالتهاب خیار پف‌کردگی بافت‌های زیر چشم را هم کاهش می‌دهد.

  1. چای‌کیسه‌ای خنک:

اگر عجله دارید، می‌توانید از چای کیسه‌ای استفاده کنید. دو عدد چای کیسه‌ای را برداشته و در آب خنک خیس کنید و بگذارید کمی در یخچال بمانند. سپس به مدت ۳۰-۲۵ دقیقه آنها را روی چشمانتان بگذارید. دراز بکشید و کمی استراحت کنید. سپس چشم‌ها و صورتتان را با آب خنک بشویید و پوستتان را خشک کنید.

روش های سریع برطرف کردن پف زیر چشم:

  1. آب یخ و قاشق:

پف زیر چشم‌ها را می‌توانید با کمک یک لیوان آب یخ و چهار قاشق استیل کاهش دهید. قاشق‌ها را در آب یخ خنک کنید و بعد روی هر چشمتان یکی از آنها را قرار دهید. مدام قاشق‌ها را تعویض کرده و دوباره برای خنک شدن در آب یخ بیندازید. آنقدر این کار را ادامه دهید تا احساس کنید کمی از پف‌کردگی از بین رفته است.

  1. سفیده تخم‌مرغ:

چند عدد سفید تخم‌مرغ را هم زده و با استفاده از برس مخصوص دور چشم‌هایتان بزنید. این کار باعث می‌شود ناحیه دور چشم‌هایتان کشیده‌تر شده و کمتر پف کرده به نظر برسد. بگذارید سفیده تخم‌مرغ ۲۰ دقیقه روی پوستتان بماند و بعد صورتتان را با آب خنک بشویید.

  1. چای سبز کیسه‌ای:

بگذارید چای‌ سبز‌های کیسه‌ای که در آب خنک خیس شده‌اند ۱۵-۱۰ دقیقه روی چشم‌هایتان بمانند. خواص طبیعی این چای‌های گیاهی موجب برگرداندن پف زیر چشم‌ها به حالت طبیعی خود می‌شود.

  1. آبرسانی بدن:

تا جاییکه می‌توانید آب بنوشید. بله، نوشیدن آب پف زیر چشم‌ها را کاهش می‌دهد. پس هر زمان که احساس کردید زیر چشم‌هایتان پف کرده است، یک لیوان آب بنوشید.

  • لینک
  • ۲۳ آذر
  • بدون نظر
  • 45 views


فال روزانه ۲۳ آذر

فال روزانه

امروز شما چگونه خواهد گذشت ؟

فال های پیشنهادی امروز آلامتو: فال چینیفال هفته

فروردین: شما امروز احساس می‌کنید قدرت جسمانی تان ته کشیده است، در حالیکه با استراحت کردن می‌توانید تضمین کنید که انرژی تان باز می‌گردد. وقتی که اصلا دوست ندارید هیچ کاری انجام دهید، به جای اینکه به خودتان سخت گرفته و الکی سرتان را شلوغ کنید، به آنچه بدنتان بهتان می‌گوید گوش دهید! اگر قبول کنید استراحت کردن کار خوبی است، بیشتر از گذشته لذت خواهید برد. گاهی وقتها حتی برج ثور بسیار فعال نیز احتیاج دارد که زنگ تفریحی داشته باشد!!.

اردیبهشت: شما دلتان می‌خواهد سبک و روش خود را داشته باشد و هم اکنون صبرتان تمام شده است. شما احساس می‌کنید خیلی سخت مبارزه کرده‌اید و فقط نتایج پیچیده‌ای برای نشان دادن تلاش‌هایتان حاصل شده است. تسلیم شدن بهتر از ادامه دادن این جنگ پوچ و بی فایده است، اما مواظب باشید شکست خوردن باعث بیدار شدن خشم و عصبانیت در وجودتان نشود. اگر هنوز فرد ناموفقی هستید، دوباره شروع کنید، آستین‌هایتان را بالا زده و گذشته را فراموش کنید.

خرداد: شما باید از چند نفر معذرت خواهی کنید! و یا حداقل باید قول‌هایی که بهشان عمل نکرده‌اید را اجرا کنید. حتی اگر قبلاً قصد و نیت خوبی داشتید، ولی به خاطر مشکلات عدیده از مسیر اصلی خود خارج شده‌اید. ولی بالاخره این ایام نیز می‌گذرد. تا می‌توانید وقت گذاشته و موقعیت خود را در دوستی‌های جدیدتان مشخص کنید و برای بهتر کردنشان برنامه ریزی کنید.

تیر: حالا که ماه دوباره به نشانه اشک بار شما بازگشته است، شما بیش از اندازه حساس شده‌اید. اما تا موقعی که می‌توانید احساسات خود را مدیریت کنید، لزومی ‌ندارد برنامه‌های خود را به تاخیر بیندازید. اهمیت دادن به احساسات خود بدون اینکه تسلیمشان بشوید با انکار کردن آنها کاملاً فرق می‌کند. پنهان کردن حقیقت از خود خوشبختی نمی‌آورد، این کار فقط نشان دهنده جهل و نادانی نیست.

مرداد: رویاهای شما امروز نسبت به همیشه خوش آب و رنگ تر شده‌اند، اما آنقدر دور از واقعیت به نظر می‌رسند که بعید می‌دانید بهشان برسید. این اتفاق موجب ناامیدی تان شده است، البته این ناامیدی زمانی به سراغتان می‌آید که نسبت به اولویت‌هایتان انتظارات غیرمعقولی داشته باشید. اگر امروز نتوانستید به اندازه‌ای که دوست داشتید سازنده باشید، خودتان را ناراحت نکنید. حتی اگر روند پیشرفتتان خیلی آرام است، باز هم در جهت رسیدن به اهدافتان کار کنید.

شهریور: شما امروز احساس آسودگی و اطمینان خاطر می‌کنید، به خصوص اگر دوستان و همکارانتان حمایت‌های مخصوص‌شان را از شما دریغ نکنند. شاید قبول کردن کمک دیگران به نظر شما کار زشتی باشد! اما “بله” گفتن می‌تواند اولین قدم باشد. نشان دادن ضعف‌هایتان مرزبندی‌های بی مورد را از بین می‌برد و صمیمت بین شما را بیشتر می‌کند.

مهر: شما امروز مثل اردک مادر که جوجه‌هایش پشت سرش رژه می‌روند شده‌اید و دیگران ازتان پیروی می‌کنند!! باوجود اینکه شما قصد کرده‌اید از کسانی که دوستشان دارید حمایت کنید و هوای آنها را داشته باشید، اما بهترین کار این است که مرزهایی هم برای خود تعیین کنید، پس تمام وقت‌تان را برای سرویس دادن به دیگران تلف نکنید. وقتی را تعیین کنید که نیازهای خود را به دقت تعریف کرده و استقلال خود را نشان دهید.

آبان: شما معمولاً وقتی که به آینده دور فکر می‌کنید، باتوجه به کلیات و اصول مبهم کار می‌کنید. باوجود این امروز به خاطر وجود ماه برج سرطان شما وسوسه می‌شوید که حتی اگر مسأله خیالی مطرح بود بیشتر به جزئیات و ریزه کاری‌ها توجه کنید. حتی اگر برنامه‌ای ندارید که به خاطرش از خانه بیرون بروید، به تخیل خود اجازه بدهید که راهنمای سفرتان باشد! فکر کردن واقعاً بهترین روش برای مسافرت رفتن است!!

آذر: حالا که وجود ماه درخشان برج سرطان باعث شده اعتماد شما از این رو به آن رو شود، وقت این رسیده که در برنامه‌های بزرگ خود تجدید نظر کنید. به جای اینکه با شجاعتی دروغین و بدون توجه به احساسات‌تان کار کنید، تفکر و تعمق درونی داشته باشید و بدون اینکه وانمود کنید که می‌دانید واقعاً چه اتفاقاتی افتاده است، در مورد تغییر دیدگاه‌هایتان راجع به موضوعات اساسی با یکی از دوستانتان صحبت کنید. شاید آنها چیزی که بهش نیاز دارید را بهتان بدهند.

دی: امروز دوستان و خانواده تان خیلی بهتان نیاز دارند و شما آنقدر صبور نیستید که بتوانید با رفتاری سیاست مدارانه احتیاجات آنها را برآورده کنید. اما به جای اینکه رفتار تندی از خود نشان دهید، ناراحتی خود از احساسات محبت آمیز را اعلام کنید. اگر به طور طبیعی ناراحتی‌های خود را ابراز کنید از میزان فشارهایی که روی دوش شماست کاسته می‌شود.

بهمن: هم اکنون ماه وارد برج سرطان احساسی می‌شود و خشم و عصبانیت شدت می‌گیرد. این سخن به این معنی نیست که تمام متولدین برج دلو ناراحت و عصبانی می‌شوند! بلکه به خاطر کمتر شدن تقابل ونوس و بهرام میزان تفریح و خوشی‌ای که حق خودتان می‌دانستید محدودتر می‌شود. سخن گفتن در مورد دین و مذهب و همچنین آیین‌های مذهبی در کل این هفته امری فوق‌العاده مهم است.

اسفند: باوجود ماه در پنجمین خانه تان- یعنی خانه تفریح و بازی- شما امروز می‌توانید بدون اینکه چیز زیادی بگویید گویا باشید! شما به سمت فعالیت‌های لذت بخش همراه با بچه‌ها گرایش پیدا کرده‌اید و نیز فعالیت‌های دیگری که نیازی به زیاد صحبت کردن ندارند. وقت‌هایی که به طبیعت می‌روید و یا زمانی که داخل خانه آرامش دارید، از تفکر کردن بیشتر از عملکرد مستقیم چیز یاد می‌گیرید.

  • لینک
  • ۲۳ آذر
  • بدون نظر
  • 28 views


Starting a New Relationship

اگر در ایجاد یک رابطه عاشقانه عمیق و پایدار دچار مشکل هستید شاید باید در نحوه تصمیم گیری و فکر کردنتان تجدید نظر کنید.

به گزارش آلامتو و به نقل از مردمان؛ قوانین را فراموش کنید. به این فکر نکنید که «اون از من خوشش نمی‌آید.» درواقع، همه سردرگمی‌هایی که برای پیدا کردن آقا یا خانم ایدآل برای خودتان ایجاد می‌کنید را کنار بگذارید.

آنهایی که قلباً از انتخاب شریک‌زندگی خود خوشحال و راضی‌اند، وقت بیشتری را برای شناخت و رشد فردی خودشان صرف کرده‌اند تا اینکه بخواهند برای جذب عشق به سمت خودشان تلاش کنند. به جای اینکه برای به دام کشیدن کسی که دوست دارید وارد بازی شوید، تمرکزتان را روی این پنج اصل قرار دهید و خواهید دید که به مرور زمان، شریک‌زندگی مناسب سر راهتان قرار خواهد گرفت.

  1. خودتان را از نظر جنسی و احساسی درک کنید.

اگر هنوز خودتان را از نظر جنسی و احساسی درک نکرده‌اید، از جایگاهی وابسته و غیرمستقل از نظر احساسی وارد یک رابطه خواهید شد.

ممکن است این امید غیرواقعبینانه را داشته باشید که فردی دیگر بتواند شما را درک کرده و خوشحالتان کند – حتی وقتی خودتان نمی‌توانید اینکار را بکنید.

اینکه مستقیماً با طرفتان درمورد احساسات و خواسته‌های جنسی‌تان صحبت کنید خیلی مهم است چون اینکه به این امید باشید که او بتواند احساسات شما را بشناسد و خودش بفهمد که در رابطه‌جنسی چه می‌خواهید یک فانتزی بیهوده است. ولی قبل از آن خودتان باید از واکنش‌های احساسی‌تان به آدمها و اتفاقات در زندگی‌تان آگاه شده باشید.

به واکنش‌هایتان توجه کنید و آنها را برچسب‌گذاری کنید. به احساساتتان فکر کنید و درمورد آن با دیگران صحبت کنید، البته بدون این توقع که آنها سعی کنند حال شما را بهتر کنند.

  1. حرف‌هایی که آدمها درمورد خودشان می‌زنند و نشان می‌دهند را باور کنید.

کاملاً عادی است که وقتی جذب یک نفر می‌شوید بخواهید رفتارهای بد آنها را توجیه کنید. اگر کسی با بی‌احترامی با شما رفتار می‌کند یا باعث ناراحتی‌تان می‌شود، این اطلاعات را درمورد شخصیت او بگیرید.

اگر سعی می‌کنید با کسی حرف بزنید ولی او شما را نادیده می‌گیرد یا می‌خواهد بدرفتاری خود با شما را توجیه کند، این را جدی بگیرید. ممکن است واقعاً آن فرد شریک خوبی برای زندگی‌تان نباشد.

اگر مردی می‌گوید که در رابطه به دنبال هیچ چیز جدی‌ای نیست یا به فضای تنهایی زیادی نیاز دارد، او را رها کنید. او به هیچ عنوان هدف مشترکی با شما ندارد. حرف‌هایی که آدمها درمورد خودشان می‌زنند را باور کنید. اگر بچگانه یا غیرمحترمانه رفتار می‌کنند یا حرف‌هایی می‌زنند که باعث رنجش‌خاطر شما می‌شود، از آن رابطه بیرون بیایید.

این وظیفه شما نیست که رفتار کردن را به کسی یاد دهید. وظیفه شما فقط کار کردن روی خودتان و کمک به رشد و پیشرفت فردی خودتان است.

  1. از صمیمیت جنسی دوری کنید.

سعی نکنید با عجله کردن برای برقراری رابطه‌جنسی به صمیمیت احساسی برسید. اگر به این امید هستید که یک رابطه جنسی موجب ایجاد صمیمیت احساسی بیشتر یا تعهد بین شما شود، دست بکشید، اشتباه می‌کنید: تحقیقات نشان می‌دهد که روابطی که با رابطه‌جنسی قبل از ازدواج و صمیمیت احساسی شروع می‌شوند، به روابطی متعهد تبدیل نخواهند شد.

شما با این امید عبث رابطه را جلو خواهید برد درحالیکه می‌توانید وقت و انرژی‌تان را برای شناخت بیشتر خودتان و پیدا کردن کسی که آنچه هستید را دوست داشته باشد، صرف کنید.

  1. از نظر روانی خودتان را از والدینتان جدا کنید.

این کار اصلاً ساده نیست. و خیلی‌ها فکر می‌کنند که این کار را کرده‌اند ولی در واقعیت اینطور نیست. اگر شما بعنوان یک فرد بزرگسال به والدینتان اجازه دهید که همه نیازهای احساسی شما را برآورده کنند، دیگر انرژی‌ برای روابط و وابستگی‌های عاشقانه خود نگه نخواهید داشت.

سعی کنید کم‌کم و تا حد ممکن خودتان را از والدینتان مستقل کنید. این به آن معنا نیست که نمی‌توانید از بودن با والدینتان لذت ببرید، با آنها وقت بگذرانید و با آنها درمورد زندگی و تجربیاتتان حرف بزنید. به این معنی است که: برای اینکه بتوانید به تنهایی تصمیم گیری کنید مستقل شوید.

اینکه به صورت افراطی در همه کارهای خود به دنبال نظر، تایید، راهنمایی یا اجازه آنها باشید به این معنی است که برای خودتان زندگی نمی‌کنید. و اگر به والدینتان اجازه دهید همه بار سنگین زندگی شما را بر دوش بکشند، وقتی فردی پا به زندگی شما می‌گذارد، دیگر نخواهید توانست یک انسان کامل باشید و با این فکر وارد آن رابطه می‌شوید که آن فرد هم قرار است مثل والدینتان از شما مراقبت کند به این ترتیب یک رابطه سالم تبدیل به یک رابطه مسموم خواهد شد.

باید کنترل زندگی خودتان را به دست گیرید و از اهداف، نیازها و احساساتتان آگاه باشید.

  1. خودتان را در موقعیت‌های جدید قرار دهید.

یک ایده خیلی پرطرفدار این است که برای پیدا کردن فرد موردنظر اول باید روی رشد و پیشرفت فردی خودتان کار کنید. تجربه من نشان می‌دهد که وقتی خانم‌ها می‌خواهند این کار را انجام دهند، به انزوا کشیده می‌شوند و احساس تنهایی و دور از دسترس بودن می‌کنند.

با چنین هدف مبهمی از «کار کردن روی خودتان» قادر به پیشرفت نخواهید بود و تنهایی هم به بقیه مشکلاتتان اضافه خواهد شد. با رشد دادن هوشیاری جنسی و احساسی‌تان روی خودتان کار کنید.

درعین‌حال، شما برای شناختن خودتان به روابط جدید عاشقانه و دوستی نیاز دارید. هر قرارملاقات با فردی جدید اطلاعات لحظه‌ای درمورد اولویت‌ها، نقاط قوت و ضعفتان در اختیارتان قرار خواهد داد. اگر به فکر کردن و عمل کردن به طریقی که همیشه می‌کردید ادامه دهید، انگار در باتلاق گیر کرده‌اید.

مغز شما توانایی فوق‌العاده‌ای برای تطبیق‌پذیری و رشد دارد – البته اگر به آن اجازه دهید. برای اینکه مغزتان رشد کند باید تحریک‌ها و تجربیات جدیدی به آن بدهید که آن را به چالش بکشد. حتماً چیزهایی هست که دوست داشته‌اید یا می‌خواستید امتحان کنید ولی ترسیده‌اید.

برعلیه این اضطراب بجنگید و خودتان را در موقعیت‌های جدید قرار دهید و با آدم‌های مختلف و جدید برخورد کنید و سایر جنبه‌های شخصیتتان را هم رشد دهید.

  • لینک
  • ۲۳ آذر
  • بدون نظر
  • 32 views


فال روزانه ۲۱ آذر

فال روزانه

امروز شما چگونه خواهد گذشت ؟

فال های پیشنهادی امروز آلامتو: فال ویژه شب یلدافال موفقیت

فروردین: هم اکنون خیلی طبیعی است که در جستجوی پیدا کردن راه هایی برای باز کردن سفره دلتان باشید، اما در این صوت ممکن است حس آزادی و استقلال خود را از دست بدهید. باوجود اینکه شما سعی می‌کنید که از دیدگاه‌های افراد دیگر پیروی نکنید، ولی بهتر است لجاجت و عصبانت بی دلیل نداشته باشید. کمی ‌خویشتن داری زندگی را برای تمام کسانی که با شما درارتباطند شیرین تر می‌سازد.

اردیبهشت: شما معمولاً فرد قابل اطمینانی هستید، اما امروز اوضاع فرق می‌کند!! امروز احساسات شما تغییر کرده، دیگران نگران شما هستند و نمی‌دانند بهتان اطمینان کنند یا نه؟! شاید از مسئولیت‌ها و اجبارهایی که وجود دارد می‌ترسید و از این ترس خود رنج می‌برید. فرار کردن هیچ مشکلی را حل نمی‌کند؛ شما اگر نتوانید با ترس‌های خود روبرو شوید، در یک دور باطل خواهید افتاد.

خرداد: امروز اعتماد کردن به همکارانتان شاید کار پوچ و بیهوده‌ای باشد، چراکه آنها تمایلی ندارند در مورد مسائل واقعی صحبت کنند. حتی اگر اغلب اوقات آدم بشاش و بی خیالی هم باشید، ولی هم اکنون بیشتر از قبل برای افراد دیگر ابراز نگرانی می‌کنید. به جای اینکه به آدم‌های دیگر اعتماد کنید، به قضاوت و شعور خود متکی باشید. اگر یک نفر بیش از حد سرکش و گستاخ بود، از هوش و نبوغ خود استفاده کرده تا بتوانید او را سر جای خود بنشانید تا از مسیر اصلی‌اش منحرف نشود.

تیر: حتی اگر کاملاً ناامید شده باشید و از شدت یاس دست‌هایتان را به آسمان هم برده باشید، باز هم امکان دارد که اوضاع به حالت اول برگردد! شما در مورد چیزهایی که احتمال وقوع‌شان صددرصد نبوده نیز برنامه‌های احتمالی چیده و بیش از اندازه کار کرده‌اید. متاسفانه هر چقدر بیشتر برنامه ریزی کرده و بر طبق آنها فعالیت می‌کنید اوضاع خراب تر می‌شود. پس باید توقعات خود را پایین آورده و بعد دست به کار شوید.

مرداد: برنامه‌های اجتماعی شما آنقدر زیاد و پرمشغله شده است که حتی برای کار کردن هم وقت پیدا نمی‌کنید! ظاهراً دیگران نیز تلاش می‌کنند شما را وسوسه کنند که از وظایفتان دوری کرده و به تفریح کرده مشغول شوید. اما شما آگاه تر از این هستید که بهشان جواب مثبت دهید! از طرف دیگر اگر شما قبل از شروع به کار کردن محدودیت‌هایتان را برای آنها تعریف کرده باشید، دیگر لزومی ‌ندارد حتما بهشان جواب مثبت بدهید.

شهریور: شما امروز آنقدر تند کار می‌کنید که انگار در یک لحظه در دو جا حضور دارید!! اما این سرعت سر سام آور و گیج کننده آنقدر زیاد است که مانع شما شده و اجازه نمی‌دهد یک لحظه هم یک جا بنشینید. ولی در نهایت به نفعتان است. اولین قدمی ‌که باید بردارید این است که بفهمید نمی‌توانید همیشه سرعت بالای خود را حفط کنید. باوجود این حتی اگر تا چند روز آینده اتفاقی نیفتاد، باید سرعت خود را کمتر کنید.

مهر: امروز ایده‌های خوب به سرعت برق از ذهن شما می‌گذرند، این سرعت به قدری زیاد است که اصلا نمی‌توانید آنها را در برنامه ریزی‌هایتان اجرا کرده و به نتیجه مطلوب برسید. اگر شما بخواهید کارهایتان را تکمیل کرده و ایده‌هایتان را تحت پوشش در بیاورید، مجبورید با آرامش فکر کنید. مهم نیست که هم اکنون چه افکار روشنی به ذهنتان می‌رسد، مهم این است که بتوانید در همان لحظه آن را دنبال کنید.

آبان: ظاهراً شما وارد بحثی شده‌اید که خیلی سهل و آسان است، اما این فقط ظاهر قضیه است و در پشت پرده اتفاقات دیگری می‌افتد. شما اطلاعات مورد لزومتان را کسب می‌کنید تا بتوانید با سرمایه یکی از دوستانتان در مورد موضوعی مالی تصمیم مهمی ‌بگیرید. ولی سازمان دهی کردن افکارتان را چند روز به عقب بیندارزید؛ اگر سرعت خود را پایین بیاورید، دوباره می‌توانید به حس ششم خود اطمینان کنید.

آذر: امروز حواستان به فروشنده‌هایی که خوش زبان هستند باشد، چرا که آنها حتی اگر خودشان هم حرف‌های خود را باور نداشته باشند می‌توانند شما را مجاب کنند! حتی اگر چیزی برای خریدن وجود ندارد، باز هم به افرادی که خیلی سریع صحبت می‌کنند و به شما مجال فکر کردن نمی‌دهند، اعتماد نکنید. شاید لحن صحبت آنها صمیمی‌ باشد و شما احساس امنیت کنید، اما یادتان باشد که قرار نیست آنها همه چیز را همان دفعه اول به شما نشان دهند!!

دی: امروز ماه برج جوزا کمی ‌زندگی‌تان را پیچیده می‌کند. برنامه ریزی کردن برای مسافرت‌های آینده زیاد کار جالبی نخواهد بود، مگر اینکه بتوانید کمی ‌رویایی باشید. اگر بخواهید روی اطلاعاتی که قرار است بهتان برسد تکیه کنید، به جایی نمی‌رسید. هم اکنون از جزئیات دست کشیده و روی ایده‌های بزرگ تمرکز کنید.

بهمن: شما می‌خواهید دیدگاه مثبت و خوش بینانه خود را حفظ کنید، اما امروز هیچ چیز به آن اندازه که در ظاهر به نظر می‌رسد خوب و زیبا نیست. حالا شما باید انرژی بیشتری صرف نشان دادن چهره مثبتی بکنید که پیش از این به خاطرش خودتان را خسته کرده بودید. مطمئنا اگر بتوانید به هر چیزی که مانع از لذت بردنتان شده است پایان دهید، اوضاع بهتر می‌شود. لازم نیست تظاهر کنید؛ چرا که دیگران شما را همان طوری که هستید قبول دارند.

اسفند: علاقه‌مندی به سازمان دهی کردن مسائل خانوادگی شما را از فعالیت‌های کاری دور کرده و توجه شما را بیشتر به مسائل خانه معطوف می‌کند. اگرچه شما فکر می‌کنید کارتان به آخر رسیده است، اما به زودی ورق برگشته و با مشکل پییچده تری روبرو می‌شوید. حتی اگر تحت فشار قرار گرفتید که این موضوع را پیگیری کنید، شما خودتان را کنار بکشید. هم اکنون ابراز کردن نظریات‌تان عاقلانه ترین کاری است که می‌توانید انجام دهید.

  • لینک
  • ۲۳ آذر
  • بدون نظر
  • 35 views


anxious

به گزارش آلامتو و به نقل از مردمان؛ شاید برایتان سوال باشد که اگر تمام عشقی که در رابطه از طرف‌مقابلتان دریافت می‌کنید فیزیکی است، آیا می‌تواند نشانه این باشد که او شما را فقط برای رابطه جنسی می‌خواهد نه عشق.

شما از صمیمی و نزدیک شدن با او لذت می‌برید اما دوست هم ندارید که مورد سوءاستفاده او قرار گیرید. هیچکس دوست ندارد بفهمد که عشقی که طرفش به او نشان می‌داد فقط شهوت بوده است.

خیلی‌ها تصور می‌کنند که این مردها هستند که ممکن است بخاطر رابطه‌جنسی، و نه عشق، وارد روابط مختلف شوند ولی محققان دریافته‌اند که خانم‌ها هم به همان اندازه از چنین روابطی لذت می‌برند.

این محققان بر روی تفاوتهای جنسیتی در مردها و زن‌ها و ایده‌های آنها درمورد روابط عاشقانه درمقابل روابط‌جنسی بررسی کردند. آنها دریافتند که مردها در روابط‌جنسی آسان‌گیرتر از زن‌ها هستند ولی بااینحال زن‌ها و مردها به یک اندازه جنبه‌های دیگر جنسیت مثل رابطه جنسی بعنوان یک تجربه احساسی را تایید می‌کنند.

مردها و زن‌ها از نظر متغیرهای مختلف روابط با هم متفاوت بودند (بعنوان مثال زن‌ها بیشتر به دنبال عشق بر مبنای دوستی و مردها بیشتر به دنبال عشق بر مبنای بازی هستند).

دانستن اینکه اگر زنی فاقد آن دوستی باشد ممکن است در یک رابطه سکس‌محور باشد و برای مرد اگر رابطه‌ای فاید آن جنبه‌های بازی و سرگرمی باشد یعنی در یک رابطه سکس‌محور است به شما کمک می‌کند تشخیص دهید طرفتان شما را فقط برای سکس می‌خواهد یا عشق.

    1. در گذشته اهل تعهد در رابطه نبوده است.

آیا روابط کوتاه‌مدت زیادی قبل از شما داشته است؟ آیا این او بوده است که همیشه رابطه‌اش را ترک می‌کرده است نه اینکه کسی او را ترک کند؟ این می‌توند نشاندهنده این باشد که او قادر به فراهم کردن یک رابطه طولانی‌مدت و متعهدانه نیست و ممکن است فقط برای برقراری روابط‌جنسی با شما وارد رابطه شده باشد.

    1. برای ابراز احساسات احساس راحتی نمی‌کند.

اگر برای ابراز خستگی‌ها، ناراحتی‌ها و نگرانی‌هایش از یک مشکل با شما احساس راحتی نمی‌کند می‌تواند به این معنی باشد که نمی‌داند چطور به شما هم ابراز عشق کند.

دیوید ام. باس در کتاب خود «چرا حسادت به اندازه عشق و رابطه‌جنسی مهم است؟» می‌گوید، مردها و زن‌ها انتظارات متفاوتی درمورد درمیان گذاشتن احساسات و وفاداری دارند. بعنوان مثال، اگر زن‌ها از خیانت احساسی همسرشان بیشتر ناراحت می‌شوند. از طرف دیگر، برای مردها خیانت درواقع عدم‌وفاداری جنسی به حساب می‌آید نه احساسی.

بی‌وفایی احساسی مسئله‌ای واقعی است و اگر طرفتان درمورد احساسات خود با شما حرف نزند می‌تواند نشانه این باشد که شما را برای رابطه‌جنسی می‌خواهد نه عشق. و این احتمال وجود دارد که این صمیمیت احساسی را با فرد دیگری در یک رابطه دیگر دارد.

صمیمیت و پیوند احساسی، به‌ویژه درمورد احساسات مثبت، بخش بسیار مهمی از روابط برمبنای عشق است. اگر طرفتان از نظر احساسی از شما دور است یا احساسات خود را در رابطه سرکوب می‌کند، می‌تواند نشانه این باشد که فقط برای برقراری رابطه‌جنسی با شما وارد رابطه شده است.

    1. خیلی وقت‌ها بااینکه نمی‌خواهید با هم رابطه‌جنسی دارید.

اگر طرف‌مقابلتان شما را برای رابطه‌جنسی بخواهد نه عشق این احتمال وجود دارد که خیلی زیاد با هم رابطه‌جنسی دارید و احتمالاً خیلی بیشتر از مقداری که خودتان می‌خواهید. درواقع، احتمالاً بیشتر از یکبار به او گفته‌اید که حوصله آن را ندارید ولی او اصرار کرده است و بالاخره آن کار را انجام داده است.

اینکه شما را مجبور به برقراری رابطه‌جنسی کند درواقع شکستن مرزهای جنسی، یک نوع تجاوز و بسیار نگران‌کننده است. اگر با اینکه به او «نه» گفته‌اید او باز کارش را خلاف میل شما شروع کرده است، صرفنظر از وضعیت تاهل شما با هم، در بعضی کشورها نوعی تجاوز به حساب می‌آید.

    1. طرفتان در اکثر برنامه‌های تفریحی شما شرکت نمی‌کند.

شام در رستوران؟ متاسفم طرفتان یک جلسه دیرهنگام در شرکت دارد ولی به شما می‌گوید که اگر می‌توانید بعد از آن به خانه او بروید. رفتن به پیک‌نیک در طبیعت چطور؟ نه باز هم او برنامه‌های دیگری دارد که شامل شما نمی‌شود ولی به شما می‌گوید شاید بتوانید بعد از آن با هم در رختخواب غذا بخورید.

اگر او تولدتان، تعطیلی‌ها، مناسبت‌ها و این چیزها را فراموش می‌کند، می‌توانید مطمئن باشید که رابطه‌تان چندان عمیق نیست. کم‌کم متوجه می‌شوید که تنها قسمتی از زندگی او که می‌توانید در آن حضور داشته باشید قسمتی است که شما را برای رابطه‌جنسی می‌خواهد نه عشق.

    1. مکالماتتان یا منجر به صحبتهای جنسی می‌شود یا طرفتان ساکت می‌شود.

اگر از صحبتهای جنسی با او امتناع کنید و او هم بخاطر این مسئله دیگر با شما حرف نزند، نشانه این است که شما را برای سکس می‌خواهد نه عشق. مشخص است که برای او مکالمات رابطه مثل مقدمه‌ای برای رابطه‌جنسی است نه صمیمیت احساسی.

  • لینک
  • ۲۲ آذر
  • بدون نظر
  • 46 views


Things You Should Never Tolerate In A Relationship

بودن در یک رابطه باید برای دو طرف رضایت بخش باشد و اگر اینگونه نبود پس ممکن است در رابطه ای اشتباه باشید.

به گزارش آلامتو و به نقل از مردمان؛ رابطه شما، چه یک رابطه جدی عاشقانه باشد چه نباشد، باعث می‌شود احساس هیجان و خوشبختی در زندگی کنید. ولی بسیاری افراد فقط بخاطر ترس از تنهایی در روابط ناراحت‌کننده می‌مانند، حتی اگر آن رابطه قادر به برطرف کردن نیازهایشان نباشد.

هرکس نیاز به احترام، محبت و عشق در رابطه دارد ولی اگر طرفتان قادر به تامین اینها برای شما نباشد، شاید بهتر باشد به ادامه این رابطه بیشتر فکر کنید.

اگر این ۱۰ مشکل را در رابطه‌تان دارید، محبور نیستید آن رابطه را تحمل کنید.

مقاله مرتبط: چه زمانی نباید رابطه خود را به هم بزنید؟
  1. بی‌احترامی کلامی

یک رابطه سالم قبل از هر چیز با احترام متقابل شروع می‌شود. نباید هیچوقت کسی که بددهنی می‌کند، تحقیرتان می‌کند یا باعث می‌شود به هر ترتیبی احساس ناراحتی کنید را تحمل کنید. حتی اگر با هم وارد بحث و جدل می‌شوید، این حق را به هیچکدام از شما نمی‌دهد که با بی‌احترامی با هم رفتار کنید.

  1. کنترل‌گرایی

اگر طرفتان نمی‌تواند تحمل کند که بدون اینکه به شما تهمت بزند از جلو چشمانش دور باشید، به هیچ عنوان مجبور به ادامه رابطه با او نیستید. هیچوقت نباید کسی را که فکر می‌کند باید شما را در هر نقطه از زندگی‌تان کنترل کند تحمل کنید.

  1. بی اعتمادی

اعتماد متقابل برای بقای هر رابطه‌ای لازم است. اگر نمی‌توانید به طرفتان اعتماد کنید. یا باید درمورد این موضوع با او حرف بزنید یا قبل از اینکه این بی‌اعتمادی عمیق‌تر شود، از آن رابطه بیرون بیایید. در یک رابطه هر دو طرف باید با هم احساس راحتی و آزادی کنند و فقدان اعتماد دوطرفه موجب نابودی یک رابطه خواهد شد.

مقاله مرتبط: چگونه بفهمیم در یک رابطه اشتباه هستیم؟
  1. آویزان بودن

البته احساس خواسته شدن در یک رابطه کاملاً طبیعی است ولی اگر مراقب نباشید ممکن است بیش از اندازه شود. بیشتر افراد از بودن با کسی که در بعضی کارهایش درخواست کمک می‌کند یا هرازگاهی نیاز به در آغوش گرفتن یا دردودل کردن دارد، لذت می‌برند.

اینها در رابطه کاملاً طبیعی است، ولی چیزی که طبیعی نیست فرد آویزانی است که به نظر می‌رسد بدون شما قادر به انجام هیچ کاری در زندگی‌اش نیست. کسی که هیچ استقلال شخصیتی در کنار شما از خود نشان نمی‌دهد، یک علامت هشدار است.

  1. اولویت ندادن به شما

بااینکه زندگی به جز رابطه قسمت‌های مهم دیگری هم دارد، ولی طر‌ف‌مقابلتان باید به شما نسبت به مسائل دیگر زندگی‌اش اولویت دهد. مثلاً اگر او بیشتر از اینکه با شما وقت بگذراند با دوستان خودش است، یعنی رابطه‌اش با شما را چندان جدی نمی‌گیرد.

هیچوقت لازم نیست کسی که به شما احساس خاص بودن نمی‌دهد را تحمل کنید. شما شایسته کسی هستید که با شما مثل یک پادشاه یا ملکه رفتار کند.

همچنین بخوانید: نشانه های یک رابطه اشتباه
  1. منفی‌گرایی

البته منفی‌گرایی بخشی از هر رابطه در زندگی است ولی نباید به آن درمقابل مثبت‌گرایی اولویت داد. داشتن نگرش منفی در زندگی منجر به داشتن افکار منفی و در نهایت ذهنی منفی خواهد شد.

کسانی که روی نقاط منفی مسائل تمرکز می‌کنند معمولاً انرژی کمتری دارند، دیگران را بخاطر مشکلاتشان مقصر می‌دانند و به طور کلی، افراد جالبی برای معاشرت نیستند. هیچوقت با کسی که تا این اندازه منفی‌های زندگی را می‌بیند نمانید چون شما را هم به راه خود خواهد کشاند.

  1. عدم دسترسی احساسی

طرف ‌مقابل شما باید همیشه از نظر احساسی در دسترس شما باشد، درغیراینصورت نمی‌توانید یک رابطه موفق با او داشته باشید. اگر احساس ناامنی کند یا برای ابراز احساساتش خجالت بکشد، یعنی مشکلات عمیقی دارد که قبل از وارد شدن به یک رابطه باید به آنها رسیدگی کند.

  1. کسی که به حرف‌هایتان گوش نمی‌دهد

هر دو شما باید برای حرف زدن صادقانه و آزادانه با هم احساس راحتی کنید. اگر طرفتان از آن دسته افراد است که فقط خودش حرف می‌زند طوریکه شما احساس می‌کنید عقاید و افکار شما هیچ اهمیتی ندارد، یعنی برای شما بعنوان یک انسان ارزشی قائل نیست.

  1. کسی که از رویاها و اهدافتان حمایت نمی‌کند

وقتی نوبت به آرزوها و اهدافتان می‌رسد، طرفتان باید بخواهد ۱۵۰٪ از شما حمایت کند. هیچوقت نباید کسی را که به جای تشویق شما در راه رسیدن به اهدافتان، به شما حسادت می‌کند که سعی می‌کند موفقیت‌های شما را دست کم بگیرد تحمل کنید.

  1. بی‌مسئولیتی

و آخر اینکه نباید هیچوقت کسی که تمایلی به زیر بار مسئولیت رفتن ندارد را تحمل کنید. مسئولیت‌های افراد بزرگسال به هیچ وجه شوخی نیست و هر کس باید بتواند میزانی از مسئولیت‌ها و وظایف زندگی را بر عهده بگیرد و برای همه چیز به شما تکیه نکند.

  • لینک
  • ۲۲ آذر
  • بدون نظر
  • 52 views


Why we look at pretty faces

در مورد سیستم پاداش مغز چه می دانید؟ شاید برایتان جالب باشد که بدانید مغزمان بابت نگاه کردن به چهره های زیبا به ما پاداش میدهد!

به گزارش آلامتو و به نقل از مردمان؛ تاثیرات بصری کمی هستند که بتوان آنها را با علاقه انسان به صورت‌ها قیاس کرد. تحقیقات جدید نشان می‌دهد که مغزهای ما برای نگاه کردن به صورت‌های زیبا به ما پاداش می‌دهند.

یک نگاه سریع به صورت فردی که روبرویمان قرار گرفته است، اطلاعات بسیار کاملی درمورد او در اختیارمان قرار می‌دهد. آیا با هم آشنا هستیم؟ مرد است یا زن؟ خوشحال است یا عصبانی؟ جذاب است یا نه؟

اولگا چلنوکووا در پایان‌نامه دکتری خود در دپارتمان روانشناسی دانشگاه اوسلو به بررسی این مسئله می‌پردازد که دستگاه بصری ما قادر به جهت دادن توجه به مهمترین اطلاعات موجود روی صورت افراد است. تحقیق او نشان می‌دهد که تکامل، ما را در خواندن صورت آدمها بسیار خبره کرده است.

او می‌گوید، «ما خیلی درمورد صورت بقیه آدمها کنجکاویم. از صورت آنها داستان زندگی‌شان را می‌خوانیم و ارزش زیبایی‌شناسی‌شان را از روی صورتشان ارزیابی می‌کنیم.»

این محقق و همکارانش دریافتند که سیستم پاداش مغز در ارزیابی ما از میزان جذابیت دیگران درگیر است.

او می‌گوید، «سیستم پاداش در تولید تجربه لذت در زمانی که مثلاً از یک غذای خوشمزه لذت می‌بردیم یا برنده لاتری می‌شویم، دخالت دارد. به نظر می‌رسد که همین سیستم در ایجاد حس لذت در نگاه کردن به یک صورت زیبا هم دخیل است.»

تحقیقات قبلی سطح بالایی از توافق نظر را بین افراد در ارزیابی جذابیت یک چهره نشان داده‌اند. در این تحقیق، محققان از شرکت‌کننده‌ها خواستند به عکس‌هایی از چهره‌هایی با سه درجه جذابیت پایین، متوسط و بالا نگاه کنند. این کار بعد از دادن دوز بسیار پایینی از موفین به شرکت‌کننده‌ها، دارویی که سیستم پاداش را در مغز تحریک می‌کند، انجام گرفت.

چلنوکووا در این رابطه توضیح می‌دهد، «شرکت‌کننده‌ها جذاب‌ترین صورت‌ها را حتی حذاب‌تر دسته‌بندی کردند و برای این چهره‌ها دکمه را بیشتر فشار می‌دادند که به آنها این امکان را می‌داد زمان طولانی‌تری به این چهره‌ها نگاه کنند.

همچنین زمان بیشتری را صرف نگاه کردن به چشم‌های افراد در این عکس‌ها می‌کردند. از همه مهمتر اینکه، وقتی سیستم پاداش را از طریق دارویی متفاوت مسدود کردیم، شاهد رفتارهای کاملاً متضادی بودیم، مثلاً اینکه شرکت‌کننده‌ها امتیاز پایین‌تری به جذاب‌ترین صورت‌ها می‌دادند.»

محققان هیچ تفاوت رفتاری با داروهای مختلف درمورد صورت‌های با جذابیت متوسط و کم در شرکت‌کننده‌ها مشاهده نکردند.

نظریه تکامل

آیا این امکان وجود دارد که مغز انسان برای تقویت و تحریک رفتارهایی که از نظر تکامل مطلوب هستند تکامل یافته باشد؟ براساس این تحقیق این امکان بسیار محتمل است.

اولگا چلنوکووا می‌گوید، «تحقیقات قبلی روابطی بین جذابیت چهره و عوامل مختلفی که برای تکامل نوع انسان مهم هستند، مثل سلامت و قدرت باروری، نشان داده بود. می‌توان گفت که یک علت تکاملی پشت لذت بردن مغز انسان از نگاه کردن به یک صورت زیبا و تمایل آن برای نگاه کردن بیشتر وجود دارد.»

البته او تاکید می‌کند که سیستم پاداش یک واکنش فوری، یک لذت اضافه، به فرد می‌دهد ولی این واکنش سیستم تعیین‌کننده رفتار فرد در طولانی‌مدت نیست.

«بعنوان مثال، ما نمی‌توانیم دائم شکلات بخوریم چون برای سلامتی ضرر دارد. به همین ترتیب، عوامل مختلفی برای خوب بودن یک رابطه فرای زیبایی و جذابیت چهره وجود دارد. ولی اطلاعات درمورد این کیفیت‌های اخلاقی را با معاشرت بیشتر با آن فرد به دست می‌آوریم.»

جستجوی ارتباط بصری

در تحقیق دیگری در پایان‌نامه دکتری اولگا چلنوکووا، به شرکت‌کننده‌ها گفته شد که به تصاویر سه‌بعدی چندین چهره نگاه کنند و حرکت چشمان آنها ارزیابی شد. محققان بررسی می‌کنند که وقتی از شرکت‌کننده‌ها خواسته می‌شود چهره‌ها را بشناسند، به چه نقاطی روی صورت‌ها نگاه می‌کنند. صورت‌های مشابه از زوایای مختلف به شرکت‌کننده‌ها نشان داده شد.

«تشخیص یک چهره از یک زاویه جدید کار آسانی نیست چون ممکن است صورت‌ها از زوایای مختلف متفاوت به نظر برسند.»

محققان نشان دادند که اطلاعات سه‌بعدی درمورد ساختار صورت به ما برای تشخیص چهره از زوایای مختلف کمک می‌کند. آنها همچنین دریافتند که سیستم بصری انسان توجه را به سمت قسمت‌هایی از صورت معطوف می‌کند که اطلاعات لازم برای ما را سریعاً در اختیارمان قرار می‌دهد، مثل چشم‌ها.

تغییر رفتار

تحقیقات قبلی سیستم پاداش مغز را با تجربه زیبایی صورت افراد مرتبط دانسته‌اند. در این تحقیقات، محققان مغز شرکت‌کننده‌ها را در حال نگاه کردن به تصاویر چهره‌ها اسکن کردند.

آنها نشان دادند که نگاه کردن منفعل به صورت‌های زیبا فعالیت را در سیستم پاداش مغز بالا می‌برد. اما مسئله این است که محققان قبلی فقط افزایش فعالیت مغز را در نگاه کردن به صورت‌های زیبا بررسی کرده بودند ولی تاثیر این فعال شدن مغز را بر اینکه آن افراد صورت‌هایی که نگاه کرده بودند را دوست داشتند یا نه آزمایش نکرده بودند.

نتایج این تحقیق پایان‌نامه دکتری اولین یافته‌هایی است که نشان می‌دهد تغییر سطح فعالیت در سیستم پاداش مغز منجر به تغییر رفتار، مثل دوست داشتن بیشتر صورت‌های زیبا و تمایل به نگاه کردن بیشتر به آنها، می‌شود.

«اهمیت چشم‌ها در ارزیابی دیگران کاملاً تایید شده است، بعنوان مثال، وقتی چشم‌های کسی پوشیده باشد، شناسایی چهره او دشوار خوهد بود یا اگر کسی به ما دروغ بگوید، می‌توانید آن را به خوبی از چشم‌های او بخوانیم. به طور کلی، اگر بخواهیم احساس فرد مقابل را درک کنیم، چشم‌ها بیشترین اطلاعات را در اختیار ما قرار خواهند داد.»

همچنین این تحقیق نشان داده است که بینی و گونه‌ها در نگاه کردن شرکت‌کننده‌ها به تصاویر سه‌بعدی، بیشترین اهمیت را برای آنها داشته است، زیرا این اجزای صورت اطلاعات ارزشمندی درمورد ویژگی‌های حجمی صورت در اختیار ما قرار می‌دهد.

  • لینک
  • ۲۲ آذر
  • بدون نظر
  • 28 views


Do You Make These 10 Mistakes in a Conversation?

مهارت شرکت در گفتگو میتواند شما را به بهترین شکل ممکن در مسیر موفقیت یاری کند پس آن را دست کم نگیرید.

به گزارش آلامتو و به نقل از مردمان؛ آیا می‌توانید مهارت‌های خود را در گفتگو و مکالمه ارتقا دهید؟ بله، قطعاً!

ممکن است مدتی طول بکشد تا بتوانید عادت‌های مکالمه‌ای خودتان را در تمام طول زندگی باشما بوده‌اند تغییر دهید ولی امکان‌پذیر است.

برای این منظور تصمیم گرفته‌ایم به ده مورد از متداول‌ترین اشتباهاتی که افراد در مکالمه و گفتگو مرتکب می‌شوند و راهکارهایی برای هرکدام از آنها بپردازیم.

  1. گوش ندادن

ارنست همینگوی گفته است،

«من عاشق گوش دادنم. از بادقت گوش دادن چیزهای زیادی یاد گرفته‌ام. بیشتر آدم‌ها هیچوقت گوش نمی‌دهند.»

شما مثل بیشتر آدم‌ها نباشید. فقط مشتاقانه منتظر نوبت حرف زدن خودتان نمانید. نفس‌تان را مهار کنید. یاد بگیرید که چطور واقعاً به حرف‌های کسانی که صحبت می‌کنند گوش دهید.

وقتی سعی کنید واقعاً گوش کنید، راه‌های بسیار زیادی برای ادامه مکالمه پیدا خواهید کرد. ولی از سوال‌هایی که پاسخ بله و خیر دارند خودداری کنید چون اطلاعات چندانی نصیبتان نخواهند کرد. مثلاً اگر کسی درمورد اینکه آخرهفته با چند نفر از دوستانش به ماهیگیری رفته بوده صحبت می‌کند، می‌توانید سوال کنید:

– کجا برای ماهیگیری رفتید؟
– از چه چیز ماهیگیری بیشتر خوشت می‌آید؟
– به جز ماهیگیری چه کارهای دیگری انجام دادید؟

وقتی چنین سوالتی از او بپرسید، فرد بیشتر در موضوع فرو رفته و اطلاعات بیشتری درمورد تجربه خود به شما خواهد داد. حتی اگر جواب داد «اوه، نمیدونم.» تسلیم نشوید. دوباره سوال کنید، اگر کمی بیشتر فکر کند می‌تواند چیزهایی بگوید که مکالمه را به مراتب جذاب‌تر خواهد کرد.

  1. پرسیدن سوالات زیاد

اگر بیش از حد سوال بپرسید، مکالمه حکم بازجویی را پیدا خواهد کرد. یا طوری به نظر خواهد رسید که خودتان حرفی برای گفتن ندارید. یک جایگزین خوب برای سوال کردن زیاد این است که سوالاتتان را با جمله‌ها و عباراتی از نظر خودتان ترکیب کنید. مثلاً درمورد موضوع مکالمه بالا، می‌توانید سوالات را حذف کنید و بگویید،

– آره، بیرون رفتن با دوستان و کمی ریلکس کردن آخر هفته واقعاً لذت‌بخشه. منم خیلی دوست دارم با دوستام برم پارک و گلف بازی کنم.
– چه جالب، منم ماه پیش با قایق یکی از دوستام رفتیم. این طعمه‌های جدیدی که گرفته بودم رو امتحان کردم، عالی بودن.

و خواهید دید که از همین‌جا مکالمه بسیار روان و راحت پیش خواهد رفت.

  1. حفظ جریان مکالمه

در مکالمه با کسی که به تازگی او را ملاقات کرده‌اید یا وقتی که درمورد اندک موضوعات متداول صحبت کرده‌اید، ممکن است سکوتی مسخره بین‌تان حاکم شود. حتی ممکن است مضطرب شوید و ندانید که چه باید بکنید.

– لیل لوندس (Leil Lowndes) گفته است، «هیچوقت بدون خواندن روزنامه از خانه بیرون نروید.» اگر با کمبود موضع برای حرف زدن روبه‌رو شده‌اید، همیشه می‌توانید درمورد خبرهای روز حرف بزنید. خیلی خوب است که از خبرهای روز جامعه مطلع باشید.

– در میهمانی، درمورد آکواریوم جالب صاحبخانه یا کلاه بامزه یکی از مهمان‌ها یا لیست موزیک‌های میزبان نظر دهید. همیشه می‌توانید با استفاده از چیزهای دور و بر خودتان مکالمه‌ای جدید شروع کنید.

– اگر در اولین ملاقات‌ها احساس اضطراب می‌کنید، تصور کنید که وقتی بهترین دوستتان را می‌بینید چه حسی دارید. و وانمود کنید که این آشنایی جدید یکی از بهترین دوستان شماست. البته نباید افراطی رفتار کنید.

مثلاً اصلاً لازم نیست در جلسه اول آشنایی او را بغل کنید و ببوسید. ولی اگر تصور کنید که او دوست صمیمی شماست، فضایی مثبت‌تر بین شما حاکم خواهد شد و شما با لبخند و رفتاری دوستانه با او صحبت خواهید کرد.

  1. انتقال ضعیف

یکی از مهمترین مسائل در مکالمات این نیست که چه می‌گویید، این است که چطور آن را می‌گویید. ایجاد تغییر در این عادت‌ها تفاوت شگرفی ایجاد می‌کند زیرا صدا، لحن و زبان بدن شما هم بخش‌های مهمی از مکالمه هستند. به این موارد دقت کنید:

– سرعتتان را پایین بیاورید. وقتی درمورد چیزی هیجانی می‌شوید ممکن است تندتر و تندتر حرف بزنید. سعی کنید سرعت حرف زدنتان را در این مواقع کمتر کنید تا طرف‌مقابل بهتر متوجه حرف‌هایتان شود.

– بلند و رسا حرف بزنید. سعی کنید تن صدایتان به اندازه‌ای بالا باشد که اطرافیان متوجه حرف‌هایتان شوند.

– واضح حرف بزنید. زیر لب زمزمه نکنید.

– با احساس حرف بزنید. اگر با لحنی یکنواخت حرف بزنید کسی قادر نخواهد بود مدت زیادی به حرف‌هایتان گوش دهد. باید کاری کنید که احساساتتان در حرف‌زدنتان منعکس شود.

– مکث داشته باشید. شمرده‌تر حرف زدن و یک مکث کوتاه بین جمله‌ها و فکرهای مختلف گوش دادن به حرف‌های شما را راحت‌تر می‌کند. اینکار باعث می‌شود افراد با دقت بیشتری به حرف‌هایتان گوش دهند.

– زبان بدنتان را تقویت کنید. درمورد خندیدن، وضعیت قرارگیری بدن و دست‌ها و نکات دیگر برای تقویت زبان بدن مطالعه کنید.

مقاله مرتبط: ۵ حرکت مهم دست در هنگام گفتگو
  1. تصرف کانون توجه

همه افراد حاضر در جمع باید زمان خود را برای حرف زدن داشته باشند. وقتی کسی خاطره‌ای تعریف می‌کند یا نظر خود را درمورد موضوعی اعلام می‌کند، حرف او را قطع نکنید تا توجه جمع را به سمت خودتان بکشانید. قبل از اینکه خاطره‌شان تمام شود، نظرتان را ابراز نکنید. باید بتوانید بین گوش دادن و حرف زدن یک تعادل ایجاد کنید.

  1. حق به جانب بودن

دست از مشاجره بردارید و سعی نکنید نشان دهید که همیشه حق با شماست. خیلی وقت‌ها یک مکالمه درواقع بحث نیست و فقط برای بهتر کردن روحیه و حال و هوای جمع انجام می‌شود.

اگر شما در آن مکالمه برنده شوید هیچکس تحت‌تاثیر قرار نخواهد گرفت. عقب بنشنید، ریلکس باشید و سعی کنید به بهتر کردن روحیه جمع کمک کنید.

  1. حرف زدن درمورد یک موضوع عجیب

اگر در یک میهمانی هستید یا جایی هستید که می‌خواهید تازه با افراد جدیدی آشنا شوید، باید از شروع بعضی بحث‌ها خودداری کنید. حرف زدن درمورد وضع بد سلامتی‌ یا روابطتان، کار یا محیط کاری بدتان، قتل‌های زنجیره‌ای، زبان تخصصی که فقط شما و یکی دیگر از دوستانتان آن را متوجه می‌شوید یا هر چیز دیگری که انرژی مثبت را از جمع می‌گیرد موارد ممنوعه هستند.

مذهب و سیاست را هم بهتر است برای گفتگو با دوستانتان نگه دارید.

  1. کسل‌کننده بودن

لازم نیست ده دقیقه پشت سر هم درمورد ماشین جدیدتان پرگویی کنید. همیشه باید آماده باشید تا زمانیکه متوجه شدید موضوع صحبتتان باعث سر رفتن حوصله دیگران شده است، آن را تغییر دهید.

یک راه خوب برای گفتن یک حرف جالب این است که زندگی جالبی داشته باشید. و روی چیزهای مثبت متمرکز باشید. شروع به شکوه و شکایت از رئیستان یا کارتان نکنید، مردم هیچ علاقه‌ای به شنیدن آن ندارند. درعوض، درمورد آخرین مسافرتتان حرف بزنید، یک خاطره جالبی که برایتان در آن سفر پیش آمد را تعریف کنید یا درمورد برنامه‌تان برای تعطیلات بعدی صحبت کنید.

یک راه دیگر این است که خودتان علاقه‌مند باشید. همانطور که دیل کارنگی (Dale Carnegie) می‌گوید،

«با علاقه‌مند کردن خودتان و نشان دادن به آدمها می‌توانید طی دو ماه دوستان بسیار بیشتری پیدا کنید تا اینکه سعی کنید طی همان مدت دیگران را به خودتان علاقه‌مند کنید.»

اینکه کمی درمورد چیزهای زیادی بدانید یا اینکه حداقل برای حرف زدن درمورد آنها آماده باشید ویژگی بسیار خوبی است.

اینکه فقط به یک موضوع تکراری و خسته‌کننده نچسبید باعث می‌شود مکالمه جذابیت بیشتری پیدا کند. با این ویژگی شما به نظر فردی خواهید رسید که به راحتی می‌تواند درمورد موضوعات مختلف صحبت کند.

  1. داد و ستد

دهانتان را باز کنید و چیزی که فکر می‌کنید را به زبان آورید. احساستان را بیان کنید. وقتی کسی درمورد یکی از تجربیات خود صحبت می‌کند، شما هم درمورد یکی از تجربیات مرتبط خودتان حرف بزنید. فقط روبروی او نایستید و سرتان را تکان دهید و با جواب‌های کوتاه به او پاسخ دهید. وقتی کسی روی یک مکالمه سرمایه‌گذاری می‌کند دوست دارد که شما هم به صورت متقابل همین کار را بکنید.

درست مثل بقیه قسمت‌های زندگی، نمی‌توانید منتظر بمانید تا طرف مقابل اولین حرکت را انجام دهد. در صورت لزوم خودتان فعال باشید و اولین کسی باشید که صحبت را شروع می‌کند. یک راه خوب آن جایگزین کردن چند سوال با عبارات است. این باعث می‌شود کمتر منفعل به نظر برسید و برای خودتان صاحب عقیده باشید.

  1. شرکت نکردن در بحث

ممکن است تصور کنید که حرف زیادی برای شرکت کردن در بحث ندارید. ولی تلاشتان را بکنید. خوب به حرف‌های دیگران گوش دهید و وقتی آنها حرف می‌زنند خودتان را علاقه‌مند نشان دهید. سوال بپرسید و جملاتی مرتبط بگویید.

چشم‌هایتان را هم باز کنید. مهارت‌های بصری خودتان را با انتخاب چیزهای جالب در گوشه و کنارتان بعنوان موضوع صحبت تقویت کنید. با گستردن دیدتان نسبت به چیزهای جالب در جهان، اندوخته دانش خودتان را ارتقا دهید. روزنامه بخوانید و در مورد موضوعات داغ روز اطلاعات داشته باشید.

سخت نگیرید. لازم نیست همه این کارها را یکدفعه‌ای انجام دهید. ممکن است احساس سردرگمی کنید و گیج شوید. درعوض، سه اشکال مهمی که احساس می‌کنید نیاز بیشتری برای تقویت شدن دارند را انتخاب کنید و ۴-۳ هفته روی آنها کار کنید. تفاوت را احساس کنید و آن را ادامه دهید. خیلی زود خواهید دید که عادت‌های جدیدتان خودشان را به صورت ناخودآگاه در مکالماتتان نشان می‌دهند.

  • لینک
  • ۲۲ آذر
  • بدون نظر
  • 46 views


Social media use associated with depression

آیا مدت زیادی را در شبکه های اجتماعی سپری میکنید؟ بهتر است مراقب سلامت روان خود باشید!

به گزارش آلامتو و به نقل از مردمان؛ محققان دانشکده پزشکی دانشگاه پیتزبرگ اخیراً تحقیقی درمورد تاثیرات شبکه‌های اجتماعی بر روحیات کاربران آنها انجام داده‌اند.

این تحقیق مشخص کرد که هر چه جوانان زمان بیشتری را صرف شبکه‌های اجتماعی کنند، احتمال افسرده بودن آنها بیشتر است. یافته‌های این تحقیق می‌تواند به متخصصین بالینی برای کمک به بیماران افسرده مفید باشد.

دکتر برایان پریماک، محقق پروژه تحقیقاتی و مدیر مرکز تحقیقاتی پیتز در ارتباط با رسانه‌ها، تکنولوژی و سلامت، می‌گوید، «ازآنجاکه شبکه‌های اجتماعی به بخش بسیار مهمی از روابط انسانی تبدیل شده است، برای متخصصین درمان‌های بالینی که با جوانان سروکار دارند، خیلی مهم است که توازن بین مصرف مثبت و مصرف مشکل‌زا را درک کنند.»

دکتر پریماک و تیم تحقیقاتی او روی ۱۷۸۷ فرد بزرگسال امریکایی بین ۱۹ تا ۳۲ ساله تحقیق کردند و در پرسشنامه‌هایی که به شرکت‌کننده‌ها داده شده بود درمورد جزئيات استفاده از شبکه‌های اجتماعی سوال شده بود. سپس پاسخ‌های پرسشنامه‌ها با یک ابزار ارزیابی برای افسردگی تطبیق داده شد.

شبکه‌های اجتماعی سوال‌شده در پرسشنامه عبارت بودند از: Facebook، Youtube، Twitter، Instagram، Google Plus، Snapchat، Tumblr، Pinterest، Vine، LinkedIn

براساس نتیجه پرسشنامه‌ها، شرکت‌کننده‌ها ۶۱ دقیقه در روز از شبکه‌های اجتماعی استفاده می‌کنند و به طور متوسط ۳۰ مرتبه در هفته به رسانه‌های اجتماعی مختلف سر می‌زنند. نکته هشداردهنده در این تحقیق این بود که یک چهارم این افراد جزء افراد با شاخص افسردگی بالا طبقه‌بندی شده بودند.

در این تحقیق ارتباط قابل‌توجه و خطی بین استفاده از شبکه‌های اجتماعی و افسردگی دیده شد، چه بر مدت زمان استفاده از این شبکه‌ها باشد یا دفعات سر زدن به آنها.

درمقایسه با شرکت‌کننده‌هایی که دفعات کمتری به شبکه‌های اجتماعی سر می‌زدند، شرکت‌کننده‌ایی که از رسانه‌های اجتماعی با دفعات بیشتر در روز استفاده می‌کردند، ۲٫۷ مرتبه احتمال افسردگی داشتند. و در مقایسه با آنهایی که مدت زمان کمتری در روز در این شبکه‌ها وقت می‌گذراندند، آنهایی که زمان کلی بیشتری را صرف این شبکه‌ها می‌کردند، ۱٫۷ مرتبه بیشتر در خطر افسردگی بودند.

محققان همچنین سایر عوامل احتمالی افسردگی ازجمله سن، جنسیت، نژاد، وضعیت تاهل، شرایط زندگی، سطح تحصیلات و درآمد را نیز در این تحقیق لحاظ کردند.

یکی از نویسندگان این تحقیق می‌گوید، این احتمال وجود دارد که افراد افسرده برای پر کردن خلاء درونی خود از شبکه‌های اجتماعی استفاده می‌کنند. ولی استفاده از شبکه‌های اجتماعی خود می‌تواند منجر به افسردگی شود و این نیز متعاقباً به استفاده بیشتر از این شبکه‌ها می‌انجامد.

ولی چرا استفاده زیاد از شبکه‌های اجتماعی می‌تواند منجر به افسردگی شود؟ این تحقیق توضیح می‌دهد که قرارگیری در معرض نمایش همسالان از خود در این شبکه‌ها، احساس حسادت را در افراد ایجاد می‌کند و باعث می‌شود تصور کنند که دیگران همه زندگی‌های بهتر و شادتری نسبت به آنها دارند. افرادیکه در فعالیت‌های بی‌معنی‌تری در شبکه‌های اجتماعی شرکت می‌کنند باعث می‌شود که تصور کنند که وقت خود را تلف می‌کنند.

همچنین استفاده بیشتر از این شبکه‌ها احتمال آزار و اذیت‌های اینترنتی را افزایش می‌دهد که این هم خود می‌تواند منجر به افسردگی در فرد شود. و شبکه‌های اجتماعی «اعتیاد به اینترنت» را افزایش می‌دهد که یک وضعیت روحی-روانی مرتبط به افسردگی است.

یکی از امیدهای این تحقیق تشویق متخصصین برای سوال کردن از بیماران مبتلا به افسردگی درمورد استفاده از شبکه‌های اجتماعی حین ارزیابی آنها است. و یافته‌های این تحقیق می‌تواند بعنوان پایه و اساسی برای تاثیر شبکه‌های اجتماعی بر مشکلات سلامت عمومی در نظر گرفته شود.

شرکت‌های بسیاری از این شبکه‌های اجتماعی در کمک به افرادی که به نظر افسرده می‌آیند، فعالیت دارند. مثلاً اگر کاربری کلمه “depressed” (افسرده) یا “suicidal” (خودکشی) را روی شبکه Tumblr جستجو کند، منابع بسیار مفیدی برای او نشان داده خواهد شد و از فرد پرسیده خواهد شد که مشکلی دارد یا خیر.

فیسبوک هم به کاربران این امکان را می‌دهد که نوشته‌های دیگران که حالت‌هایی از افسردگی در خود دارد را با فشردن فلش پایین «من تصور می‌کنم این نباید روی فیسبوک قرار گیرد» > «تهدیدآمیز، خشونت‌آمیز یا متمایل به خودکشی است» > «یک مورد را انتخاب کنید…» > ارائه کمک یا پشتیبانی با گفتن اینکه کنارش هستید، درخواست کمک یا صحبت درمورد آن با فردی مورداعتماد یا درخواست از فیسبوک برای بازنگری آن متن و ارائه پشتیبانی.

فیسبوک می‌داند که شبکه اجتماعی آن تاثیر قابل‌ملاحظه‌ای بر روحیه کاربرانش دارد. بعنوان مثال، دانشمندان اطلاعات فیسبوک در سال ۲۰۱۲ یک آزمایش بسیار بحث‌برانگیزی بر رفتارهای انسانی انجام دادند که در آن صفحه اخبار ۶۸۹،۰۰۳ کاربر مورد ارزیابی قرار گرفت که در این ارزیابی یا کلیه پُست‌های مثبت یا کلیه پُست‌های منفی برداشته شد تا ببینند بر روحیات کاربران دیگر اثر می‌گذارد یا خیر.

این آزمایش همانطور که انتظار می‌رفت پیش رفت. کاربرانی که محتویات منفی‌تر ملاحظه می‌کردند، خودشان هم محتویاتی منفی به اشتراک می‌گذاشتند و برعکس.

این تنها تحقیق انجام گرفته درمورد تاثیر شبکه‌های اجتماعی بر افسردگی نبوده است. سال گذشته، تحقیقی در ژورنال روانشناسی اجتماعی و بالینی که توسط محققان دانشگاه هوستون انجام گرفت، مشخص کرد که افزایش استفاده از فیسبوک با علائم افسردگی در ارتباط است و به یک پدیده روانشناختی به نام «مقایسه اجتماعی» منجر می‌شود.

در آگوست ۲۰۱۳، محققان دانشگاه میشیگان نیز تحقیقی به نام «استفاده از فیسبوک زوال سلامت فردی را در جوانان به دنبال دارد» منتشر کردند که در آن نتیجه‌گیری شد که هر چه افراد طی یک دوره بیشتر از فیسبوک استفاده کنند، میزان خوشحالی‌شان کاهش می‌یابد.

در تحقیق دیگری که در سال ۲۰۱۴ به نام «عواقب احساسی فیسبوک: چرا فیسبوک منجر به بدتر شدن حال ما می‌شود و چرا باز از آن استفاده می‌کنیم» در دانشگاه اینسبرگ در اتریش انجام گرفت و مشخص کرد که فعالیت در فیسبوک تاثیری منفی بر حال و روحیه کاربران آن دارد.

تحقیقات بسیار بیشتری دیگری هم در سایر دانشگاه‌ها در این زمینه انجام گرفته است که همه مصرف زیاد شبکه‌های اجتماعی را با افسردگی مرتبط دانسته‌اند.

اما اگر تصور می‌کنید مصرف زیاد شبکه‌های اجتماعی در شما هم باعث احساس افسردگی شده است، چه باید بکنید؟ به شدت توصیه می‌شود که با یک متخصص روانشناسی در این زمینه صحبت کنید. همچنین استفاده از این شبکه‌ها را تا حد امکان پایین بیاورید و سعی کنید آن را با فعالیت‌هایی مثبت‌تر جایگزین کنید.

  • لینک
  • ۲۱ آذر
  • بدون نظر
  • 33 views


adore

به گزارش آلامتو و به نقل از مردمان؛ بااینکه در اکثر فرهنگ‌ها جا افتاده است که روش عشق ورزیدن مردها و زن‌ها با هم متفاوت است و زن‌ها در ابراز عشق و محبت در روابط عاشقانه بهتر عمل می‌کنند، روانشناسان اعتقاد دارند که تحقیقات چندان این ایده را تایید نمی‌کنند.

یک تحقیق جدید که به تازگی در ژورنال Personality and Social Psychology به چاپ رسیده است، مشخص می‌کند که با اینکه مردها به اندازه زن‌ها به ابراز علاقه متمایل هستند، محققان چند تفاوت جالب‌توجه بین زنان و مردان در نحوه ابراز احساساتشان را عنوان می‌کنند.

الیزابت شوئنفلد، محقق این تحقیق و پژوهشگر دانشگاه تگزاس دریافته است که مردها با شروع رابطه‌جنسی و یا انجام مشترک فعالیت‌ها عشق خود را نشان می‌دهند، زنان احساسات خود را با ادعای کمتر و سازگاری بیشتر نشان می‌دهند.

محققان با هر ۱۶۸ زوج شرکت‌کننده در این تحقیق که همه ازدواج اولشان بود، درمورد فعالیت‌ها و ارتباطاتشان با همدیگر طی دو ماه اول زندگی و بعد به صورت سالیانه طی ۱۳ سال بعد از شروع ازدواجشان، مصاحبه کردند.

تقریباً همه زوج‌ها سفیدپوست بودند و بیش از نیمی از آنها تحصیلات عالی داشتند.

برخلاف کلیشه‌های جنسیتی متداول، آخرین یافته‌ها نشان داده است که هرچه مردان همسرشان را بیشتر دوست داشته باشند، محبتشان بیشتر شده و محیطی ایجاد خواهند کرد که زوج می‌توانند انواع و اقسام فعالیت‌ها را در کنار هم انجام دهند، چه فعالیت‌های تفریحی و چه فعالیت‌های مربوط به کارهای خانه.

ولی، به نظر می‌رسد عشق هیچ تاثیری بر میزان مسئولیتی که مردها از کارهای خانه به گردن می‌گیرند ندارد و به نظر نمی‌رسد با عشق بیشتر تمایل آنها به سبک‌تر کردن کارهای همسرشان بیشتر شود.

ولی هرچه بیشتر همسرشان را دوست داشته باشند، احتمال اینکه شروع‌کننده رابطه‌جنسی با او باشند بیشتر خواهد بود ولی این مسئله درمورد خانم‌ها صادق نیست و آنها هرچقدر هم که شوهرانشان را دوست داشته باشند، احتمال اینکه اولین قدم را برای رابطه‌جنسی بردارند بسیار کم است.

یافته‌ها نشان می‌دهد که اگر زنی احساس کند شوهرش او را دوست ندارد، به جای اینکه علاقه خود را به او نشان دهد یا در فعالیت‌های مشترک بیشتری با او شرکت کند، خود را بیشتر با روحیات و خواسته‌های او تطبیق خواهد داد.

تحلیل‌های چندلایه در این تحقیق نشان داده است که برخلاف انتظارات تئوریک، هر دو جنسیت به یک اندازه به ابراز عشق و محبت خود تمایل دارند. ولی زن‌ها عشقشان را با انجام رفتارهای منفی و مخالف کمتر نشان می‌دهند و مردها با پیشقدم شدن برای رابطه‌جنسی، مشارکت در برنامه‌های تفریحی و همکاری با همسرشان در کارهای خانه عشقشان را ابراز می‌کنند.

کارشناسان دیگر عنوان می‌کنند که بر تفاوت‌های جنسیتی در ازدواج معمولاً بیش از اندازه تاکید می‌شود.

استیو یاپ، محقق دپارتمان روانشناسی دانشگاه ایالتی میشیگان می‌گوید، «تفاوت‌های جنسیتی خیلی زیادی بین مردها و زن‌ها به طور کل وجود ندارد. اگر به کل این تحقیق نگاه کنید، تفاوت‌های جنسیتی اصلاً به چشم نمی‌آیند.»

یاپ، که بر روی خوشبختی و ازدواج تحقیق می‌کند، دریافته است که بااینکه ازدواج باعث شادی و خوشبختی بیشتر نمی‌شود، ولی از آنها در برابر زوال شادی که در میانسالی اتفاق می‌افتد، محافظت می‌کند.

او می‌گوید، تعداد بسیار کمی از تفاوت‌های جنسیتی از نظر علمی به اثبات رسیده‌اند، مثل قوی‌تر بودن مردها از نظر فیزیکی، تمایلات جنسی قوی‌تر آنها و تمایل بیشترشان به خشونت. او همچنین متذکر می‌شود که حتی این سه خصوصیت با تجربه و ارتباطات اجتماعی قابل اصلاح است.

  • لینک
  • ۲۱ آذر
  • بدون نظر
  • 17 views

تبلیغات متنی

برچسب ها

تمامی حقوق مطالب برای محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع می باشد.